در روانشناسی مدرن و طبق نظریه طرحوارهدرمانی جفری یانگ، طرحوارهها الگوهای فکری و هیجانی پایداری هستند که در دوران کودکی شکل گرفته و در طول زندگی تکرار میشوند.
وقتی از تله رهاشدگی: چرا همیشه جذب افرادی میشویم که ما را ترک میکنند؟ سخن میگوییم، در واقع به یک باور عمیق و اضطرابآور اشاره داریم که فرد معتقد است «هر کسی را که دوست دارم، در نهایت مرا تنها خواهد گذاشت».
این طرحواره معمولاً در سنین بسیار پایین، یعنی زمانی که کودک برای بقای فیزیکی و عاطفی خود کاملاً به مراقبانش وابسته است، شکل میگیرد.
اگر والدین به دلیل مرگ، طلاق، بستری شدن در بیمارستان یا حتی بیثباتی هیجانی (مانند دمدمیمزاج بودن یا غیبتهای طولانی) نتوانند یک «پناهگاه امن» برای کودک فراهم کنند، بذر این تله در روان او کاشته میشود.
تجربه تله رهاشدگی: چرا همیشه جذب افرادی میشویم که ما را ترک میکنند؟ صرفاً مربوط به غیبت فیزیکی نیست؛ بلکه بسیاری از اوقات، «رهاشدگی هیجانی» مخربتر است.
کودکی که در خانهای بزرگ میشود که والدین در آن حضور فیزیکی دارند اما از نظر عاطفی سرد، طردکننده یا غیرقابل پیشبینی هستند، یاد میگیرد که صمیمیت لغزنده و ناپایدار است.
این کودک در بزرگسالی با یک «رادار حساس به طرد شدن» وارد روابط میشود.
او مدام به دنبال نشانههایی میگردد که ثابت کند شریک عاطفیاش قصد رفتن دارد.
این وضعیت، یک اضطراب مزمن ایجاد میکند که فرد را در وضعیت «گوشبزنگی» دایمی قرار میدهد و اجازه نمیدهد او از آرامش در یک رابطه پایدار لذت ببرد.
پارادوکس جذابیت و شیمی طرحواره؛ چرا «آدمهای سمی» برای ما جذابترند؟
یکی از عجیبترین جنبههای تله رهاشدگی: چرا همیشه جذب افرادی میشویم که ما را ترک میکنند؟ این است که افراد دارای این طرحواره، به ندرت جذب افراد امن، متعهد و در دسترس میشوند.
در روانشناسی به این پدیده «شیمی طرحواره» میگوییم. فردی که طرحواره رهاشدگی دارد، در کنار یک شریک عاطفیِ مهربان و ثابتقدم، احساس «ملال» و «بیحوصلگی» میکند.
دلیل این امر آن است که ذهن او، عشق را با «اضطراب» و «جنگیدن برای بقا» اشتباه گرفته است.
برای او، عشقی که در آن ترس از دست دادن نباشد، عشق واقعی به نظر نمیرسد.
بنابراین، او به طور ناخودآگاه جذب کسانی میشود که «غیرقابل دسترس»، «بیتعهد» یا «اجتنابی» هستند.
در واقع، تله رهاشدگی: چرا همیشه جذب افرادی میشویم که ما را ترک میکنند؟ باعث میشود ما به دنبال بازسازیِ صحنه جرم دوران کودکی خود باشیم.
ما جذب افرادی میشویم که شبیه به والدِ رهاکننده ما هستند، به امید اینکه این بار بتوانیم نتیجه را تغییر دهیم.
ما فکر میکنیم «اگر بتوانم این فردِ بیتعهد را وادار کنم که عاشق من بماند، یعنی من ارزشمند هستم و بر زخم قدیمیام پیروز شدهام».
اما متأسفانه، انتخاب یک فردِ نالایق برای درمانِ زخم رهاشدگی، فقط منجر به تکرار تروما و عمیقتر شدن طرحواره میشود.
این همان چرخه باطلی است که بسیاری از کاربران در جستجوی پاسخ آن در سایتهای روانشناسی هستند.
نشانهشناسی و رفتارهای مخرب؛ چگونه تله رهاشدگی روابط ما را به نابودی میکشاند؟
افرادی که با تله رهاشدگی: چرا همیشه جذب افرادی میشویم که ما را ترک میکنند؟ دست و پنجه نرم میکنند، معمولاً رفتارهای متناقضی از خود نشان میدهند که در نهایت منجر به «پیشگویی کامبخش» (Self-fulfilling Prophecy) میشود.
یعنی آنها از ترس رها شدن، چنان رفتارهای افراطیای انجام میدهند که شریک عاطفی را کلافه کرده و او را مجبور به ترک رابطه میکنند.
یکی از این رفتارها، «چک کردن مدام» است. فرد ممکن است بارها در طول روز پیام بدهد، مکان همسرش را چک کند یا نسبت به هرگونه تعامل او با دیگران حساسیت و حسادت بیمارگونه نشان دهد. این فشار روانی، فضای تنفس را در رابطه از بین میبرد.
از سوی دیگر، برخی افراد به دلیل تله رهاشدگی: چرا همیشه جذب افرادی میشویم که ما را ترک میکنند؟ از سبک «رها کردن پیشدستانه» استفاده میکنند.
شعار ناخودآگاه آنها این است: «قبل از اینکه تو مرا ترک کنی، من تو را ترک میکنم تا آسیب نبینم».
این افراد به محض اینکه رابطه صمیمی میشود و احساس میکنند ممکن است به طرف مقابل وابسته شوند، بهانهای میتراشند و رابطه را تمام میکنند.
این مکانیسم دفاعی، اگرچه از دردِ ناگهانیِ طرد شدن جلوگیری میکند، اما فرد را در یک تنهایی مزمن و ایزوله نگه میدارد.
آنها هرگز طعم یک رابطه عمیق را نمیچشند چون همیشه در حال فرار از ترسهایشان هستند.
پیامدهای بلندمدت بر سلامت روان؛ از افسردگی تا اختلالات شخصیتی
تداوم تله رهاشدگی: چرا همیشه جذب افرادی میشویم که ما را ترک میکنند؟ در زندگی یک فرد، هزینههای سنگینی برای سلامت روان او دارد.
این افراد معمولاً با یک احساس «تنهایی بنیادین» زندگی میکنند، حتی زمانی که در جمع هستند.
آنها معتقدند که در لایههای عمیق وجودیشان، چیزی ایراد دارد که باعث میشود دیگران آنها را نخواهند.
این باور به مرور زمان تبدیل به «عزتنفس پایین» و در موارد شدیدتر، منجر به «افسردگی خویی» (Dysthymia) میشود.
زندگی برای آنها مانند انتظاری دایمی برای یک فاجعه است؛ فاجعهای به نام «تنها ماندن».
ارتباط مستقیمی بین تله رهاشدگی: چرا همیشه جذب افرادی میشویم که ما را ترک میکنند؟ و اختلال شخصیت مرزی (BPD) وجود دارد.
اگرچه هر کسی که این تله را دارد دچار اختلال شخصیت نیست، اما ترس افراطی از رها شدن (حتی رها شدنِ خیالی)، یکی از ستونهای اصلی این اختلال است.
در این سطح، فرد دچار بیثباتی عاطفی شدیدی میشود و روابطش بین دو قطبِ «فرشتهسازی» و «دیوسازی» نوسان میکند.
علاوه بر این، استرس ناشی از تله رهاشدگی: چرا همیشه جذب افرادی میشویم که ما را ترک میکنند؟ میتواند منجر به بیماریهای روانتنی (Psychosomatic) شود.
دردهای قفسه سینه، مشکلات گوارشی و بیخوابی مزمن در افرادی که مدام در ترسِ از دست دادنِ رابطهشان هستند، بسیار شایع است.
بدن آنها مدام در حالت «آمادهباش برای سوگ» قرار دارد.
این سطح از فشار فیزیولوژیک، سیستم ایمنی را ضعیف کرده و فرد را در برابر بیماریهای جسمی نیز آسیبپذیر میکند.
بنابراین، درمان این تله، نه یک انتخاب لوکس، بلکه یک ضرورت برای بقای همه جانبه فرد است.
نقشه راه درمان و رهایی؛ چگونه زنجیرهای تله رهاشدگی را پاره کنیم؟
درمان تله رهاشدگی: چرا همیشه جذب افرادی میشویم که ما را ترک میکنند؟ فرآیندی زمانبر اما ممکن است.
اولین قدم در طرحوارهدرمانی، «مشاهدهگری آگاهانه» است. فرد باید بتواند بین «واقعیتِ حال حاضر» و «فلاشبکهای عاطفیِ گذشته» تفکیک قائل شود.
وقتی شریک عاطفی شما دیر به خانه میآید و شما دچار وحشت میشوید، باید بتوانید به خودتان بگویید: «این وحشت متعلق به کودک ۵ سالهای است که مادرش دیر از سر کار برگشته بود، نه منِ بزرگسال».
این تکنیکِ فاصلهگذاری، قدرتِ ویرانگرِ احساسات آنی را کاهش میدهد.
در قدم دوم برای رهایی از تله رهاشدگی: چرا همیشه جذب افرادی میشویم که ما را ترک میکنند؟ فرد باید یاد بگیرد که «والدِ مهربانِ درونِ خود» باشد.
او باید بیاموزد که چگونه خلاءهای عاطفیاش را خودش پر کند، به جای اینکه تمام بارِ ارزشمندیاش را روی دوشِ دیگران بیندازد.
تکنیکهای «تصویرسازی ذهنی» و «بازوالدینی کردن» (Reparenting) در جلسات تراپی به فرد کمک میکند تا به کودک آسیبدیده درونش اطمینان دهد که حتی اگر تمام دنیا او را ترک کنند، «خودش» در کنار خودش باقی خواهد ماند.
این استقلال عاطفی، پادزهر اصلی تله رهاشدگی است.
در نهایت، بخش مهمی از درمان شامل «تغییر الگوی انتخاب شریک عاطفی» است.
فرد باید آگاهانه از جذابیتهای کاذبِ آدمهای سمی و اجتنابی دوری کند و به آدمهای «امن» فرصت دهد. اگرچه در ابتدا ممکن است رابطه با یک فرد امن «کسلکننده» به نظر برسد، اما با گذشت زمان، فرد طعمِ شیرینِ «آرامش» و «پیشبینیپذیری» را خواهد چشید.
تله رهاشدگی: چرا همیشه جذب افرادی میشویم که ما را ترک میکنند؟ تنها زمانی از بین میرود که ما ثابت کنیم میتوانیم در یک رابطه پایدار بمانیم بدون اینکه هر روز انتظار فاجعه را داشته باشیم.
اشتراک این مقاله
جایی که بیشتر با هم در ارتباط هستید انتخاب کنید.
این مقاله چقدر برایتان مفید بود؟
امتیاز شما به بهترشدن مطالب بعدی کمک میکند.





برای ثبت گفتگو ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.