داستان هایی واقعی از قانون جذب در زندگی انسانها

نظرات 3
12 دقیقه مطالعه

طبیعی است که وقتی برای اولین بار از کسی چیزی را می شنوید که بیش از حد خوب به نظر می رسد ، احساس تردید کنید. این امر در مورد قانون جذب هم صدق می کند! اگرچه ممکن است ایده ی قانون جذب در شما طنین انداز شود ، اما وسوسه انگیز است که فکر کنید قانون جذب بسیار جادویی است و غیر واقعی به نظر می رسد. امیدوارم با به اشتراک گذاشتن داستان های واقعی از قانون جذب به شما نشان دهم که این قانون چگونه می تواند کار کند و به شما کمک کند تا ببینید که تحولات چشمگیر امکان پذیر هستند.

قانون جذب

قانون جذب می گوید که هر آنچه را که بر آن تمرکز کنید ، به زندگی خود جذب خواهید کرد. در واقع هرچیزی را که به آن انرژی و توجه اختصاص دهید ، به شما باز خواهد گشت.

بنابراین ، اگر در زندگی خود بر موارد خوب و مثبت متمرکز باشید ، به طور خودکار چیزهای خوب و مثبت بیشتری را جذب خواهید کرد.

قانون جذب

در یکی از داستان های واقعی از قانون جذب از زبان یکی از مدرسان قانون جذب ارائه شده است :

{مربی من فردی به نام W. Clement Stone بود. وقتی من معلمی در شیکاگو بودم و سالانه 8000 دلار درآمد داشتم ، او درباره ی قانون جذب من را راهنمایی می کرد. او به من گفت ، ” می خواهم هدفی را تعیین کنی که بسیار بزرگ باشد و در صورت دستیابی به آن ، مطمئن باشی که دلیل آن قانون جذبی است که من به تو یاد می دهم.”

من تصمیم گرفتم که در آن سال 100 هزار دلار درآمد داشته باشد. تصویری از یک 100،000 دلاری بر روی کاغذ چاپ کردم و آن را به سقف بالای تخت خوابم آویزان کردم. هر روز صبح تصویر را می دیدم. تصور می کردم که داشتن 100،000 دلار چگونه است؟ هر کاری که می کردم برای رسیدن به آن هدف بود. در پایان سال ، 97 هزار دلار به دست آورده بودم. این امر هرگز بدون قانون جذب و تکنیک های تجسم ، مراقبه و مدیتیشن امکان پذیر نبود.}

در ادامه چند مورد از داستان های واقعی از قانون جذب آمده است:

قانون جذب و کبیر-شعبده بازی در آمریکا

کبیر در 6 سالگی پس از دیدن بزرگترین شعبده باز جهان یعنی دیوید کاپرفیلد ، که در برنامه ی تلویزیونی مالزی مشغول اجرای برنامه بود ، علاقه مند به شعبده بازی شد. وقتی که او بزرگتر شد ، شور و شوق او هم افزایش یافت و او  بیش از هر زمان دیگری می خواست که  به دیوید کاپرفیلد مالزی تبدیل شود.

ذهن یک ابزار قدرتمند و به عقیده ی برخی افراد جادویی است. بخش بزرگی از قانون جذب همان چیزی است که من بیش از همه آن را دوست دارم، یعنی: تصور کردن.

اگر تصور کنید و جوری رفتار کنید که آرزوی شما به حقیقت پیوسته است ، جهان به این انرژی شما پاسخ خواهد داد.

شروع کبیر

کبیر از خود پرسید ، “اگر من اکنون شعبده بازی مشهور در دنیا بودم ، چگونه عمل می کردم؟”

بنابراین او شروع به رفتار کردن به عنوان یک شعبده باز کرد و یک دید بصری از آرزویش برای خود ساخت.

بعد از حضور در یکی از کارگاه های آموزشی قانون جذب ، به من از آرزوهایش برای تحصیل و اجرای شعبده بازی در آمریکا گفت.

من به او گفتم که بسیار عالی است ، اما به جای گفتن ، “من می خواهم در آمریکا شعبده بازی یادبگیرم” ، بگو: “من در آمریکا در حال یادگیری شعبده بازی هستم.”

او قدرت ذهن خود را حتی بیشتر از قبل متمرکز کرد و دید خود را تغییر داد و از طریق طرز فکر جدیدش و انرژی که به جهان ساطع کرد ، توانست از طریق یک گروه مغز متفکر که مایل به حمایت مالی از وی برای تحصیل شعبده بازی در آمریکا بودند ، یک تاجر ثروتمند چینی را به عنوان اسپانسر جذب کند.

سپس یکی از دوستان او مقاله ای را با عنوان زیر در روزنامه چاپ کرد: “اجرای شعبده باز مالزیایی در هالیوود”

من مطمئن هستم که اکنون می توانید حدس بزنید که چه اتفاقی پس از آن افتاده است. بله ، وی پس از یک سال تجسم و تلاش ، دعوت شد که در (مجیک کسل هالیوود) اجرا کند.

قانون جذب و دانیل- خریدن خانه ی رویایی

در اینجا یکی دیگر از داستان های واقعی از قانون جذب آمده است:

پس از دیدن فیلم (راز) و توضیحات من در مورد قانون جذب باعث شد دانیل قدرت تمرکز خود را درک کند. او تصمیم گرفت قانون جذب را برای خانه رویایی مورد نظر خود اعمال کند.

 او بهترین قیمتی را که می توانست در مزایده پیشنهاد کرد  ، اما بسیار کم بود.

دانیل قیمت را نسبت به آنچه که واقعاً توانش را داشت و آنچه احساس می کرد مناسب خانواده اش است، بیان کرده بود اما هنوز هم خیلی پایین تر از قیمت پیشنهادی بانک بود.

من همواره می گویم که، “هر چیزی را که شما بخواهید ، می توانید به دست آورید ، اما شما باید برای دستیابی به آن تلاش کنید.”

این جمله برای او و خانواده اش طنین انداز شد.

بنابراین با این که برای اکثر مردم دیوانه وار به نظر می رسد ، او و خانواده اش عملیات تجسم را شروع کردند. تقریباً هر روز ، آنها به سمت جاده اصلی خانه می رفتند و جوری  رفتار می کردند گویا خانه از آن آنها است.

باور دانیل

آنها نقشه می کشیدند که مبلمان را کجا قرار دهند و روی نیمکت های جلوی خانه می نشستند تا از نزدیک خانه را ببینند.او واقعاً احساس موفقیت داشت. وی قبل از حراج دوم ، دیگر احساس اضطراب نداشت و آرام و در آرامش محض بود و می دانست که همه کارهایی را برای دستیابی خانه باید انجام می داد را انجام داده است.

پس چه شد؟

بالاترین پیشنهاد دهنده منصرف شد . بانک با او تماس گرفت و پرسید که آیا او می تواند قیمت خود را تا 15،000 دلار بالا ببرد. دانیل بر پیشنهاد خود پافشاری کرد و گفت که تنها این قیمت برای خانواده اش مناسب است. چند روز بعد ، او یک تماس از  بانک دریافت کرد که پیشنهاد او را پذیرفته بودند!

قانون جذب و شارون-پیتزا خوردن در ونیز

اکنون یکی دیگر از داستان های واقعی از قانون جذب را با شما به اشتراک می گذارم:

شارون بلافاصله پس از تماشای برنامه ی راز در حین خوردن پیتزا به قانون جذب، معتقد شد و با شنیدن داستان من مبنی بر قرار دادن تصویر پرینت شده ی 10000 دلار پولی که می خواستم در بالای تخت خوابم تحت تاثیر قرار گرفته بود.

او به جهان گفت که دفعه بعدی که پیتزا می خورد ، ساعت 1 صبح در ونیز ، ایتالیا در اول می ، یعنی روز تولدش می باشد.

او واقعاً عاشق پیتزا بود ، بنابراین می توانید تصور کنید که این چقدر برایش دشوار بود!

او در مورد درخواست خود با همه ، بدون توجه به اینکه مردم فکر کنند كه او دیوانه است ،صحبت می کرد زیرا او می دانست كه این اتفاق خواهد افتاد.

 وی یک تابلو از ونیز ساخت و عکسی از هتلی که می خواست در آنجا اقامت کند چاپ کرد.

در ژانویه ی آن سال که او قصد داشت به ونیز برود ، شخصی که او را ملاقات کرده بود و درخواست او را شنیده بود ، پیشنهاد کرد که بلیطی برای سفر به ونیز به او بدهد.

پس از اینکه فهمید تمام اتاق های هتلی که او می خواست در آنجا اقامت کند برای کنفرانسی رزرو شده ، معتقد بود که جهان این موضوع را درست خواهد کرد و دو هفته بعد دوباره تماس گرفت و فهمید که یک اتاق قابل اقامت است و معلوم شد که آن اتاقی بود که دقیقا تصویرش را مدام نگاه می کرد !

قانون جذب و گلین – کریسمس بدون استرس

“در سال 2004 ما کریسمس بدی داشتیم و من چند ماه قبل از کریسمس ساعت کاری خود را کم کرده بودم و شغل همسرم ثابت نبود.

ما 2 دختر داریم که سزاوار کریسمس بودند. به خصوص دختر بزرگترم که پیشرفت های چشمگیری در مدرسه خود داشته است.

من از خریدن هدایایی که می دانستم دخترانم می خواهند به آنها بدهم ، نا امید شده بودم زیرا رئیسم با من تماس گرفته و گفت بود که نمی تواند به من کمک مالی کند.

کمی استراحت کردم و آرام تر شدم . به این فکر کردم که ما یک خانه دوست داشتنی داریم و هنوز هم میتوانیم  درخت تزئین شده ی کریسمس را داشته باشیم و در کنار هم با صمیمیت شام بخوریم.

4 روز قبل از کریسمس از خواب بیدار شدم و پاکت قهوه ای رنگی را در صندوق پستم دیدم ، آن را باز کردم و فهمیدم که به من تخفیف مالیاتی داده شده است!

و من تمام هدایایی را که می خواستم را خریداری کردم.

من مطمئن هستم این اتفاق  به خاطر این بود که از نگرانی در مورد کریسمس دست کشیدم و مثبت نگرتر و قدردان تر شدم.

قانون جذب و کریسمس

قانون جذب بدون اقدام و تلاش کار نمی کند.

امیدوارم که این داستان های واقعی از قانون جذب به شما احساس قدرت داده باشند. برای تاثیرگذار بودن قانون جذب مانند این داستان ها ، باید اقدام کنید.

قانون جذب فقط با نشستن و آرزو کردن کار نمی کند! بنابراین می خواهم شما یک لیست مفصل از هر اقدامی که برای رسیدن به اهداف خود باید انجام دهید ، بنویسید.

تضمین می کنم که این امر حرکت کردن در جهت آرزوهایتان را آسان تر خواهد کرد.

4/5 - (23 امتیاز)

رشد خودت رو استارت بزن !

درخواست ثبت نام در دوره های امیر شریفی

مشترک شدن
اطلاع رسانی کن
guest
هنگامی که پاسخی داده شود به ایمیل شما پیام ارسال میگردد

3 نظرات
جدید ترین
قدیمی ترین بیشترین امتیاز
بازخورد درون خطی
دیدن تمام نظرات
3
0
سوالی دارید؟ بپرسیدx