بسیاری از ما در روابط عاطفی خود با این سوال تکراری و آزاردهنده مواجه میشویم: «چرا من همیشه جذب آدمهای اشتباه میشوم؟» یا «چرا تمام روابط من با الگویی مشابه به شکست ختم میشوند؟» پاسخ به این پرسشها در اعماق ذهن ما و در مفهومی به نام «طرحواره» نهفته است.
در واقع، طرحوارههای درمانی: چطور الگوهای تکراری در انتخاب پارتنر اشتباه را متوقف کنیم؟ به ما میآموزد که الگوهای رفتاری ما در بزرگسالی، بازتابی از نیازهای عاطفی بیپاسخ در دوران کودکی ما هستند.
وقتی ریشههای روانی انتخابهای خود را نشناسیم، محکوم به تکرار دردهایی هستیم که در گذشته تجربه کردهایم.
مبانی نظری و مفهومشناسی طرحوارههای درمانی: چطور الگوهای تکراری در انتخاب پارتنر اشتباه را متوقف کنیم؟
طرحوارههای ناسازگار اولیه، الگوهای فکری و هیجانی عمیقی هستند که در اوایل کودکی شکل گرفته و در طول زندگی تکرار میشوند.
طبق نظریه جفری یانگ، زمانی که نیازهای اساسی کودک مانند امنیت، دلبستگی، خودمختاری و آزادی در بیان هیجانات به درستی برآورده نشود، ذهن برای بقا شروع به ساختن قابهای فکری خاصی میکند.
این قابها که ما آنها را به عنوان طرحوارههای درمانی: چطور الگوهای تکراری در انتخاب پارتنر اشتباه را متوقف کنیم؟ میشناسیم، مانند عینکهایی هستند که جهان و روابط را از پشت آنها میبینیم.
مشکل اینجاست که این عینکها اغلب واقعیت را تحریف کرده و ما را به سمت موقعیتهایی سوق میدهند که تکرارکننده همان آسیبهای قدیمی باشند.
درک این موضوع که چرا ذهن ما به سمت درد تمایل دارد، کلید اصلی در مبحث طرحوارههای درمانی: چطور الگوهای تکراری در انتخاب پارتنر اشتباه را متوقف کنیم؟ است.
ضمیر ناخودآگاه ما به دنبال «آشنایی» است، نه لزوماً «خوشبختی». اگر در کودکی با بیتوجهی یا طرد شدن روبرو شده باشید، عشقِ همراه با احترام و توجه برای شما «ناآشنا» و حتی «اضطرابآور» خواهد بود.
به همین دلیل، شما به صورت ناخودآگاه جذب پارتنرهایی میشوید که شما را نادیده میگیرند، زیرا این وضعیت برای ذهن شما شناختهشده است.
این فرآیند که «بازآفرینیِ اجباریِ تروما» نام دارد، دلیل اصلی درجازدن در روابط سمی است.
برای متوقف کردن این چرخه، ابتدا باید بپذیریم که انتخابهای ما تصادفی نیستند.
روانشناسی مدرن با تمرکز بر طرحواره درمانی به افراد کمک میکند تا متوجه شوند که چگونه «کودک آسیبدیده» درونشان، سکان هدایت روابط بزرگسالی را به دست گرفته است.
وقتی شما متوجه میشوید که جذابیت شدیدی که نسبت به یک فرد بیعاطفه حس میکنید، در واقع فعال شدنِ طرحواره «محرومیت عاطفی» شماست، قدرت انتخاب پیدا میکنید.
در بخشهای بعدی این مقاله، به بررسی دقیقتر تلههایی خواهیم پرداخت که باعث میشوند ما بارها و بارها در دامِ اشتباه بیفتیم.
نقش نیازهای هیجانی اساسی در شکلگیری شخصیت
کودک برای رشد سالم به پنج حوزه نیاز اساسی دارد: امنیت، خودمختاری، محدودیتهای واقعبینانه، آزادی در بیان نیازها و تفریح.
هرگونه خلل در این حوزهها منجر به ایجاد تلههایی میشود که در مقاله طرحوارههای درمانی: چطور الگوهای تکراری در انتخاب پارتنر اشتباه را متوقف کنیم؟ به آنها میپردازیم.
تفاوت طرحواره درمانی با روانکاوی کلاسیک
در حالی که روانکاوی بر گذشته تمرکز دارد، طرحواره درمانی با استفاده از تکنیکهای شناختی، تجربی و رفتاری، به فرد کمک میکند تا الگوهای کنونی خود را در لحظه تغییر دهد.
این رویکرد برای کسانی که میپرسند چطور الگوهای تکراری را متوقف کنیم؟ بسیار موثرتر است.
شناسایی ۵ طرحواره اصلی در انتخاب پارتنر اشتباه: چطور الگوهای تکراری را متوقف کنیم؟
نخستین و شایعترین تله در روابط عاطفی، طرحواره «رهاشدگی/بیثباتی» است.
افرادی که این طرحواره را دارند، همیشه با ترسی عمیق از ترک شدن زندگی میکنند.
آنها یا جذب پارتنرهای بیثبات و غیرقابل دسترس میشوند (تا ترس خود را تایید کنند) یا با وابستگی بیش از حد، پارتنر سالم خود را فراری میدهند.
در مبحث طرحوارههای درمانی: چطور الگوهای تکراری در انتخاب پارتنر اشتباه را متوقف کنیم؟ این افراد باید بیاموزند که جذابیتِ آدمهای غیرقابل دسترس، چیزی جز بازتابِ ترسهای دوران کودکیشان نیست.
آنها فکر میکنند اگر بتوانند یک فرد بیثبات را تغییر دهند، بالاخره بر دردی قدیمی پیروز شدهاند، اما این یک بازی دو سر باخت است.
طرحواره دوم، «محرومیت عاطفی» است که به معنای این باور است که نیازهای من برای محبت، همدلی و حمایت هرگز برآورده نخواهد شد.
کسانی که با این تله دست و پنجه نرم میکنند، معمولاً پارتنرهایی را انتخاب میکنند که سرد، بیروح و از نظر عاطفی خسیس هستند.
این انتخاب به صورت ناخودآگاه انجام میشود تا فرد در همان وضعیت آشنایِ «نادیده گرفته شدن» باقی بماند.
در مقاله طرحوارههای درمانی: چطور الگوهای تکراری در انتخاب پارتنر اشتباه را متوقف کنیم؟ ما تاکید میکنیم که این افراد باید یاد بگیرند که سکوت پارتنر را به عنوان «عشق متین» تعبیر نکنند، بلکه آن را به عنوان یک زنگ خطر برای بازتولید تنهایی گذشته ببینند.
طرحواره «بیاعتمادی/بدرفتاری» نیز نقش ویرانگری در انتخاب پارتنر دارد.
فردی که در کودکی مورد سوءاستفاده یا خیانت قرار گرفته، جهان را جایی خطرناک میبیند.
او یا با پارتنرهای آزارگر وارد رابطه میشود (چون فکر میکند سزاوار چیزی بهتر نیست) یا با سوءظن مفرط، پارتنر خود را خسته میکند.
برای پاسخ به سوال طرحوارههای درمانی: چطور الگوهای تکراری در انتخاب پارتنر اشتباه را متوقف کنیم؟ باید گفت که این افراد نیاز دارند تا دیوار دفاعی خود را به تدریج فرو بریزند و بین «احتیاط عاقلانه» و «پارانوایای طرحوارهای» تفکیک قائل شوند.
شناخت این تلهها، اولین قدم برای تغییر مدارِ جذبِ پارتنر است.
تله نقص/شرم و انتخاب پارتنرهای منتقد
اگر همیشه احساس میکنید به اندازه کافی خوب نیستید، احتمالاً جذب پارتنرهایی میشوید که مدام از شما ایراد میگیرند.
این طرحواره باعث میشود شما انتقادهای تند را به عنوان «صداقت» بپذیرید و در رابطه بمانید.
طرحواره ایثارگری و جذب پارتنرهای خودشیفته
افرادی که بیش از حد فداکار هستند، آهنربای آدمهای خودشیفته و بهرهکش میباشند.
در بحث طرحوارههای درمانی، این افراد باید بیاموزند که عشق به معنای نادیده گرفتنِ کاملِ خود نیست.
شیمی طرحوارهای: چرا پارتنرهای سمی برای ما جذابتر هستند؟
پدیده «شیمی طرحوارهای» توضیحی علمی برای این است که چرا وقتی با یک فرد سمی روبرو میشویم، حس میکنیم او «نیمه گمشده» ماست.
وقتی دو طرحواره مکمل (مثلاً رهاشدگی و بیثباتی) با هم برخورد میکنند، جرقهای شدید از جذابیت ایجاد میشود که ما آن را با «عشق در نگاه اول» اشتباه میگیریم.
در واقع، این جذابیت ناشی از این است که پارتنر مقابل، دقیقاً کلیدِ فعال کردنِ دردهای قدیمی ما را در دست دارد.
در موضوع طرحوارههای درمانی: چطور الگوهای تکراری در انتخاب پارتنر اشتباه را متوقف کنیم؟ ما یاد میگیریم که این جرقه تند و تیز، اغلب نشاندهنده یک رابطه ناسالم است، نه یک تقدیر عاشقانه.
روانشناسی روابط میگوید که عشق سالم معمولاً با آرامش و امنیت شروع میشود، اما برای کسی که به «درام» و «تلاطم عاطفی» عادت کرده، آرامش به معنای «کسالت» تعبیر میشود.
فردی که دارای طرحواره محرومیت عاطفی است، اگر با یک پارتنر مهربان و در دسترس روبرو شود، احتمالاً فکر میکند: «او خیلی خوب است اما نمیدانم چرا به او کشش ندارم».
دلیل این است که پارتنر مهربان، طرحواره او را فعال نمیکند.
برای متوقف کردن الگوهای تکراری، باید بیاموزیم که به جای دنبال کردنِ «هیجانات مخرب» به دنبال «امنیت پایدار» باشیم. این یکی از سختترین اما ضروریترین درسهای طرحواره درمانی است.
حقیقت این است که رهایی از شیمی طرحوارهای، مانند ترکِ یک اعتیاد است.
مغز ما به دوپامینی که در اثر تعقیب و گریز با یک پارتنر بیثبات ترشح میشود، عادت کرده است.
برای تغییر این وضعیت، باید آگاهانه از روابطی که «خیلی سریع و خیلی شدید» شروع میشوند، فاصله گرفت.
تفاوت جذابیت سالم و جذابیت طرحوارهای
جذابیت سالم بر اساس ارزشهای مشترک و احترام شکل میگیرد، در حالی که جذابیت طرحوارهای بر اساس بازسازیِ دردهای گذشته است.
تشخیص این دو، هنرِ خودشناسی است.
چگونه مغز ما در تله روابط سمی میافتد؟
نوروساینس نشان میدهد که مدارهای پاداش در مغز افرادِ آسیبدیده، با رفتارهای متناقض (گاهی مهربانی و گاهی بیمحلی) بیشتر تحریک میشوند.
این همان چیزی است که باعث میشود شما در یک رابطه اشتباه بمانید و نتوانید آن را رها کنید.
مراحل گامبهگام برای رهایی از تلهها و توقف انتخاب پارتنر اشتباه
اولین قدم در مسیر طرحوارههای درمانی: چطور الگوهای تکراری در انتخاب پارتنر اشتباه را متوقف کنیم؟ «مشاهدهگریِ آگاهانه» است.
شما باید لیستی از پارتنرهای قبلی خود تهیه کنید و ویژگیهای مشترک آنها را بنویسید.
آیا همه آنها سرد بودند؟ آیا همه آنها کنترلگر بودند؟ با این کار، شما الگوی طرحوارهای خود را استخراج میکنید.
تا زمانی که این الگوها در سطح ناخودآگاه باشند، شما بر آنها کنترلی ندارید؛ اما به محض اینکه نامی برای آنها بگذارید (مثلاً: «آها، باز هم دارم جذب یک آدمِ طردکننده میشوم»)، فاصله ایمنی بین شما و تله ایجاد میشود.
قدم دوم، «شفای کودک درون» از طریق تکنیکهای تجربی است. در طرحواره درمانی، ما از بازوالدینیِ مدبرانه (Reparenting) استفاده میکنیم.
یعنی شما باید یاد بگیرید که همان والدی باشید که در کودکی نداشتید.
اگر پارتنرتان به شما بیتوجهی میکند، به جای التماس برای توجه، باید به خودتان بگویید: «من ارزشمند هستم و نیازی ندارم برای جلب محبت کسی که مرا نمیبیند، بجنگم».
این تغییر دیالوگ درونی، ارتعاشات شما را تغییر داده و باعث میشود دیگر جذب آدمهای اشتباه نشوید.
در واقع، پاسخ به پرسش چطور الگوهای تکراری را متوقف کنیم؟ در تغییرِ رابطه شما با خودتان نهفته است.
قدم سوم، «تغییر الگوهای رفتاری» است. این مرحله سختترین بخش کار است، زیرا باید برخلافِ غریزه طرحوارهای خود عمل کنید.
اگر همیشه جذب آدمهای مغرور میشدید، این بار آگاهانه به کسی شانس بدهید که مهربان و متواضع است، حتی اگر در ابتدا حسِ «جرقه» را ندارید.
وقتی شما به تنهایی احساس کامل بودن کنید، دیگر برای پر کردنِ حفرههای درونیتان، پارتنرهای سمی را جذب نخواهید کرد.
عزت نفس قویترین سد در برابر طرحوارههای ناسازگار است.
تکنیک صندلی خالی در طرحواره درمانی
این تکنیک به شما کمک میکند تا با بخشهای مختلف وجودتان (کودک آسیبدیده، والد منتقد و بزرگسال سالم) گفتگو کنید و تعارضات درونی که منجر به انتخاب اشتباه میشوند را حل نمایید.
نوشتن کارتهای فلش برای مقابله با حملات طرحوارهای
در لحظاتی که وسوسه میشوید به سمت یک پارتنر اشتباه برگردید، از کارتهایی که جملات منطقی روی آنها نوشته شده استفاده کنید.
این کار به بخشِ پیشپیشانیِ مغز کمک میکند تا بر بخشِ احساسیِ غلبه کند.
ساختن رابطه سالم و تثبیت تغییرات: راهنمای نهایی طرحواره درمانی
پس از شناسایی و کار بر روی تلهها، سوال نهایی این است: «یک رابطه سالم چه شکلی است؟» در مدارِ جدیدِ طرحوارههای درمانی: چطور الگوهای تکراری در انتخاب پارتنر اشتباه را متوقف کنیم؟ رابطه بر پایه «امنیت، صمیمیت تدریجی و احترام متقابل» بنا میشود.
در یک رابطه سالم، شما نیازی ندارید که مدام نگرانِ ترک شدن یا قضاوت شدن باشید.
پارتنر سالم، کسی است که به رشد شما کمک میکند، نه کسی که زخمهای قدیمی شما را نمک میپاشد.
تداوم در آموزش و خودشناسی، ضامن این است که شما دیگر هرگز به مدارهای قدیمی باز نگردید.
یکی از نشانههای رشد شما در مسیر طرحواره درمانی این است که وقتی با یک آدم سمی روبرو میشوید، دیگر او را «جذاب» نمیبینید، بلکه او را «خستهکننده» یا «خطرناک» تشخیص میدهید.
این تغییر در ذائقه عاطفی، نشاندهنده شفای درونی شماست. شما یاد گرفتهاید که آرامش را به هیجانِ سمی ترجیح دهید.
در این مرحله، شما دیگر به دنبال کسی نیستید که شما را «کامل» کند، بلکه به دنبال کسی هستید که با او «همسفر» شوید.
این بلوغ عاطفی، میوه شیرینِ مسیری است که با نام طرحوارههای درمانی: چطور الگوهای تکراری در انتخاب پارتنر اشتباه را متوقف کنیم؟ آغاز کردید.
در نهایت، به یاد داشته باشید که تغییر، یک فرآیند است و نه یک اتفاق ناگهانی.
ممکن است گاهی دوباره لغزش کنید و به سمت الگوهای قدیمی متمایل شوید؛ در این لحظات با خود مهربان باشید.
هدف طرحواره درمانی رسیدن به کمال نیست، بلکه رسیدن به «آگاهی و انتخابگری» است.
با هر بار انتخابِ آگاهانه، شما یک قدم از چاله بدهیِ عاطفی دورتر میشوید و به سمت فراوانی در عشق حرکت میکنید.
سایتهای روانشناسی معتبر همیشه بر این نکته تاکید دارند که سلامت روان در گروِ روابط سالم است و روابط سالم، محصولِ شناختِ عمیقِ خویشتن است.
تشخیص چراغ سبزها (Green Flags) در پارتنر جدید
ثبات در رفتار، توانایی عذرخواهی، شنونده فعال بودن و احترام به مرزهای شخصی، مهمترین نشانههایی هستند که ثابت میکنند شما در حال انتخاب یک فرد سالم هستید.
نقش ذهنآگاهی (Mindfulness) در پیشگیری از بازگشت طرحوارهها
تمرینات ذهنآگاهی به شما کمک میکنند تا به محض فعال شدن یک طرحواره در بدن (مثلاً تپش قلب در حضور یک فرد خاص)، آن را شناسایی کرده و قبل از گرفتن تصمیم اشتباه، به وضعیت «بزرگسال سالم» بازگردید.
رهایی از الگوهای تکراری در روابط عاطفی، سفری دشوار اما رهاییبخش است.
با درک طرحوارههای درمانی: چطور الگوهای تکراری در انتخاب پارتنر اشتباه را متوقف کنیم؟ شما یاد میگیرید که پارتنرهای شما، آینهای از درونیات شما هستند.
با شفای زخمهای کودکی، شناسایی تلههای ذهنی و تغییر شیمیِ جذابیت، میتوانید برای اولین بار در زندگی، طعم عشق واقعی و امن را بچشید.
به یاد داشته باشید که شما سزاوار رابطهای هستید که در آن دیده شوید، شنیده شوید و مورد احترام قرار بگیرید.
از همین امروز، انتخاب کنید که معمارِ آگاهِ روابط خود باشید.
اشتراک این مقاله
جایی که بیشتر با هم در ارتباط هستید انتخاب کنید.
این مقاله چقدر برایتان مفید بود؟
امتیاز شما به بهترشدن مطالب بعدی کمک میکند.






برای ثبت گفتگو ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.