گفت و گو با برایان تریسي

نظرات 16
10 دقیقه مطالعه

brian-tracy 
میتوانید کمي از خودتان و گذشته تان برایمان بگویید؟

زندگي را در حالي آغاز کردم که از نعمت هاي چنداني برخوردار نبودم. من در خانواده اي به دنیا آمدم که از نظر مالي در مضیقه بود. دبیرستان را نیمه تمام رها کردم. ابتدا مدتي به کارهاي کارگري دست زدم و چندي نیز اتومبیل خود را یگانه سرپناه شب و روزم قرار دادم. همواره در رویاي سفر کردن بودم.

20 ساله که شدم، تمام پس اندازم را برداشتم و سفر به دور دنیا را آغاز کردم. سرتاسر آمریکاي شمالي را درنوردیدم، در طول سفر دریایي خود از اقیانوس اطلس تا بریتانیاي کبیر به کار در کشتي پرداختم و بعد با دوچرخه از فرانسه به اسپانیا و تنگه جبل ا لطارق رفتم. درآنجا بود که به  همراه دونفر از دوستانم یک اتومبیل لندرور خریدیم و با عبور از صحراي بزرگ آفریقا خود را به این کشور رساندم.درطول این سفر؛ تجربیات فراواني کسب کردیم و با حوادث گوناگوني روبرو شدیم که تمام اینها نقش بسیار مهمي در شکل گیري فلسفه و باورهاي کنوني من به زندگي بودند. سرانجام به ژوهانسبورگ(آفریقاي جنوبي)رسیدیم و من درآنجا تقریبا ” به مدت 2 سال زندگي کرده و به کار پرداختم. سپس به لندن برگشتم و مدتي هم در آلمان و انگلستان مشغول کار شدم. در سال 1968 راهي یک سفر زمیني از لندن به سنگاپور شدم و با عبور از کشورهاي  اروپایي، ترکیه، ایران، پاکستان، هند و مالزي سرانجام به سنگاپور رسیدم. سپس مجددا”  از طریق  مالزي عازم تایلند شدم وحدود 2 سال هم در آنجا اقامت گزیده و کار کردم. از آن زمان تا کنون به  کشورهاي زیادي درآسیا، آمریکاي شمالي، آمریکاي جنوبي، کارائیب، اروپا، آفریقا سفرکردم که شمار آنها به بیش از 80 کشور میرسد.

مدرک فوق لیسانس دردهه 30 زندگي ام، توانستم به دانشگاه آلبرتا راه پیدا کنم و سرانجام موفق  به اخذ توزیع و ملکي، واردات معامالت مختلف هاي حوزه در شدم. سپس بازرگاني ي رشته در اتومبیل، بازاریابي، تبلیغات، آموزش و  مشاوره کارکردم. درشرکتي با سرمایه ي اولیه 265 میلیون دلار به سمت رئیس کل کارپردازي برگزیده شدم.

در سال 1981، به ارائه ي مطالب درسي و برپایي سمینارهایي در کانادا و آمریکا پرداختم. بعدها، این مطالب درسي و دیگر مباحث را به صورت برنامه هاي آموزشي دیداري و شنیداري در اختیار عالقه مندان قرار دادم.

در سال1986، به منطقه ي سن دیه گو واقع در ایالت کالیفرنیا نقل مکان کردم. در طول 20 سال گذشته بیش از 300  برنامه ي آموزشي دیداري و شنیداري تولید کردم که برخي از آنها به بیش از 24 زبان ترجمه شده اند و در بیش از 30 کشور مورد استفاده قرار ميگیرند. من ارائه دهنده ي بهترین و پرفروش ترین برنامه هاي آموزش شنیداري در سراسر جهان هستم. برنامه هاي آموزشي تصویري من توسط بزرگترین شرکت هاي آمریکا و اروپا استفاده ميشوند.

من  نویسنده ي بیش از40 کتاب پرفروش هستم که امروزه توسط سرشناس ترین مؤسسات انتشاراتي سراسر دنیا به  چاپ مي رسد. در حال حاضر، به عنوان سخنران و آموزش دهنده اي حرفه اي شناخته میشوم و سالانه بیش از 250000 نفر را در ایالت متحده، کانادا، اروپا، استرالیا، آسیا و خاورمیانه خطاب قرار میدهم.

چه تجربیات یا چالش هایي تا کنون بیشترین تأثیر را روي شما گذاشته است؟

من در مقام مقایسه با بسیاري از همنوعان خودم تجربیات فراواني را در مکانهاي متعدد و تحت شرایط بسیار متفاوت کسب کرده ام. شاید مهم ترین و سازنده ترین تجربه اي که بتوان به آن اشاره کرد مربوط به عبور من از صحراي بزرگ آفریقا بود در حالي که 21 سال بیشتر سن نداشتم. سفري بي نهایت دشوار بود و من در این سفر به دلیل بروز مشکالتي از جمله بي آبي و خراب شدن اتومبیلي که با آن سفر ميکردیم، چندین بار با مرگ دست و پنجه نرم کردم. عبور از صحراي بزرگ آفریقا تجربه ي بزرگي براي من و نیز شاید نقطه ي عطفي در زندگي ام بود.

در تمام طول این سالها، مهمترین تجربیات خود را زماني کسب کرده ام که توانسته ام با اراده و بردباري بر مشکالت غیرعادي و سختي هاي زندگي غلبه کنم. برخورداري هر فرد از دو قدرت پرتوان اراده و بردباري سبب کسب موفقیت هاي چشمگیر در تمام مراحل زندگي مي شود.

bt_speaking

اوج زندگي شخصي و حرفه اي خود را در چه مي بینید؟

به نظر خودم چندین بار در اوج قرار گرفتم.اولین اوج،تجربیات اندوخته شده در سفر از ون کوور در کانادا به سراسر کشور و بعد به آتالنتیک، اروپا، صحراي بزرگ آفریقا و آفریقاي جنوبي بود. روي هم رفته، مسافتي کیلومتر را طي کردم. ابتدا در مورد آنچه که در حال انجامش بودم، چیز زیادي نمي دانستم بیش از 27365 ولي در طول سفر بر دانسته هایم اضافه شد. دومین تجربه ي بزرگ، سفر من از لندن به سنگاپور بود که مسافتي حدود 19317 کیلومتر را طي کردم. این سفر چندین ماه به طول انجامید و فرصتي در اختیار من قرارگرفته شد که بتوانم با فرهنگ هاي مختلف آشنا شوم؛ آداب و سنن آنها را از نزدیک شاهد باشم. در سن 24 سالگي، با اصول فروش آشنا شدم و بعد مدیریت را فراگرفتم. در سن 25 سالگي فروش در سطح گسترده را در یک شرکت بزرگ متشکل از 95 کارمند فروش آغاز کردم. این شرکت 6  کشور بزرگ دنیا را تحت پوشش داشت و من نیز هر 95 کارمند آن را شخصا” آموزش دادم. ما با کمک یکدیگر کالاهاي خود را هر ماه با ارزش میلیون ها دلار به فروش مي رساندیم. سرانجام در بخش معامالت ملکي مشغول به کار شدم و در یک دوره ي 5 ساله املاکي را به ارزش چیزي بالغ بر 50 میلیون دلار ساختم، مدیریت کردم، توسعه دادم و به فروش رساندم. من شخصا” مسؤول وارد کردن اتومبیل هاي سوزوکي درکانادا بودم.

ما 65 نفر بودیم که همگي از صفر شروع کردیم و ظرف مدت دو سال سود حاصل از فروش این اتومبیل ها به 25 میلیون دلار رسید.

آنگاه مدیریت یک شرکت طرح و توسعه 265 میلیون دلاري را برعهده گرفتم و توانستم که آن شرکت را از نو بسازم. تا کنون ادارات متعددي راه اندازي کرده ام، مقامات شرکت ها را از میان افراد جدید و تازه کار انتخاب کرده ام و شش پروژه توسعه مهم را با سوددهي چندین میلیون دلاري به پایان رسانده ام.

در سال 1979 ازدواج کرده و تشکیل خانواده دادم. درحال حاضر، صاحب4 فرزند زیبا هستم.

شاید بتوان این را یکي از دستاوردهاي مهم زندگي ام به حساب آورد.

در سال 1981 ؛کار سخنراني و آموزش را از سر گرفتم. تا کنون، یکي از سرشناسترین سخنرانان حرفه اي در سراسر جهان هستم.

phoca_thumb_m_tracy2

به چه چیزهایي در زندگي بیش از هر چیز دیگر افتخار مي کنید؟

خانواده، همسر و فرزندانم بیش از همه چیز مایه ي فخر و مباهات من هستند.

هم اکنون دختر بزرگم 25 سال سن دارد و به تازگي موفق به اخذ مدرک فوق لیسانس از یک دانشگاه مطرح دنیا شده است. دو فرزند پسرم 19 و23 ساله هستند؛مردان جوان بسیار خوبي که در زمینه هاي تحصیلي و اجتماعي بهترین هستند، کوچکترین دخترم کاترین 14 سال بیشتر ندارد ولي سوارکار بسیار ماهري است. او دختري معرکه با شخصیتي بسیار استثنایي و منحصر به فرد است.

درنزد من، هیچ چیز مهم تر از خانواده ام نیست. خانواده اي سالم و شاد دارم که درتمام عرصه هاي زندگي موفق هستند. این مهمترین چیز در زندگي من است و بیش از هر چیز دیگري به آن افتخار ميکند.

نظر شما راجع به موفقیت در زندگي چیست و چه تعریفي از موفقیت دارید؟

 شما تا بدان پایه که بتوانید هدف گذاري کرده و به اهداف تان جامه ي عمل بپوشانید؛ موفق هستید.

موفقیت یعني همان گونه که دوست دارید زندگي کنید، به دور از مداخله ي دیگران.

موفقیت یعني به عنوان یک انسان عاقل و بالغ تمام توانایي هاي بالقوه ي خود را پرورش داده و در راستاي رسیدن به اهدافتان از آن ها استفاده کنید. سرانجام اینکه، شما تا بدان پایه موفق هستید که بتوانید به شادي و آرامش روحي دست پیدا کنید.

وقتي موفق مي شوید حاصل کار شادي و آرامش روحي خواهد بود، و در نتیجه ي دست یافتن به این دو مهم، مي توانید به تمامي؛ کلیه ي توانایي هاي بالقوه ي خود را کشف کرده و آن ها را پرورش دهید.

5/5 - (1 امتیاز)

رشد خودت رو استارت بزن !

درخواست ثبت نام در دوره های امیر شریفی

مشترک شدن
اطلاع رسانی کن
guest
هنگامی که پاسخی داده شود به ایمیل شما پیام ارسال میگردد

16 نظرات
جدید ترین
قدیمی ترین بیشترین امتیاز
بازخورد درون خطی
دیدن تمام نظرات
16
0
سوالی دارید؟ بپرسیدx