13 نکته برای گرفتن تصمیم درست در زندگی و اجرایی کردن آن

نظرات 7
15 دقیقه مطالعه

13 نکته برای گرفتن تصمیم درست در زندگی و اجرایی کردن آن

مهارت های تصمیم گیری و اجرایی کردن آنها

وقتی دانشمندان علوم اعصاب فعالیت مغز را در طول یک آزمایش تصمیم گیری ساده بررسی کردند، متوجه شدند که افراد معمولاً 10 ثانیه قبل از اینکه آگاه شوند تصمیم گرفته اند، تصمیم می گیرند.
ما هنوز هم همان مغز عصر حجری پیشینیانمان، حجمی از احساسات، خاطرات ناقص و یک محدوده توجه کوتاه را داریم. مغز ما هیچوقت همه حقایق برای گرفتن تصمیم “ایده آل” را در خود نداشته و ندارد.
از اینجا داستان بدتر میشود. حتی گاهی بدون اینکه بدانیم تصمیم می گیریم.

چطور می توانیم امیدوار باشیم که تصمیم درست گرفته ایم؟

در واقعیت وضعیت به این بدی نیست، ما هر روز تصمیماتی در زندگیمان می گیریم. دنیا تغییر میکند و احساس می کنیم که کنترل آن را به دست داریم.
خوشبختانه علم اعصاب و روان ما را از نواقص و کمبودهای مغز انسان آگاه کرده است. با دانستن این ضعف ها، می توانیم از یک استراتژی ساده برای غلبه بر آنها استفاده کنیم.

1-  به غریزه خود توجه کنیم اما اجازه ندهیم بر ما ریاست کند.

ما به یک دلیل غرایزمان را رشد داده‌ ایم. آنها واقعاً خوب عمل می کنند. توانایی گرفتن یک تصمیم سریع برای پیشینیان عصر حجری ما می توانست تفاوت خورده شدن توسط یک ببر وحشی یا شکار آن ببر باشد.
اما اخیراً با چند ببر رو به‌ رو شده‌ اید؟ واقعیت این است که در این عصر دیگر نیازی به اینگونه تصمیمات سریع نیست. اما باز هم نمی توانید دست از گرفتن این تصمیمات برداریم. با آن مقابله نکنیم اما به آن هم بسنده نکنیم. از خودمان بپرسیم “چرا این فکر را کردم؟” یا “چرا چنین احساسی داشتم؟”

2- گزینه‌هایمان را لیست کنیم.

مغز قدرتمندترین کامپیوتر موجود است اما قادر به انجام چند کار همزمان نیست. دشوار است که بیشتر از 7 فکر مختلف را در یک زمان در ذهنمان داشته باشیم و غیرممکن است که بتوانیم روی دو مورد از آن به طور همزمان تمرکز کنید. دلیل اینکه وقتی موقع رانندگی با تلفن‌ همراه صحبت میکنیم، تصادف نکرده و ماشینمان را داغان نمی کنیم این است که می توانیم خیلی سریع تمرکز روی کارها را تغییر دهیم. اما خیلی کندتر و بی دقت تر از زمانیکه هر کدام را به تنهایی انجام می دادیم. برای تصمیمی که می خواهیم بگیریم، همه انتخاب ها و گزینه های موجود را لیست کنیم، آن را بیرون ذهنمان بکشانیم و زمانی را به بررسی هر کدام به تنهایی اختصاص دهیم.

3- سوالات را بازنویسی کنیم.

می دانید برای اینکه یک دانشمند تمام عیار باشید به چه چیزی لازم است؟ گرفتن نمرات عالی یا به خاطر سپردن چیزها کافی نیست. مهم این است که سوالات درست بپرسیم. هر مشکلی که داریم، سعی کنیم آن را به سه یا چهار شکل مختلف بنویسیم. اینکه خودمان را مجبور کنیم به طرق مختلف به آن مشکل نگاه و فکر کنیم بتوانیم راهکارهای متفاوتی نیز پیدا کنیم.

4- تاریخ را پیش بینی کنیم.

حافظه ما آنقدرها که تصور می کنیم خوب نیست و درنتیجه یادمان نمی ماند که چقدر ممکن است بد باشد. همین حافظه های انتخابی است که باعث میشود یادمان بماند امروز با چه کسی حرف زدیم اما یادمان نیاید که چهارشنبه هفته پیش صبحانه چه خوردیم.
استفاده از تاریخ برای گرفتن تصمیم نیازمند این است که به خاطر بیاوریم دفعه قبلی که در موقعیتی مشابه بودیم چه اتفاقی افتاد. کند پیش برویم و خاطره مان را خوب بررسی کنیم. نباید فقط پیروزی هایمان را به خاطر سپرده باشیم و شکست ها را فراموش کرده باشیم.

5- به خاطر داشته باشیم که زمان طرف ماست.

سعی کنیم خودمان را از احساسات آن لحظه دور کنیم. البته انجام فوری این کار غیرممکن است اما بهترین راهکار این است که بین زمان حال و زمانی که میخواهیم تصمیم بگیریم کمی فاصله بیندازیم.

6- این را یک آزمایش ببینیم.

مغز انسان جداشده نیست. برای عمل کردن در موقعیت های اجتماعی با همتایان خود طراحی شده است. حاصل آن این است که زمان و انرژی زیادی را برای کار گروهی و رابطه با دوستانمان صرف می کنیم. تصور کنیم که قرار است برای تصمیمی که می گیریم به ما نمره بدهند و اتوماتیک وار توجه بیشتری به آن می کنیم. بنویسیم که چرا چنین تصمیمی گرفتیم و بعد فکر کنیم: “این یک امتحان است. من از پس آن برمی آیم و فرصت دیگری برای تغییر آن ندارم. بقیه قرار است تصمیم من را ببینند و به آن نمره بدهند”. اینکار باعث میشود بیشتر به چرای تصمیمی که می گیریم فکر کنیم و برنامه ها و دیدگاه های ضعیف را کنار بگذاریم.

13 نکته برای گرفتن تصمیم درست در زندگی و اجرایی کردن آن

7- دانش عمومی نیست.

زمان‌ های “فراموش شده” را پیدا کنیم و ببینیم چرا آنطور بوده است. همه می دانند که نباید بعد از غذا خوردن شنا کرد اما چرا؟ برای همه همینطور است؟ تصوراتمان را زیر سوال ببریم و قضاوت کنیم آیا درمورد ما هم صدق خواهد کرد یا خیر.

8- تصمیم را بگیریم.

آیا می خواهید درمورد وضعیت شغلیتان تصمیم بگیرید یا اینکه چه مارک پنیری را برای صبحانه بخورید؟ همه تصمیمات برابر نیستند پس وقتمان را تلف نکنیم. لازم نیست برای هر وعده صبحانه قدم 1 تا 9 را دنبال کنیم.

9- تصمیم را عملی کنیم.

می توانیم تا بی نهایت تصمیمی که گرفته ایم را دوباره و دوباره تحلیل و بررسی کنیم. اما بالاخره باید یکجا آن را متوقف کنیم. آن را واقعی کنیم، یادداشتش کنیم. وقتی تصمیم مان بیرون از مغزمان و به دنیای واقعی آمد، مغزمان از بررسی گزینه های مختلف دست کشیده و سراغ کار بعدی میرود.
یادمان باشد چشم انداز مغز ما محل منطقی نیست. ما حتی نباید مغزمان را وادار به دنبال کردن قدم 1 تا 9 کنیم. بهترین تصمیمی که می توانیم اینجا بگیریم این است که فقط قدم هایی که دوست داریم را دنبال کنیم، آن هم با هر ترتیبی که دوست داشتیم. هر کاری که می کنیم، رمز گرفتن بهترین تصمیمات در زندگی این است که بخواهیم.

10- علایق و رؤیاهای بزرگی در سر بپرورانید.

مدتی در مورد بزرگترین امیدها و آرزوهای خود فکر کنید. چند روز را وقف فکر کردن به این موضوع کنید که قصد دارید در زندگی به چه چیزهایی برسید. از خود بپرسید زندگی ایده آل شما چگونه خواهد بود؟ هرگونه پاسخی که به ذهنتان می رسد را بنویسید. برخی از پاسخ ها واقع بینانه تر از سایرین خواهند بود، اما هنوز هم می توانند به شما در تشخیص آنچه می خواهید کمک کنند. اما به این موضوع هم فکر کنید که در زندگی شما ممکن است اتفاقاتی غیر منتظره بیافتد که پیش تر در مورد آنها فکرهم نمی کردید.

این اتفاقات ممکن است خوب یا بد باشند. بنابراین اگر چنین اتفاقاتی در زندگی برایتان پیش آمد خود را سرزنش نکنید که چرا برای آن ها برنامه ریزی نکرده بودید. در واقع شما با فکر کردن به امیدها و آرزوهایتان می توانید برای رسیدن به آنها تا جایی که تحت اختیار شماست، بهترین تصمیمات و بهترین برنامه ریزی ها را انجام دهید.

11- سعی کنید به زندگی و اتفاقات پیرامونتان نگاه خوبی داشته باشید.

گزینه هایی را که در پیش روی خود دارید در نظر بگیرید. در زندگی مسیرهای زیادی وجود دارد ، اما همه آنها واقع بینانه یا قابل دسترس نیستند و همه آنها برآورده نمی شوند. بنابراین سعی کنید در مورد آنچه می توانید و نمی توانید انجام دهید فکر کنید. سپس با نگاهی واقع بینانه و به دور از نا امیدی به آنها بپردازید و با درنظر گرفتن نیمه پر لیوان دید مثبتی به آنها داشته باشید.

در مرحله بعد ارزشهای خود را در نظر بگیرید. چه چیزی برای شما مهم است؟ با توجه به اینکه می خواهید به چه جایگاهی برسید و اینکه خود را در حال انجام چه کارهایی می دانید و با چه معیارهایی می خواهید زندگی خود را ادامه دهید. سعی کنید به تصمیم گیری بپردازید.

مهارت های خود و آنچه را که می خواهید یاد بگیرید ،را در نظر بگیرید. آیا شما در صحبت با مردم عالی هستید؟ آیا ذهن محاسبه گری دارید؟ آیا شما در کنار هم قرار دادن مسائل خوب هستید یا در تشخیص مسائل؟ آیا شما می خواهید برای رفتن در یک مسیر شغلی خاص ، به تحصیلات آکادمیک بپردازید؟

وضعیت مالی خود را در نظر بگیرید. آیا پول پس انداز دارید؟ آیا والدین شما برای همه چیز هزینه می کنند؟ آیا می توانید از عهده کلاس های درسی برآیید ، یا به تنهایی زندگی کنید یا مسافرت کنید؟ بسیاری از موارد خوب زندگی ممکن است رایگان باشد ، اما پول می تواند ابزاری ارزشمند برای رسیدن به جایی باشد که می خواهید به آنجا بروید و نیز تصمیمی که می خواهید برای آینده تان بگیرید.

سعی کنید تمام سوالات ذکر شده را از خود بپرسید و کاملا واقع گرایانه به آنها پاسخ دهد و در نهایت با در نظر داشتن آنها دست به تصمیم گیری بزنید. چراکه اگر تصمیمی که برای آینده خود می گیرید از چارچوب محدودیت های شخصی و شخصیتی شما نباید خارج باشد.

12- در مورد هر آنچه برای شما مهم است فکر کنید، سپس تصمیم بگیرید.

آیا می خواهید در یک شهر بزرگ زندگی کنید یا در یک شهر کوچک؟ آیا می خواهید بچه دار شوید؟ آیا می خواهید مشهور باشید؟ آیا می خواهید زندگی خود را وقف یک علت کنید یا فقط می خواهید خوشبخت باشید؟ سعی کنید بفهمید که چه چیزی برای شما مهم است و بگذارید این هدف شما را راهنمایی کند. سپس تصمیم گیری های خود را بر اساس این اولویت ها تنظیم کنید و مسائلی که برایتان مهم تر هستند را در ارجحیت قرار دهید.

تصمیم گیری

13- از کارهایی که به ذهنتان خطور می کند لیست تهیه کنید.

ده کار را که تصور می کنید می توانید در زندگی انجام دهید، بر روی کاغذ بنویسید. این کارها شامل هر چیزی است که به ذهن شما خطور می کند. مثل خلبان ، آتش نشان ، معلم ، نویسنده ، راننده ، نجار ، متخصص اعصاب یا هر چیز دیگر. لیست خود را بخوانید و ببینید برای کدام گزینه استعداد بیشتری دارید. گزینه های واقع بینانه را از خیالاتتان جدا کنید و دو یا سه ایده را برای پرداختن بیشتر به آنها انتخاب کنید: مثلاً آتش نشان یا راننده.

با همین ترفند ذره ذره محتوای لیست خود را کاهش دهید و در نظر بگیرید که هر گزینه چقدر واقع بینانه است. با خود صادق باشید و کارهایی را که می دانید هرگز انجام نخواهید داد را خط بزنید. راه دیگر برای کاهش محتوای لیست خود این است که برای هر ایده می توانید مزایا و معایب آن را نوشته و برشمارید. برای مثال برای راننده شدن شما نیاز به صبر زیاد دارید ولی شما انسان صبوری نیستید. اما دست فرمان خوبی دارید. سپس با موازنه ی معایب و مزایای هر کدام می توانید آنها را از لیست خود خط بزنید.

برای مثال اگر پرستیژ مختصص اعصاب بودن را دوست دارید ، اما می دانید که حوصله کار به عنوان یک دکتر را ندارید، احتمالاً شما نمی توانید که یک متخصص علوم اعصاب تمام عیار شوید. البته این بدان معنا نیست که شما نمی توانید علوم اعصاب را بخوانید، داوطلب مطالعات تحقیقاتی شناختی شوید یا در اوقات فراغت به مطالعه در مورد آن بپردازید.

اگر صدای ماشین آتش نشانی را دوست دارید و در واقع می توانید خود را یک مأمور آتش نشانی تصور کنید – همچنین اینکه قوی و سریع هستید ، می توانید در شرایط تخت فشار آرام باشید و نیز می توانید شرایط را هنگام خطر کنترل کنید – باید بگوییم که این ایده گزینه ی مناسبی برای شما می باشد. بنابراین می توانید تحقیقاتی را در این باره انجام دهید و اینکه راجع به اینکه چگونه به یک آتش نشان موفق تبدیل شوید می توانید اطلاعاتی را کسب کنید. همچنین اینکه می توانید در این باره در انجمن های آنلاین و سایت هایی که آتش نشانان در آن فعالیت دارند اطلاعاتی را کسب کنید و از آنها سوالات خود را بپرسید و درخواست راهنمایی کنید.

بنابراین شما با حذف کردن تصوراتی که کمتر با ویژگی های شما متناسب هستند؛ می توانید به تعداد محدودی ایده برسید و سپس با توجه به آنها دست به تصمیم گیری بزنید. این کار در واقع ذهن شما را برای تصمیم گیری مرتب کرده و شما می توانید به توانایی های خود بهتر واقف باشید.

5/5 - (2 امتیاز)

رشد خودت رو استارت بزن !

درخواست ثبت نام در دوره های امیر شریفی

مشترک شدن
اطلاع رسانی کن
guest
هنگامی که پاسخی داده شود به ایمیل شما پیام ارسال میگردد

7 نظرات
جدید ترین
قدیمی ترین بیشترین امتیاز
بازخورد درون خطی
دیدن تمام نظرات
7
0
سوالی دارید؟ بپرسیدx