رسیدن به موفقیت قطعی از طریق آموزش و یادگیری قانون جذب توسط دوره کارشناس جذب شوید استاد شریفی - سایت قانون جذب ، موفقیت و رشد فردی برای همه

انواع ایده که باید بشناسید

در بیشتر موارد، چشم انداز نوآوری شما چشم انداز استراتژیکی از آینده شماست که می تواند با انواع ایده  مختلف تغییر یابد و شما را به مسیر جذب موفقیت برساند.

به غیر از زندگی شخصی در برخی از سازمان ها چشم اندازی و آینده ای از ایده هایی که می تواند آن سازمان را متحول سازد، تعریف نشده است.

تعریف نکردن چشم انداز و درنتیجه نداشتن ایده های جدید سبب می شود پس از مدتی با توجه به پیشرفت با سرعتی که جهان مشغول به آن است، سبب شکست فعالیت تجاری یا زندگی شخصی شما شود.

درنتیجه اهمیت دادن به ایده های جدید در زندگی شخصی و کاری سبب می شود احتمال دستیابی به اهدافمان بیش از پیش گردد. در این مقاله همراه با ما باشید تا با انواع ایده ها، اهمیت نوآوری و داشتن چشم انداز را مورد بررسی قرار دهیم.

انواع ایده

انواع ایده

در یک ابتکار و نوآوری، چهار نوع ایده وجود دارد که عبارت است از:

  • محرک های چشم انداز و نوآوری
  • حامیان چشم انداز و نوآوری
  • ایده های مفید
  • ایده های بی فایده

درک انواع ایده که معرفی گردید، برای موفقیت هر ابتکار و نوآوری بسیار مهم است. اما در ابتدا باید محرک های چشم انداز نوآوری مورد بررسی قرار گیرد.

محرک های چشم انداز نوآوری

با ارزش ترین نوع ایده، ایده ای است که چشم انداز نوآوری شما را در جهشی بزرگ به جلو سوق دهد. به طور مثال به شرکت اپل و آیفون فکر کنید. به تویوتا و دیگر شرکت های موفق در دنیا فکر کنید.

حتی می توانید به دکمه «لایک» فیسبوک فکر کنید که چقدر در پیشرفت فیسبوک تاثیر بسزایی داشته است. تمام این موارد از ایده ای ساده شروع شده اند و در نهایت شگفتی خلق کرده اند.

همه این ایده ها شرکت هایشان را به جلو سوق دادند و جهشی بزرگ در رقابت به آن ها دادند. به عنوان مثال آیفون در شرکت اپل باعث شد که هر نوع گوشی دیگر قدیمی به نظر برسد.

مدیریت به موقع موجودی تویوتا به این شرکت اجازه داد تا هزینه های موجودی را به شدت کاهش دهد و نظم و انضباط را در مدیریت زنجیره تامین اعمال کند.

درنتیجه سبب کشف و حذف عوارض غیرضروری در زنجیره و همچنین تأثیرگذاری بر طراحی محصول برای امکان مونتاژ کارآمدتر شد. دکمه لایک نیز تعامل و تعامل کاربران فیس بوک را به شدت افزایش داد.

پیشرانان بینش نوآوری معمولاً بسیار اهل ریسک و خطر کردن هستند. آن ها اهل سرمایه گذاری ایده های اثبات نشده دارند که بدون شک ریسک زیادی به همراه دارد

گاهی این نوع ایده های پر از ریسک به شکست منتهی می شود، درنتیجه ضرر مالی فراوانی به همراه دارد. اگر این ایده شکست بخورد، می تواند گران و حتی تحقیرآمیز باشد.

اولین تلاش اپل برای ساخت تبلت نیوتن بود که در سال 1992 وارد بازار شد. این ایده شکستی بزرگ برای اپل بود.

نیوتن و به ویژه سیستم تشخیص دست خط معیوب آن، توسط کمدین ها و صاحب نظران به طور کلی مورد تمسخر قرار گرفت.

با این حال، افرادی که انواع ایده را در شرکتی پرورش می دهند و چشم انداز شرکت را مشخص می کنند، پیشروان افرادی بسیار ارزشمند هستند که می توانند مسیر استراتژیک شرکتی را تغییر دهند.

ایده های پایه گذاری

زیرمجموعه ای از محرک های چشم انداز استراتژیک، درواقع ایده های پایه گذاری است. ایده های پایه گذاری، ایده ای هستند که اساس شرکتی جدید را تشکیل می دهند.

به عنوان مثال به برنامه تلفن همراه Uber، اولین کتابفروشی آنلاین آمازون یا اولین جاروبرقی Dyson فکر کنید. از آنجا که چنین ایده هایی اساس همه شرکت های جدید را تشکیل می دهند، به ندرت بخشی از ابتکارات نوآوری هستند.

استثنا زمانی است که شرکتی از ایده ای برای راه اندازی تجارتی جدید استفاده کنند. نمونه هایی از این موارد عبارتند از: ماشین خودران گوگل (اکنون یک واحد تجاری جدید به نام Waymo است) یا Flikr که در اصل ابزار اشتراک گذاری عکس است.

تمامی این ابزارها به سرعت توانستند از ایده اولیه به محصولی پر سود تبدیل شوند. درنتیجه هیچ گاه نباید ایده های اولیه و پایه گذار را دست کم گرفت.

ایده های بنیادی در سازمان ها اغلب زمانی به وجود می آیند که افراد متوجه می شوند که ابزارهای ساخته شده برای سازمان از نظر تجاری قابل بهره برداری هستند.

به عنوان مثال، آمازون در ساخت سرورهای وب برای پشتیبانی از فروشگاه آنلاین خود تخصص کسب کرده بود.

یکی از افراد، جف بزوس، یعنی مدیر عامل شرکت، متوجه شد که این شرکت می تواند سرورهای خود را در اختیار سایر سازمان هایی قرار دهد که به فضای سرور ایمن و مدیریت شده بر مبنای انعطاف پذیری نیاز دارند. در نتیجه، وب سرورهای آمازون راه اندازی شد و به موفقیت چشمگیری دست پیدا کرد.

از آنجایی که ایده های جدید شرکت ها را به سمت های جدیدی سوق می دهند، ایده های پشت سر آن ها عموماً از بالا سرچشمه می گیرند.

انواع ایده

حامیان چشم انداز نوآوری

حامیان چشم انداز نوآوری ایده هایی هستند که با چشم انداز نوآوری شما مطابقت دارند و به تقویت آن کمک می کنند.

چنین ایده هایی شامل مواردی است که در ارتقای آیفون، فناوری هایی که می توانند به موقع مدیریت موجودی را بهبود بخشند و تنوع واکنش های احساسی جایگزین لایک کردن یک پست فیس بوک است.

حامیان چشم انداز استراتژیک،  شالوده و دلیل اصلی نوآوری در انسان هستند. آن ها چشم انداز نوآوری شما را تقویت می کنند و اطمینان می دهند که شرکت شما به روز است و شما را از رقبا جلوتر نگه می دارد. آن ها باید کانون ابتکار نوآوری شما باشند.

ایده های مفید و غیر چشم  انداز

ایده های مفید و غیر چشم انداز، ایده هایی هستند که با چشم انداز شرکت مرتبط نیستند، اما با این وجود مفید هستند.

طراحی ابزار نرم افزاری که پردازش فاکتورها را کارآمدتر می کند، به عنوان یک مثال است. هزینه های عملیاتی را کاهش می دهد، کارایی را بهبود می بخشد و منجر به اشتباهات کمتر در صورتحساب می شود.

اما، در صورتی که اینکه شرکت شما نرم افزار تولید کند و بفروشد، دیگر چنین ایده ای استراتژیک نیست.

در نتیجه، باید مراقب ایده های غیر چشم انداز باشید. در مثال ما، ممکن است به جای اختراع نرم افزار مدیریت فاکتور، به سادگی نرم افزار مدیریت فاکتور را برای شرکت تهیه کنید.

همچنین ممکن است نرم افزارهای آماده که طراحی خود را دارند و ایده آل شما نیستند، به اندازه کافی خوب باشند.

بسیاری از ابتکاراتی که مرتبط با نوآوری است تمایل دارند به جای تمرکز بر حامیان چشم انداز نوآوری، بیشتر انواع ایده مفید را به تصویر بکشند.

اگرچه چنین امری می تواند چیز خوبی باشد، اما می تواند سبب شود تیم نوآوری از اینکه نوآوری های بزرگ و هیجان انگیزی ایجاد نمی کنند، احساس ناامیدی کنند. درنتیجه داشتن ایده های سریع و کاربردی باید در کنار نوآوری قرار گیرد.

انواع ایده

چشم انداز نوآوری

رهبر خوب چشم انداز ایجاد می کند، آن را بیان می کند، مالک آن است و آن را به سمت تکمیل سوق می دهد. در سازمان، کارکنان در تعقیب اهداف از رهبر پیروی می کنند.

چشم انداز، ماموریت یا هدف اصلی یک سازمان، آینده را تعیین می کند و مسیری را برای آن مشخص می کند.

این سه مورد با هم متفاوت هستند، اما به سازمان ها جهت می دهند. اگر هدفی برای آن وجود نداشته باشد، کارمندان نمی توانند نوآور باشند. هنگامی که چشم انداز تعیین می شود، کارمندان پرشور و پرانرژی هستند و برای هر چالشی آماده می شوند.

این مسئولیت رهبران است که با کارکنان ارتباط برقرار کنند و آن ها را به مقصد مورد نظر هدایت کنند. چشم انداز، راه را برای انواع ایده نوآورانه در مورد چگونگی دستیابی به آن تعیین می کند.

درنتیجه نقطه شروعی برای اهداف، معیارها و برنامه های استراتژیک است. چشم انداز نوآوری سازمان شما را از وضعیت فعلی به آینده ای بهتر می برد. شرکت هایی که چشم انداز نوآوری ندارند در نهایت منسوخ و مبهم می شوند.

در این زمینه ریسک و خطراتی نیز وجود دارد که باید بر آن ها غلبه کرد تا به طور کامل چشم انداز ایجاد شود. با وجود چالش ها، اگر چشم اندازی چالش برانگیز، قابل باور و مطلوب باشد، می تواند نتیجه مثبتی داشته باشد. یک سازمان با داشتن چنین چشم اندازی از سه طریق سود می برد:

  • کارکنان صاحب چشم انداز هستند. هنگامی که آن ها از چالش های حل نشده و مقصد آگاه شدند، به دنبال راه حل برای چالش ها می گردند.
  • کارکنان هدف مشترک دارند. چنین امری سبب می شود که بیشتر پذیرای چالش ها، مشکلات و تغییرات باشند.
  • کنترل بیشتر بر کار کارکنان می تواند اثر سو داشته باشد. کارمندان از آنجایی که مسیر و هدف کار خود را می دانند، نسبت به کار خود مسئولیت بیشتری پیدا می کنند. بنابراین مدیریت می تواند به کارکنان اعتماد کند که تحت نظارت حداقلی کار کنند.

داشتن نوآوری و ایده های جدید بدون وجود چشم انداز برای هر سازمان و حتی اشخاص بی معنی است. چنین برنامه هایی منجر به هدر رفتن پول و زمان می شود.

انواع ایده

ایده های بیهوده و بی فایده

دسته آخر ایده ها، ایده های بی فایده و بیهوده ای هستند. این ها درواقع ایده هایی هستند که هیچ ارتباطی با چشم انداز و نوآوری ندارند و به نیازهای تجاری بی ربط هستند.

اگر در فیس بوک کار می کنید و یک جاروبرقی با مارک فیس بوک پیشنهاد می کنید، این نمونه ای از یک ایده بی فایده خواهد بود.

فیس بوک در مورد جاروبرقی هیچ خدماتی ندارد و پاسخگو نیست. و در حالی که جاروبرقی برای تمیز کردن دفتر شرکت مفید است، هیچ دلیل منطقی وجود ندارد که شرکت طراحی خود را روی آن انجام دهد.

در حال حاضر شرکت های زیادی وجود دارند که جاروبرقی های فوق العاده ای تولید می کنند. متأسفانه، بسیاری از ابتکارات نوآوری ایده های بی فایده زیادی را جذب می کنند، به ویژه ابتکارات در شرکت های عظیم و طرح هایی با طراحی ضعیف از عموم جمع آوری می کنند.

داشتن بسیاری از انواع ایده بی فایده ممکن است دلیل موفقیت آمیز بودن ابتکار نوآوری شما باشد. زیرا برخی از شرکت ها ایده های زیادی را جمع آوری کرده است، اما از آنجا که آن ها بی فایده هستند بدون تحلیل رد می شوند و زمان به بررسی ایده های ارزشمند می رسد.

چرا باید ایده ها طبقه بندی کرد؟!

در گذشته، ایده ها در سطح جهانی طبقه بندی می شدند، به عنوان مثال، ایده های محصول، ایده های فرآیند و غیره وجود داشته است.

موضوع این است که این روش قدیمی طبقه بندی به سازمان هایی که نوآوری آن ها باید بر چشم انداز استراتژیک و نیازهای آن ها متمرکز باشد، مربوط نمی شود و از این طریق نیز نمی توانند جذب ثروت انجام دهند.

با طبقه بندی ایده ها بر اساس نیازهای هر شرکت، می توانید کارهای جالبی انجام دهید. شاید مهم تر از همه، بتوانید برای هر ایده ارزشی قائل شوید.

یک استراتژی پیشرو با ارزش ترین ایده است، پس از آن تقویت کننده استراتژی و سپس ایده های مفید را باید با اهمیت شمرد.

ایده های بی فایده در واقع ارزش منفی دارند. زیرا هزینه های اداری را متحمل می شوند، اما ارزشی ندارند. بسته به اینکه پروژه در حال توسعه است یا اجرا شده است، ارزش ها نیز می توانند تغییر کنند.

شاخص عملکرد ابتکار نوآوری

و در واقع، اساس شاخص عملکرد ابتکار نوآوری (IIPI) به مدیران نوآوری اجازه می دهد تا عملکرد خود و عملکرد ابتکارات خود را به روشی معنادار و واقع بینانه اندازه گیری کنند.

ترکیبی از طبقه بندی ایده و شاخص عملکرد ابتکار نوآوری به مدیران اجازه می دهد تا ابتکارات خود را بر توسعه ایده های با ارزش متمرکز کنند و سپس منابع را در آن ایده ها قرار دهند.

به طور مثال چرا 100000 یورو برای توسعه یک ایده مفید باید هزینه کنید در حالی که می توان آن را روی ایده ای سرمایه گذاری کرد که از دیدگاه نوآوری شما پشتیبانی می کند یا آن را به جلو پیش می برد؟

مدیران با استفاده از این شاخص می توانند ابتکارات نوآوری را به طور مؤثرتری اجرا کنند و در نتیجه ارزش بیشتری برای سازمان خود ایجاد کنند.

راه هایی برای بهبود تفکر خلاق و ایده های جدید

  1. «سه اگر» خود را بسازید

بسیاری از مبتکران، یک شی موجود را می گیرند و سؤالات هوشمندانه ای می پرسند تا مفهوم آن را تغییر دهند و آن را جدید کنند.

استیو جابز با ایده گوشی هوشمند شروع نکرد. او فقط یک تلفن همراه موجود را گرفت و یک سوال بسیار ساده پرسید: چگونه می توانیم آن را بهبود بخشیم یا چگونه این تلفن همراه را بهترین سازیم؟

در واقع هیچ دستور العمل جهانی برای نوآوری وجود ندارد و هر فرد باید بسته به تخصص، علاقه، نوع تفکر یا حتی نوع تیمی که در آن شرکت می کند، رویکرد خود را توسعه دهد.

با این حال پیشنهاد می شود که تفکر خلاق حول سه «اگر» ساخته شود:

  1. اگر من آن را تغییر دهم (شیء/ سیستم/ رابطه اجتماعی و غیره) چه اتفاقی می افتد؟
  2. اگر بخواهم 10 سال دیگر از آن استفاده کنم، چه چیزی را در مورد این شی تغییر یا بهبود دهم؟
  3. اگر یک میلیون دلار سرمایه گذاری برای بهبود آن داشته باشم چه کار می کنم؟

این سوالات می توانند به ابزارهای قدرتمندی تبدیل شوند و می توانند به شما کمک کنند که متفاوت فکر کنید.

مهم است که این مهارت ها را با استفاده مکرر از فرمول “سه اگر” (یا طراحی مجموعه سوالات خود) در مورد انواع چیزها به کار ببرید. درنهایت بسیاری از ایده های جدید ظاهر خواهند شد.

برای مثال، چندین ترم مدام از برخی دانشجویان این سوال پرسیده می شد که دوچرخه ای را بردارند، درباره اش فکر کنند و سؤالات «سه اگر» را بپرسند، تا بتوان ایده جدیدی درباره آن کشف کرد.

در ابتدا، دانشجویان به شدت مقاومت کردند و بسیار شک داشتند. با این حال، پس از چندین دور بحث و طوفان فکری، شروع به ارائه انواع ایده خلاقانه جدید کردند.

این نوآوری ها را به پروژه های درسی کوچک محدود شد و تیم های دانشجویی برای اجرای ایده های خلاقانه شان چندین جایزه نقدی دریافت کردند.

  1. رویا دیدن را تمرین کنید

بزرگترین تناقض این است که تفکر خلاق لزوماً محصول IQ یا روشنگری از طریق سیب ضرب المثلی نیست که روی سر شما می افتد. مهم این است که به طور منظم تخیل خود را تمرین دهید، قدرت مشاهده و رویاپردازی خود را، بزرگ یا کوچک، تقویت کنید.

خیلی ساده به نظر می رسد، اما در این زمانه از اطلاعات و زندگی شهری بسیار پر بار، چنین عنصر مهمی اغلب از زندگی روزمره ما غایب است.

اغلب اوقات ما روی کار اصلی متمرکز می شویم و قدرت ذهنی خود را صرف کارهای معمولی می کنیم (از جمله توییتر و پیامک زدن) تا در پایان روز خلاق ترین ایده ای که می توانیم به دست آوریم.

در نهایت فقط در مقابل صفحه تلویزیون یا کامپیوتر به استراحت می پردازیم. چنین رویکردی منجر به تنبلی ذهن و رویاپردازی ما می شود.

هر کاری که انجام می دهید (چه کار باشد چه اوقات فراغت) تمرین کنید برای هر چیزی که می بینید یا تصور می کنید، وقت خود را با استفاده از فرمول «سه اگر» بگذرانید.

چنین امری به شما کمک می کند تا عادت کنید که در ذهن خود فضایی برای رویاپردازی ایجاد کنید. برای داشتن تفکر خلاق و نوآوری، انجام این تمرین ضروری است.

  1. برای تفکر خلاق و منسجم خود وقت بگذارید

هر کتاب درسی در مورد خلاقیت اهمیت مشخص کردن زمانی برای تفکر خلاق و نوآوری را تأیید می کند. به عنوان مثال، گوگل از تیم های خود می خواهد که حداقل 20 درصد از زمان خود را به تفکر خلاق یا پروژه  های جدید اختصاص دهند.

اما اغلب، حتی اگر برای نوآوری آماده باشیم، باز هم چیزی کار نمی کند و ایده های تازه ظاهر نمی شوند. دو دلیل وجود دارد که چنین امری رخ می دهد: رویاپردازی را تمرین نمی کنیم و تمرکز روی انواع ایده منسجم را انجام نمی دهیم.

بنابراین، قانون بعدی تفکر خلاق بسیار ساده است: زمانی را برای آن اختصاص دهید. ممکن است یک ساعت در روز یا در هفته باشد که در آن به تفکر خلاق در مورد چیزی خاص بپردازید.

هنگامی که شما زمانی را برای تقویت رویاپردازی و تفکر در مورد انواع نوآوری ها در نظر می گیرید، به طور ناخودآگاه مغز شما نیز ایده های جدید می پروراند.

درنهایت متوجه می شوید که نکته مهمی را کشف کرده اید یا در خصوص مساله ای به جواب شگفت انگیزی رسیده اید. تمام این مسائل سبب می شود که شگفتی خلق کنید.

  1. یاد بگیرید که ایده های خود را مطرح کنید

یک حقیقت ساده در این واقعیت وجود دارد که استیو جابز از اپل در کاوش و توضیح نوآوری های مبتنی بر محصولات موجود مانند لپ تاپ، تلفن های همراه، پخش کننده های موسیقی عالی بود.

او آن محصولات را اختراع نکرد، اما آن ها را بهتر کرد و در توضیح اینکه چرا نسخه او نسبت به سایر کالاهای رقیب برتری دارد، بهترین عملکرد را داشت.

بارها از دانش آموزانم می شنوم، ” من اول چنین این ایده ای را داشتم” یا “من اخیراً چنین چیزی را پیشنهاد دادم و کسی به من گوش نداد.”

در این شرایط، همیشه نکته اصلی را باید برجسته کرد. آن نکته برجسته این است که احتمالاً شما ایده فوق العاده ای داشته اید، اما به اندازه کافی واضح و هیجان انگیز خود را بیان نکرده اید که توجه مردم را جلب کنید یا به دیگران کمک کنید تا ماهیت نوآوری یا پروژه شما را درک کنند.

انواع ایده

نتیجه گیری

ضرب المثل قدیمی در این خصوص وجود دارد که می گوید: “اگر نمی توانید ایده خود را در سه جمله بیان کنید، در نتیجه ایده ای ندارید”.

یکی از مهم ترین مهارت های نوآوری، توانایی ارائه توصیف بسیار کوتاه و واضح از یک ایده جدید (دو تا سه جمله و ارائه کوتاه (دو تا سه دقیقه) در خصوص است. برای

باید بیاموزید که موفق شدن در یک شب اتفاق نمی افتد و مسیر موفقیت را باید طی کنید. مسیری که بدون شک از سختی ها و سهولت های بی شماری تشکیل شده است. در این مسیر شاید شکست بخورید و شاید در مرحله اول پیروز شوید.

همه چیز به انواع ایده جذاب شما و چشم اندازی که برای خود ترسیم می کنید، بستگی دارد.

منبع

  • ://www.cleverism.com/lexicon/innovation-vision-definition/
  • ://www.creativejeffrey.com/creative/four_types_of_ideas.php
3.6/5 - (10 امتیاز)
شاید این ها را هم دوست داشته باشید
مشترک شدن
اطلاع رسانی کن
guest
هنگامی که پاسخی داده شود به ایمیل شما پیام ارسال میگردد

2 نظرات
جدید ترین
قدیمی ترین بیشترین امتیاز
بازخورد درون خطی
دیدن تمام نظرات
×
2
0
سوالی دارید؟ بپرسیدx