موفقیت در زندگی

زندگی خوب چیست؟

زندگی خوب چیست؟

زندگی خوب چیست؟ کتاب های کاملی برای پاسخ به این سوال نوشته شده است. فیلسوفان در همه اعصار نیز در مورد این پرسش ارزشمند تأمل کردند. با این حال، این سوال تا به امروز بی پاسخ باقی مانده است؛ بنابراین جای تعجب نیست که مردم هنوز به دنبال کشف معنای واقعی زندگی خوب هستند.

یافتن پاسخی برای این سوال حتی در عصر مدرن اطلاعات هم کار آسانی نیست. اصطلاح «زندگی خوب» میتواند برای افراد مختلف به معناهای بسیار متفاوتی باشد. موارد زیر از دیدگاه های مختلف نشان می دهد که زندگی خوب چیست.

در شکل اصلی خود، زندگی خوب تماماً در مورد کشف چیزهایی است که به شما شادی و رضایت می دهد. این در مورد یافتن هدف و معنی در زندگی شما و بدست آوردن شادی و نشاط از کاری است که انجام می دهید.

هر انسانی آرزوی داشتن زندگی خوب را دارد. مشکل اینجاست که هر یک از ما عبارت «زندگی خوب» را متفاوت از دیگری تعریف می کنیم. برخی به دنبال زندگی صادقانه، سرشار از صداقت، شادی و شادی هستند. دیگران به دنبال ثروت، موقعیت اجتماعی و شهرت هستند، زیرا امیدوارند این جنبه ها به آنها کمک کند تا زندگی خوبی داشته باشند. در واقع زندگی خوب را مستقیماً با پول و مادیات مرتبط می دانند.

زندگی خوب چیست؟

زندگی خوب درست پیش روی شماست. آن را به دست آورید و از آن نهایت استفاده را ببرید.

در تلاش مردم برای یک زندگی خوب، برخی به طور کامل نیازهای افراد دیگر را نادیده می گیرند، در حالی که برخی دیگر کمک به مردم را راه خوبی برای داشتن یک زندگی خوب می دانند. در پایان، این سوال که چه کسی باید تصمیم بگیرد چه چیزی یک زندگی خوب را تشکیل می دهد، باقی می ماند.

زندگی خوب چیست؟

هر فردی که «رویا» یا «زندگی خوب» را تجربه می کند، در واقع زندگی خوبی دارد. به عنوان مثال، پابلو اسکوبار، سلطان کلمبیایی بدنام مواد مخدر را در نظر بگیرید. او مطمئناً خوب زندگی می کرد. به هر حال اسکوبار به عنوان ثروتمندترین جنایتکار تاریخ ثبت شده است. او جت ​​های شخصی، ماشین های مسابقه ای و عمارت های مجلل داشت؛ و من تقریباً مطمئن هستم که او قطعاً شادی و رضایت را از زندگی خود می گرفته است؛ اما آیا زندگی او زندگی خوبی بود؟ قطعا نه.

همانطور که می بینید، به طور بالقوه تفاوت زیادی بین زندگی خوب و داشتن یک زندگی خوب وجود دارد. هر فردی که زندگی رضایت بخشی دارد، لزوما زندگی خوبی ندارد.

«نه زندگی، بلکه زندگی خوب، باید در درجه اول ارزش گذاری شود.»

سقراط

بیایید نگاه دقیق تری به این سوال داشته باشیم که زندگی خوب چیست.

زندگی خوب چیست؟

فهرست مطالب

  • تعریف زندگی خوب
  • زندگی خوب چیست؟
  • زندگی خوب از نظر فلسفه
  • چگونه زندگی خوبی داشته باشیم؟

تعریف زندگی خوب

زندگی خوب اصطلاحی است که به حالتی (مطلوب) اشاره دارد که در درجه اول با استاندارد بالای زندگی یا پایبندی به قوانین اخلاقی و اخلاقی مشخص می شود. در دو عبارت متفاوت، زندگی خوب را می توان از طریق یک سبک زندگی تجملاتی پر از وسایل گران قیمت یا تلاش برای زندگی مطابق با قوانین اخلاقی، اخلاقی، قانونی و مذهبی کشور یا فرهنگ خود بیان کرد. به این ترتیب، این اصطلاح می تواند هم به عنوان تلاش برای کسب ثروت، دارایی های مادی یا تجملات و هم تلاش برای ایجاد ارزش های وجودی ارزشمند، صادقانه و معنادار باشد.

این اصطلاح همچنین یک مفهوم بنیادین در آثار ارسطو است که حول محور اخلاق هستند (نگاه کنید به مفهوم Eudaimonia).

زندگی خوب چیست؟

زندگی خوب دقیقا چیست و چه چیزی به داشتن یک زندگی خوب کمک می کند؟

وقتی صحبت از زندگی خوب به میان می آید، تقریباً همه ما تصور خاصی داریم که چنین زندگی چگونه باید باشد. برای برخی، زندگی خوب گذراندن وقت با بازی های ویدیویی یا تماشای تلویزیون است و در این مدت هر چقدر که می خواهند بخورند و بنوشند.

برخی دیگر زندگی خوب را با روزهایی که در طبیعت سپری می‌شوند، تفکر عمیق درباره فلسفه درباره زندگی می‌دانند. برخی به سادگی می‌خواهند وقت خود را به شیوه‌ای ارزشمند و سازنده بگذرانند، مثلاً با تلاش برای تبدیل این دنیا به مکانی بهتر. برخی دیگر بر این باورند که زندگی خوب به لذت، ثروت و برآورده شدن تمام آرزوهای (مادی) آنها بستگی دارد.

این مثال ها مسئله بسیار مهمی را مطرح می کند. وقتی صحبت از ساختن زندگی خوب به میان می‌آید، برخی آن را به‌عنوان پیگیری مستمر خواسته‌های خود از طریق فعالیت ‌های روزمره می‌دانند. دیگران آن را تلاش برای تعالی شخصی و آرزوی رسیدن به مفهومی معنادار در زندگی می دانند.

زندگی خوب چیست؟

سپس باید از خود این سوال را بپرسیم که آیا زندگی خوب واقعاً می تواند با استاندارد بالای زندگی به تنهایی مشخص شود؟ اگر چنین بود، زندگی خوب در درجه اول شامل تلاش بی پایان برای برآوردن خواسته ها و خواسته های مادی می شد.

همانطور که همه می دانیم، خواسته های انسان می تواند بی حد و حصر باشد، همان طور که منابع زمین کاملاً محدود است. به این ترتیب، زندگی خوب (بیش از حد) گروهی از مردم ممکن است دیگران را از داشتن « زندگی خوب با استانداردهای بالا» باز دارد. یا ممکن است نسل های آینده را از داشتن زندگی خوب باز دارد.

استاندارد بالای زندگی مطمئناً می تواند به عنوان بخشی از زندگی خوب در نظر گرفته شود؛ اما زندگی خوب به خودی خود شامل ثروت و فراوانی نیست. به این ترتیب، کاملاً محدود و خارج از تعادل خواهد بود.

در راستای این استدلال، فیلسوفان محبوبی مثل سقراط و افلاطون اساساً در آثار خود زندگی خوب را به عنوان بررسی زندگی، تسلط بر نفس و کمک به اجتماع خود تعریف می کنند. برای آنها، زندگی خوب جنبه های خودکنترلی و وظیفه مدنی را نیز در بر می گرفت. به این ترتیب، زندگی خوب شامل مهار احساسات خود با تسلط بر خود و کمک به جامعه بود.

بهتر است برگردیم به سوال ابتدای بحث که زندگی خوب چیست؟

زندگی خوب یعنی زندگی کردنی که روح شما در آن به پرواز در می آید. زندگی ای که روح شما را راضی و نیازهای شما را برآورده می کند، شادی، انگیزه و احساس خوشایند رسیدن به هدف را به زندگی شما افزایش میدهد؛ اما این همچنین به معنای زندگی با ارزش است. زندگی ای که در آن به دیگران هم کمک می شود، به جای اینکه صرفاً بر محور اهداف شخصی خود فرد باشد.

زندگی خوب زندگی ای است که زمان در آن در درجه اول با فعالیت های پیش پا افتاده تلف نمی شود. در عوض، به ارزش هر روز اضافه می کند و به بهتر شدن این دنیا کمک می‌کند. حتی بیشتر از این، به رشد خودتان نیز کمک می کند. دستیابی به استاندارد های بالاتر در زندگی به تنهایی ممکن است کاملاً رضایت بخش نباشد و قطعاً به شما احساس رضایت درونی نخواهد داد.

بنابراین، زندگی خوب جنبه های کاوش، تسلط بر خود و مسئولیت مدنی را با تلاش برای صرف وقت خود به شیوه ای ارزشمند که هم راضی کننده باشد و هم نیاز هایمان را برآورده می کند، ترکیب می کند. تنها از طریق ترکیب این جنبه ها است که می توان یک زندگی شاد و خوشی را واقعاً زندگی خوب دانست.

زندگی خوب چیست؟

زندگی خوب از نظر فلسفه

افلاطون درباره زندگی خوب

افلاطون در یکی از آثار خود به نام عذرخواهی، از سخنرانی سقراط در دفاع از خود در برابر اتهامات بی تقوایی و فساد جوانان در سال 399 قبل از میلاد صحبت می کند. وقتی دادگاه از او می‌پرسد که چرا سقراط به سادگی نمی‌تواند از زیر سوال بردن شیوه زندگی مردم دست بردارد، سقراط با پاسخی ساده و در عین حال عمیق پاسخ می‌دهد. به گفته سقراط، زندگی بررسی نشده ارزش زیستن ندارد.

زندگی کردن بدون فکر کردن به آن ارزش زیستن ندارد. کسی که بی چون و چرا و پیوسته چرخه بیدار شدن، کار کردن و دوباره به خواب رفتن را تکرار می کند، زندگی خوبی ندارد. حتی فراتر از آن، افرادی که به ماهیت چیزها فکر نمی کنند، زندگی ارزشمندی ندارند. اگر فردی بررسی نکند که برای چه چیزی ارزش قائل است و چرا، شانس اینکه بتواند زندگی خوبی داشته باشد کاهش می یابد.

با این حال، بررسی، تأمل و زیر سؤال بردن ماهیت چیزها کافی نیست. به همین ترتیب، تأمل در ارزش ‌های شخصی ‌تان کافی نیست. داشتن زندگی خوب مستلزم آن است که شما استاد خود شوید. سقراط این فرآیند را با یک ارابه سواری مقایسه کرد که دو اسب را هدایت می کرد. سقراط استدلال می کرد که هر یک از ما چنین ارابه سواری هستیم.

گویی همه ما باید دو اسب را اداره کنیم. اسب اول سرسخت است. این انعکاس مستقیم غرایز حیوانی ما با میل بی حد و حصر برای شهوت و لذت است. اسب اول به هر سمتی که بخواهد می رود، اگر به شدت کنترل نشود. این خودخواهانه است و در آنچه را که انجام می دهد تامل نمی کند. به سادگی انجام می دهد. اسب دوم دارای روحیه نجیب تر و معقول تر است. شبیه عقل و توانایی انسان برای تأمل در آنچه انجام می دهد.

اگر ارابه‌ سوار بخواهد زندگی خوبی داشته باشد، باید میل سرسخت اسب اول کنترل شود. تنها با استفاده از عقل خود برای سلطنت در احساسات خود، دو اسب شما را در مسیر زندگی خوب هدایت می کنند. در راستای این بحث، عدم توانایی در کنترل امیال و امیال خود باعث می شود مانند یک اسب سرسخت کنترل نشده و نادرست رفتار کنید.

سقراط به این نتیجه رسید که با داشتن یک زندگی عادلانه، مبتنی بر تفکر، بررسی و خدمت به جامعه، انسان می تواند واقعاً زندگی خوبی داشته باشد؛ اما کسانی که به امیال و اشتیاق اجازه می دهند اعمالشان را هدایت کنند، به احتمال زیاد زندگی ارزشمندی ندارند.

زندگی خوب چیست؟

ارسطو درباره زندگی خوب

در شناخته ‌شده‌ ترین اثر ارسطو، اخلاق نیکوماخوس، این فیلسوف مشهور بینش ‌های مهمی درباره زندگی خوب اضافه می‌کند. ارسطو در اوایل این کار به دنبال ایجاد چارچوبی از طریق ایجاد درک در مورد والاترین مفهوم خیر برای انسان است. او خاطرنشان می کند که برای اکثر مردم بالاترین خیر یا کسب مال، یا دنبال عزت و یا ارضای لذت های بدنی است.

در نتیجه اکثر مردم بر این اساس عمل می کنند. آنها به دنبال ثروت، افتخار یا رضایت هستند و در نتیجه امیدوارند که در نهایت به خوشبختی برسند. با این حال، ارسطو خاطر نشان می کند که هیچ یک از این جنبه ها هرگز نمی توانند به عنوان والاترین مفهوم خیر باشند. اولاً، او استدلال می کند که ثروت در درجه اول برای به دست آوردن چیزهای دیگر استفاده می شود. به بیان دیگر ثروت به خودی خود نمی تواند خوشحال کننده باشد.

ثانیاً، افتخار ممکن است لزوماً به خوشبختی یک شخص کمک نکند. در عوض، افتخار در درجه اول به دنبال تغییر طرز فکر مردم درباره ما است. ثالثاً، میل به ارضای خواسته های جسمی فقط محدود به انسان نیست. حیوانات نیز به دنبال لذت هستند. حتی بیشتر از آن، با جهت دادن به زندگی خود در درجه اول به ارضای لذت های جسمی، رفتار یک انسان متفاوت از یک حیوان نیست. به گفته ارسطو، چنین زندگی نه برای انسان مناسب است و نه انسان بر مبنای آن آفریده شده است.

ارسطو از این نتیجه می گیرد که والاترین مفهوم خیر نمی تواند در درجه اول از این سه جنبه تشکیل شود. در عوض، والاترین مفهوم خیر باید چیزی باشد که هدفش به حداکثر رساندن استعدادهای ذاتی انسان باشد. این به انسان کمک می کند تا آنچه را که او را از حیوانات جدا می کند ارتقا دهد. در راستای این استدلال، ظرفیت عقل همان چیزی است که انسان را از چهارپایان جدا می کند.

ارسطو بر اساس تأملات خود ویژگی های اساسی زندگی خوب را برجسته می کند. این ویژگی ها در درجه اول شامل تفکر و یادگیری است. از طریق فرآیند تفکر و یادگیری است که فضایل فکری به طور پیوسته کسب میشود. به عنوان مثال، این فضایل می تواند از کسب دانش در مورد اصول اساسی طبیعت ناشی شود. علاوه بر این، این دانش را می توان با استفاده از اصول طبیعت گسترش داد.

با این حال، تفکر و کسب علم برای زندگی خوب کافی نیست. صرفاً درک اصول طبیعت و اندیشیدن در آنها، عالی ترین خیر را به همراه ندارد. تنها با عمل درست است که می توان از دانش کسب شده به درستی استفاده کرد. از این رو، پرورش شخصیتی قوی و با فضیلت برای انجام اعمال صحیح ضروری است.

بنابراین ارسطو نتیجه می گیرد که بالاترین خیر شامل کسب فضایل فکری و شخصی است؛ و با زندگی مطابق با عالی ترین خیر، می توان به سعادت (یا Eudaimonia) دست یافت. در نتیجه، انسان با تفکر، یادگیری و قدرت ذهنی برای انجام اعمال صحیح به سعادت می رسد. چنین شخصی نه تنها حق را می داند، بلکه بر اساس آن عمل می کند و خوشبختی، تحقق و هدف زندگی اش از آن سرچشمه می گیرد.

زندگی خوب چیست؟

چگونه زندگی خوبی داشته باشیم؟

همانطور که در بالا اشاره شد، زندگی خوب شامل سه جنبه اساسی است. این جنبه ‌ها حول مفاهیم تسلط بر خود، کاوش و تفکر و یادگیری و مشارکت مدنی متمرکز هستند:

سه جنبه اصلی زندگی خوب

با ادغام این جنبه های اساسی در زندگی، می توان به زندگی خوبی دست یافت که شادی، رضایت را ایجاد می کند و به شما احساس هدف و معنا داشتن در زندگی می دهد؛ بنابراین، ایده‌آل زندگی خوب، شما را در جستجوی ثروت، موقعیت و لذت قرار نمی‌دهد، بلکه از طریق درک دنیایی که در آن زندگی می‌کنید، تسلط بر خود و کمک به جامعه‌تان برای شکوفایی، شادی، رضایت و شادی ایجاد می‌کند.

در ادامه می توانید چندین ایده برای زندگی خوب پیدا کنید.

1. زندگی را بررسی کنید، به دنبال دانش باشید

زندگی را بررسی کنید، مفاهیم و اصول آن را کشف کنید و هر روز به دنبال یادگیری چیزهای جدید باشید. ذهنتان را برای ایده های جدید باز پذیرا نگه دارید و هرگز از زندگی کردن با چشمان باز و آگاه دست نکشید.

ارسطو به دلیل موجهی بیان کرد که زندگی بررسی نشده ارزش زیستن ندارد. زندگی بدون پرسش و بازتاب رفتار، باورها و ارزش های خود، می تواند منجر به صرف وقت خود با فعالیت هایی شود که ارزشی ندارند. حتی بیشتر از آن، حتی ممکن است زندگی خوب را دشوارتر کند.

اما از سوی دیگر، با به کارگیری عقل در بررسی زندگی (خود) می توان جریان مستمری از دانش و فضایل را به دست آورد. این ظرفیت عقل ما است که انسان را از حیوانات (غریزه محور و لذت جو) متمایز می کند. اگر جهان را کاوش کنیم و در اکتشافات خود تأمل کنیم، می توان از منابع جدیدی از لذت، شادی و رفاه بهره برد.

زندگی خوب چیست؟

2. با تامل بیشتری لحظه ها را سپری کنید و از سادگی لذت ببرید

تعداد زیادی از مردم تصور می کنند که زندگی خوب تنها با افزودن چیزهای بیشتر به زندگی آنها امکان پذیر است. در نتیجه، آنها به دنبال اضافه کردن دارایی های مادی، ثروت، موقعیت اجتماعی، شهرت یا چیزی کاملاً متفاوت به زندگی خود هستند؛ اما این رویکرد اشتباهی است.

برای لذت بردن از زندگی خوب، لزوماً لازم نیست چیز جدیدی به زندگی خود اضافه کنید. قضیه کاملا برعکس است. زندگی خوب شامل بدست آوردن های پیاپی نیست. در عوض، سادگی و توانایی گرفتن شادی از آنچه در حال حاضر دارید، می‌تواند جنبه‌ های جدایی ناپذیر از یک زندگی خوب باشد. این تغییر در طرز فکر می‌تواند به شما کمک کند تا زندگی خوبی را از همین لحظه کنونی شروع کنید، بدون اینکه حالتان را به تأثیرات محیط خارجی وابسته کنید.

3. به دنبال رسیدن به تسلط بر خود باشید

زندگی خوب به معنی تسلط بر خود است؛ اما جالب اینجاست که اکثر مردم وقتی صحبت از دستیابی به یک زندگی خوب می شود، تسلط بر خود را در نظر نمی گیرند. به جای اینکه به دنبال نظم و انضباط و تسلط بر خود باشند، ترجیح می دهند به دنبال ثروت، دارایی های مادی، موقعیت یا برآورده شدن خواسته ها باشند.

با این حال، بدون نظم و انضباط شخصی، اقدامات فرد در درجه اول حول میل به تحقق خواسته ها متمرکز است. در نتیجه، زمان و انرژی مهمی را برای تغذیه خواسته هایی که هرگز نمی توانند به طور کامل برآورده شوند، تلف می کنیم. در نتیجه، اعمال ما خودخواهانه، خود محورانه و بدون نتیجه مورد انتظار است. به جای اینکه زندگی خوب داشته باشیم، تسلیم ویژگی های غریزه محور و غیر منطقی که با حیوانات در آنها مشترک هستیم، می شویم.

تنها از طریق تسلط بر خود است که می توانیم میل بی حد و حصر خود برای لذت را با تفکری اصیل تر و معقول تر جایگزین کنیم. تسلط بر خود به جای غریزه محور بودن، به ما اجازه می دهد تا درباره کاری که انجام می دهیم فکر کنیم و عاقلانه تصمیم بگیریم.

زندگی خوب چیست؟

4. گرفتن شادی و شادی از لذت های ساده زندگی

در تلاش برای داشتن یک زندگی خوب، اکثریت قریب به اتفاق مردم توجه خود را از لحظه حال به وضعیت مطلوب و رویایی در آینده معطوف می کنند. آنها فکر می کنند که زندگی خوب فقط از طریق کسب ثروت، مقام و چیزهای مختلف حاصل می شود؛ بنابراین، این افراد هرگز نمی توانند واقعاً زندگی خوبی داشته باشند، زیرا همیشه چیزی برایشان کم خواهد بود. آنها یا دارایی مادی کافی برای ارضای تمام خواسته های خود ندارند. یا بعد از مدتی دیگر نمی توانند از این دستاورد ها و دارایی ها لذت ببرند.

به همین دلیل، توانایی گرفتن شادی از لذت های ساده زندگی ضروری است. این توانایی فرد برای لذت بردن از ساده ترین چیزها در زندگی است که به درک ارزش این لحظه کمک می کند.

5. در تبدیل این دنیا به مکانی بهتر کمک کنید

تقریباً همه فیلسوفانی که در مورد زندگی خوب فکر می کردند، اهمیت مشارکت مدنی را برجسته کردند. این یک جنبه جدایی ناپذیر از یک زندگی خوب است. حتی بیشتر از آن، تمام جنبه ‌های دیگر زندگی خوب تنها با استفاده از آنها برای هدف بزرگتر می‌تواند به نحوی ارزشمند انجام شود؛ بنابراین، زندگی ای که صرفاً برای برآوردن خواسته های خود انجام می شود، هرگز نمی تواند به طور کامل بامعنا و ارزشمند تلقی شود.

6. برای آنچه دارید سپاسگزار باشید

قدردانی یکی از جنبه های مهم زندگی خوب است. این به ما کمک می کند بر احساس کمبود کافی غلبه کنیم. با سپاسگزاری می‌توانیم بر میل تمام نشدنی رسیدن به خواسته‌های بی شمار نیز غلبه کنیم.

زندگی خوب چیست؟

7. نگران چیزهایی نباشید که بر کنترل آنها تسلطی ندارید

زندگی ما را با دو جنبه متفاوت روبرو می کند. اولا جنبه هایی از زندگی ما که می توانند تحت تأثیر قرار گیرند یا تغییر کنند. ثانیاً، اتفاقات یا رویدادهایی وجود دارند که از توانایی ما برای تأثیرگذاری یا تغییر آنها خارج است. ما قادر به اعمال کوچکترین تأثیری بر این رویدادها نیستیم؛ بنابراین به شدت احساس ترس و درماندگی می کنیم. احساساتی که حتی بیشتر ترس ما از چیزهایی که نمی توانیم کنترل کنیم را افزایش می دهد.

با این حال، کلید اصلی مقاومت در برابر سختی های زندگی، در روشی است که اجازه می دهیم این اتفاقات بر ما تأثیر بگذارد. در حالی که قادر به کنترل انواع زیادی از رویدادهای زندگی نیستیم، هنوز هم توانایی کنترل واکنش های خود به این رویدادها را داریم؛ بنابراین، این حق انتخاب را داریم که اجازه دهیم این اتفاقات ما را زمین بزنند و ترس را در درون ما برانگیزند، یا از زمین بلند شویم و از دام آن خلاص شویم.

8. ارزش گذاری و تقویت و اصلاح روابط

تصور کنید که زندگی خوبی دارید اما هیچکس در اطراف شما نیست که بتوانید شادی خود را با او تقسیم کنید. مفهوم زندگی خوب شامل بعد رابطه نیز می شود. بدون آن، به طور کامل به شادی و رضایت شما کمک نمی کند. حتی بیشتر از این، روابط بخشی جدایی ناپذیر از یک زندگی ارزشمند است.

نه ثروت و نه موقعیت اجتماعی نمی توانند مثل یک دوست واقعی برای ما باشند؛ بنابراین، زندگی خوب همچنین شامل صرف مقدار قابل توجهی از زمان خود با کسانی است که دوستشان دارید و از بودن در کنار آنها لذت می برید. زندگی خوب به معنای رشد، توسعه و قوی تر شدن با هم است، نه به تنهایی.

زندگی خوب چیست؟

9. بر اساس علایق خود زندگی کنید

زندگی خوب به معنای کشف علایق واقعی و داشتن شجاعت لازم دنبال کردن این فعالیت هاست. با انجام کاری که به آن علاقه دارید، احساس رضایت، موفقیت و رضایت واقعی می تواند به زندگی شما اضافه شود.

10. در لحظه زندگی کنید

در حالی که مطمئناً زندگی خوب به معنای تنوع زیادی از چیزهای مختلف برای افراد مختلف است، همه ما می توانیم قبول کنیم که تحت تسلط گذشته بودن یا ترس از آینده مطمئناً بخشی از آن نیست. به جای گرفتار شدن در دام گذشته یا ترس از آینده، سعی کنید از لحظه حال لذت ببرید. هیچ کاری نمی توانید برای تغییر آنچه اتفاق افتاده انجام دهید. همچنین، آینده می تواند در همین لحظه تحت تأثیر اقدامات کنونی ما قرار گیرد. همین الان در همین لحظه زندگی کنید چرا که اینجا دقیقاً همان جایی است که باید باشید.

نتیجه گیری در مورد زندگی خوب

زندگی خوب به معنای تلاش برای تسلط بر خود، کاوش و بهبود دنیای اطراف است. این یک زندگی ارزشمند است که روح شما در آن به پرواز در می آید. زندگی ای که در تعادل است و روح شما را کاملاً ارضا و نیاز های شما را برآورده می کند.

اما زندگی خوب فقط زندگی ای نیست که به شادی، لذت و لذت بیافزاید، بلکه میل به تسلط بر نفس نیز باید در آن قرار داده شده باشد؛ بنابراین، زندگی خوب، عمری نیست که با دنبال کردن خواسته‌ های شخصی بی‌ پایان صرف شود. درعوض، با تسلط به خویشتن داری به دنبال این باشید که بر میل بی پایان رسیدن به همه چیز در این دنیا غلبه کنید. کسی که خوب زندگی می کند، به بهتر شدن دنیا نیز کمک می کند و به آن ارزشی می افزاید.

«زندگی خوب زندگی است که از عشق الهام گرفته شده است و توسط عقل هدایت می شود.»

برتراند راسل

امیدوارم از این کاوش در زندگی خوب لذت برده باشید. در بخش نظرات زیر مشتاق خواندن نظرتان را درباره درک شما از مفهوم داشتن یک زندگی خوب هستیم.

پیروز باشید!

What Is the Good Life?

به این مطلب امتیاز دهید
مشترک شدن
اطلاع رسانی کن
guest
هنگامی که پاسخی داده شود به ایمیل شما پیام ارسال میگردد

0 نظرات
بازخورد درون خطی
دیدن تمام نظرات
دکمه بازگشت به بالا
×
0
سوالی دارید؟ بپرسیدx