رسیدن به موفقیت قطعی از طریق آموزش و یادگیری قانون جذب توسط دوره کارشناس جذب شوید استاد شریفی - سایت قانون جذب ، موفقیت و رشد فردی برای همه

نظر منتقدان در مورد قانون جذب

انتقاد از قانون جذب

همانطور که هر نظریه و قانونی در تمام دنیا تعدادی موافق دارد، تعدادی از افراد هم هستند که آن قانون یا نظریه را نقد و یا نقض کنند.در مورد قانون جذب هم همین قضیه برقرار است و افرادی وجود دارند که آن را رد کرده و نقد هایی راجع به آن ارائه داده اند. انتقاد از قانون جذب شاید خود مهر تاییدی بر صحت آن باشد.

موافقان قانون جذب

ابتدا در مورد موافقان این قانون باید بگوییم که آنها در واقع بر این باورند که در زندگی هر انسان هر خواسته ای که دارد می تواند آن را بدست آورد در صورتی که یک سری تغییرات ذهنی اساسی در خود ایجاد کند. مثلا تمامی افکار و انرژی های منفی را از خود دور کند و فقط به چیزهای مثبت فکر کند. همچنین اینکه کاملا آگاه بر خواسته های خود باشد و‌ کاملا بداند که چه چیزی از زندگی اش می خواهد و بر آن باور قلبی داشته باشد. با تمام وجود باید به خود اعتماد داشته باشد و تمام تلاش و انرژی خود را در راه رسیدن به هدفش بگذارد و حتی اگر هم شکست بخورد ذره ای نا امیدی به ذهن خود راه ندهد و با نیرویی بیشتر و باوری بیشتر از خود به کارش ادامه دهد.

اگر بخواهم برای شما مثال بزنم مثلا تصور کنید که فردی وجود دارد که آرزو‌ دارد در آینده خط تولید خودروی خود را داشته باشد و صاحب شرکت خودرو سازی شود. این فرد هیچ پشتوانه ی مادی ندارد و تنها در حال تحصیل رشته ای مربوط به خودرو است. طبق نظر موافقان، این فرد اگر بتواند در حین اینکه درس خود را به نحو احسن به جای خوبی می رساند، تمام فکر و‌ذکر خود را روی هدفش بگذارد و رویای آن را در ذهنش مدام بپروراند و همچنین اینکه فکر خود را به کار گیرد که از چه راه هایی باید وارد این قضیه شود قطعا میتواند به هدفش برسد. این فرد به احتمال خیلی زیاد طبق باور موافقان این قانون با انجام دادن ذره به ذره ی این کارها می توان به هر خواسته ای که در زندگی مان داریم برسیم.

نظر منتقدان درمورد قانون جذب

اما نظر منتقدان درمورد قانون جذب این گونه نیست و راجع به قانون جذب نقدهایی ارائه داده اند. انتقاد از قانون جذب از زبان یکی از منتقدان چیزی است که در ادامه خواهید خواهند.

یکی از آنها میگوید که افراد از طریق مبادلات پر انرژی که توسط افکار و احساسات ما (در هر دو سطح آگاه و ناخودآگاه)ایجاد می‌شوند، وارد تجربه ما می‌شوند. به عبارت دیگر، ما در حقیقت مسئول لبخندها و تعارفات و همچنین انرژی های منفی و شیاطینی که به طرف ما می‌آیند، هستیم. وقتی ما معتقدیم که مردم با ما مهربان رفتار خواهند کرد، آن‌ها بهترین چهره خود را وقتی که با ما تعامل دارند، در مقابل ما قرار خواهند داد. وقتی که ما معتقد باشیم که دنیا پر از موقعیت هایی است که موجب آزار و اذیت ما می شود، در واقع اینگونه است که ما هدف قضاوت و محکوم کردن دیگران قرار گرفته ایم.

در واقع مثل این است که ما دنیا را برای خود جایی نا امن می بینیم و خودمان را فردی بی آزار و موجه می دانیم. به نظر من قانون جذب مثل این است که دنیا را مقصر ناکامی های خود می دانیم نه خودمان را. چرا کمی به خود و کردار و اندیشه خود نمی گریم که ببینیم شاید مشکل از ما باشد؟ چرا این گونه نمی گریم که دنیا همه چیز را مقابل ما قرار داده و ما خودمان با طینتی که داریم لایق آن نیستیم مه نمی توانیم آن ها را برداریم.

انتقاد از قانون جذب و تاثیر سرزنش دیگران

سرزنش ها از طرف دیگران و اتفاقات غیر منتظره که هرگز انتظار و تصور آنها را نداشتیم و جایی در رویاها و آرزوهایمان نداشت برای ما همیشه وجود دارد زیرا ما به راحتی می‌توانیم این واقعیت اساسی که ممکن است مشکل از خود ما باشد را فراموش کنیم. مفهوم آن با باورهای محدود دیگر در مورد خودمان و دنیای ما گره خورده‌ است. ما تمایل داریم فکر کنیم که یک واقعیت وجود دارد که از ما جدا است. طوری رفتار می‌کنیم که انگار ارتباطی معنی‌دار بین افکار و محیط فیزیکی مان وجود ندارد. علم مدرن ما را متقاعد کرده‌است که زندگی (و حتی خود آگاهی)اساسا به اندازه یک حلقه تاس در هر لحظه تصادفی است

انتقاد از قانون جذب و فریب خواند آن

برای شروع به ساختن قانون جذب در زندگی برای ما مثل این میماند که ما قرار است خودمان را فریب دهیم.

ما عادت کرده ایم که اینگونه به دنیا نگاه کنیم طوری که انگار منشا تمام مشکلات ما هستیم. در واقع این باور در اکثر ما القا شده است. به جای اینکه دیگران را مقصر بدانیم و از همه چیز عیب جویی کنیم به دنبال کشف ریشه‌های در درون خود باشیم و ریشه یابی کنیم که مشکل ما از کجاست و چه رفتاری را پیش گرفته ایم که دنیا و زندگی اینگونه برای ما پیش می رود. البته، چنین جستجویی می‌تواند تغییر کامل باورهایی که ما را تا این حد در زندگی هدایت می‌کنند، ضروری بنماید.

انتقاد از قانون جذب

ما اگر در زندگیمان نام بوده ایم باید از ریشه و بن خود و خلق و خوی خود را تغییر دهیم در غیر این صورت، ما به دام افتادن در یک دید عمومی که اکثر افراد به زندگی دارند ادامه خواهیم داد و باعث می شویم که خوشبختی و رفاه مان را در اختیار همه چیز از آب و هوا و همه ی چیزهای بی جان کائنات گرفته تا دیگر انسان ها قرار می‌دهیم و در واقع به دیگران به راحتی اجازه ی برنده شدن و گرفتن این اتفاقات خوب از کائنات را می دهیم. اگر معتقدان بر این باور هستند که خواسته ها و آرزوهای ما بسته به انرژی مثبت دارد. چرا بر این باور نیستند که این انرژی را کائنات همیشه به ما تقدیم کرده و این خود ما هستیم که این انرژی را نمی گیریم و دو دستی تقدیم دیگران می کنیم.

قرار گرفتن دردام قانونی دروغین

به نظر من با توجه به تربیت ما (به عنوان مثال، تربیتی که والدین مان برای ما در نظر گرفته اند) و یا فرهنگی ما داریم ( یعنی فرهنگ کلی جامعه)، ما را به شدت در دام قانونی که دروغی بیش نیست قرار می‌دهند. حتی به نظر من به کار بردن کلمه ی قانون برای این موضوع جالب نیست. ما باید از زیر این پیش‌بینی‌ها عبور کنیم و قدرت خود را به عنوان موجوداتی خلاق احیا کنیم. ما باید مسئولیت شخصی خود را با گفتن این که ” من باید خودم را در این زمان و این مکان و این لحظه و نیز در این جو فرهنگی اصلاح کنم” نسبت به این دروغ بزرگ بر عهده بگیرم.

دلیل آن هم این است که ما می‌توانیم این درس را یاد بگیریم: که ما واقعیت وجودی خود را باید درک کنیم. هر زمان که ما سعی می‌کنیم گناه خود را به هر بخشی از تجربه خود بر روی چیزی یا فردی در جهان تغییر دهیم، هیچ کاری جز تضعیف انرژی‌های خلاق خودمان انجام نمی‌دهیم. ما فراموش می‌کنیم که این ما هستیم که زندگی خود را شکل داده‌ایم نه کائنات و انرژی های منفی – و بنابراین، آن کسی است که ما می‌توانیم با کمک او شرایط خود را تغییر دهیم خودمان هستیم.

انتقاد از قانون جذب به دلیل لایق دیدن دیگران برای رسیدن موفقیت

سرزنش کردن و عیب جویی از دیگران برای پیدا کردن مقصر ناکامی هایمان باعث می شود که برای همیشه همه چیز و همه کس را در خارج از خودمان قدرتمند تر از خودمان ببینیم و در نتیجه این حس درون ما القا می شود که لابد بقیه هستند که لایق این زندگی که من آرزویش را دارم می باشند و من چون قدرتی ندارم نمی توانم به خواسته هایم برسم!این یک فریب است، اما اگر بخواهیم آن را باور کنیم، یک فریب است که قدرت واقعی و بسیار زیادی دارد و به شدت گریبان خود و زندگی مان را می گیرد.

به تعبیری دیگر می توان گفت که شاید این قانون جذب چیزی من دراوردی از دولت مردانی باشد که به جای اینکه توجیهی برای عدم مسئولیت خود برای رفاه حال مردم داشته باشند، زندگی سخت افراد جامعه را به این قانون نسبت می دهند و عذاب وجدانی را در وجود افراد جامعه قرار می دهند که برای مثال اگر من به عنوان یک شهروند جوان که نه به شغل دلخواهم رسیده ام نه کارهایی که دوست داشته ام انجام داده را به این دلیل می دانند که من توان استفاده از قانون جذب را ندارم!

انتقاد از قانون جذب و سخن آخر

برای تک تک ما قطعا بارها این اتفاق افتاده که واقعا از ته دلمان چیزی را خواسته باشیم و برای رسیدن به آن تلاش کرده باشیم ولی نتوانسته باشیم به آن دست یابیم. در خیلی از حالات هم ممکن است مشکل ما و کائنات نباشیم. مشکل حداقل رفاه و امکاناتی باشد که برایمان فراهم نشده. در واقع حقوقی که حق مسلم هر فرد در هر کجای دنیا است برای ما ممکن است فراهم نشده باشد و چون دولتمردان نخواسته اند که راجع به این قضیه پاسخگو باشند کاملا زیرکانه قانونی ساخته اند و به نحو احسن آن را فرهنگ سازی کرده اند تا سرپوشی برای عدم مسئولیت پذیریشان باشد و هم اینکه ما را در این امر مقصر و گناهکار بدانند.

4.2/5 - (26 امتیاز)
شاید این ها را هم دوست داشته باشید
مشترک شدن
اطلاع رسانی کن
guest
هنگامی که پاسخی داده شود به ایمیل شما پیام ارسال میگردد

2 نظرات
جدید ترین
قدیمی ترین بیشترین امتیاز
بازخورد درون خطی
دیدن تمام نظرات
×
2
0
سوالی دارید؟ بپرسیدx