سخنانی درباره خودآگاهی

یک نظر اضافه کنید
17 دقیقه مطالعه

سخنانی درباره­ خودآگاهی و هر آنچه نیاز است که بدانید

به نظر می رسد که خودآگاهی به جدیدترین کلمه کلیدی مدیریت تبدیل شده است و دلیل خوبی هم دارد. تحقیقات نشان می دهد که وقتی خود را به وضوح می بینیم، اعتماد به نفس و خلاقیت بیشتری داریم. تصمیمات درست تری می گیریم، روابط قوی تری ایجاد کرده و ارتباط مؤثرتری برقرار می کنیم. کمتر احتمال دارد دروغ بگوییم، تقلب کنیم و دزدی کنیم. کارگران بهتری هستیم که ترفیعات بیشتری دریافت می کنیم.

همه این موارد آغازی برای شروع بیان سخنانی درباره خودآگاهی است.

سخنانی درباره خودآگاهی

سخنانی درباره خودآگاهی

چقدر این مهارت قابل دستیابی است. با این حال، هنگامی که برای اولین بار شروع به کندوکاو در تحقیق در مورد خودآگاهی بکنید، از شکاف چشم گیر بین علم و عمل خودآگاهی شگفت زده خواهید شد. با در نظر گرفتن همه چیز، به طرز شگفت انگیزی اطلاعات کمی در مورد بهبود این مهارت انتقادی خواهید داشت.

چهار سال پیش و طی تحقیقاتی ​​یک مطالعه علمی در مقیاس بزرگ در مورد خودآگاهی آغاز گردید. در 10 تحقیق جداگانه با نزدیک به 5000 شرکت کننده، بررسی شد که خودآگاهی واقعاً چیست، چرا به آن افراد نیاز دارند و چگونه می توان آن را افزایش داد.

تحقیقات، بسیاری از موانع، افسانه ها و حقایق شگفت انگیز را در مورد اینکه خودآگاهی چیست و چه چیزی برای بهبود آن نیاز است، آشکار کرد. دریافته ایم که حتی اگر اکثر مردم بر این باورند که خودآگاه هستند، خودآگاهی ویژگی واقعاً نادر است: تخمین می زنیم که تنها 10 تا 15درصد از افرادی که مطالعه شده، واقعاً با معیارها مطابقت دارند. به طور خاص سه یافته برجسته بودند و کمک می کنند تا راهنمایی عملی برای اینکه رهبران چگونه می توانند خود را واضح تر ببینند، توسعه دهید.

سخنانی درباره خودآگاهی و انواع آن

دو نوع خودآگاهی وجود دارد

در 50 سال گذشته، محققان از تعاریف مختلفی از خودآگاهی استفاده کرده اند. به عنوان مثال، برخی آن را توانایی نظارت بر دنیای درونی خود می دانند، در حالی که برخی دیگر آن را یک حالت موقتی از خودآگاهی می دانند. هنوز دیگران آن را به عنوان تفاوت بین اینکه ما خودمان را می بینیم و دیگران ما را چگونه می بینند توصیف می کنند.

بنابراین قبل از اینکه بتوانید روی چگونگی بهبود خودآگاهی تمرکز کنید، باید این یافته ها را ترکیب و یک تعریف کلی ایجاد کنید.

سخنانی درباره خودآگاهی

در میان مطالعاتی که بررسی کردیم، دو دسته کلی از خودآگاهی مدام در حال ظهور بودند. اولین مورد که آن را خودآگاهی درونی نامیدیم، نشان می دهد که چقدر به وضوح ارزش ها، علایق، آرزوهای خود، تناسب با محیط، واکنش ها (از جمله افکار، احساسات، رفتارها، نقاط قوت و ضعف) و تأثیر بر دیگران را می بینید. دریافتیم که خودآگاهی درونی با رضایت شغلی و رابطه ای بالاتر، کنترل شخصی و اجتماعی و شادی مرتبط است. با اضطراب، استرس و افسردگی رابطه منفی دارد.

دسته دوم

دسته دوم، خودآگاهی بیرونی، به معنا درک اینکه دیگران چگونه به ما نگاه می کنند، بر اساس همان عوامل ذکر شده در بالا است. تحقیقات نشان می دهد افرادی که می دانند دیگران چگونه آنها را می بینند، در نشان دادن همدلی و گرفتن دیدگاه های دیگران مهارت بیشتری دارند.

برای رهبرانی که خود را مانند کارمندانشان می بینند، کارمندانشان تمایل دارند با آنها رابطه بهتری داشته باشند، از آنها احساس رضایت بیشتری کنند و به طور کلی آنها را مؤثرتر ببینند.

تحقیق و کاوش در بین سخنانی درباره خودآگاهی

وقتی بحث از سخنانی درباره خودآگاهی می شود، به راحتی می توان فرض کرد که بالا بودن یک نوع آگاهی به معنای بالا بودن از سوی دیگر است. البته تحقیقات عملاً هیچ رابطه ای بین آنها پیدا نکرده است.

وقتی صحبت از خودآگاهی درونی و بیرونی به میان می آید، ارزش دادن به یکی بر دیگری وسوسه انگیز است. البته رهبران باید به طور فعال هم روی مشاهده واضح خود و هم برای دریافت بازخورد کار کنند تا درک کنند که دیگران چگونه آنها را می بینند. افراد بسیار خودآگاهی که با آنها مصاحبه می شود، فعالانه بر ایجاد تعادل متمرکز بودند.

ارمیا به عنوان یک مدیر بازاریابی را در نظر بگیرید. در اوایل کارش، او در درجه اول روی خودآگاهی درونی متمرکز بود. برای مثال، تصمیم گرفت حرفه خود را در حسابداری ترک کند تا به دنبال اشتیاق خود برای بازاریابی برود.

البته وقتی در طول آموزش شرکتی فرصت دریافت بازخورد صریح را داشت، متوجه شد که به اندازه کافی روی نحوه ظاهرش تمرکز نکرده است. ارمیا از آن زمان به هر دو نوع خودآگاهی اهمیت یکسانی داده است که معتقد است به او کمک کرده تا به سطح جدیدی از موفقیت و رضایت برسد.

نکته اصلی این است که خودآگاهی یک حقیقت نیست. این یک تعادل ظریف از دو دیدگاه متمایز، حتی رقیب است.

تجربه و قدرت مانع از خودآگاهی می شود

برخلاف تصور رایج، مطالعات نشان داده اند که مردم به دنبال سخنانی درباره خودآگاهی نیستند که نتوانند از آن بهره ببرند. در حقیقت این خودآگاهی با تجارب شخصی همراه خواهد بود. گاه خودتان به هر قیمتی آن را تجربه می کنید و گاهی نیز از طریق سخنان دست پیدا خواهید کرد.

همان طور که تجربه می تواند به یک حس کاذب اعتماد به نفس در مورد عملکرد منجر شود، همچنین می تواند شما را نسبت به سطح خودشناسی خود بیش از حد مطمئن کند. به عنوان مثال، یک مطالعه نشان داد که مدیران باتجربه تر در ارزیابی اثربخشی رهبری خود در مقایسه با مدیران کم تجربه، دقت کمتری دارند.

حتی اگر بیشتر مردم معتقدند که خودآگاه هستند، تنها 10 تا 15 درصد از افرادی که بررسی شدند، این معیار را داشتند.

سخنانی درباره خودآگاهی

سخنانی درباره خودآگاهی و موانعی همچون قدرت

به طور مشابه، هرچه یک رهبر قدرت بیشتری داشته باشد، احتمال اینکه مهارت ها و توانایی های خود را بیش از حد برآورد کند، بیشتر می شود. یک مطالعه روی بیش از 3600 رهبر در نقش ها و صنایع مختلف نشان داد که نسبت به رهبران سطح پایین تر، رهبران سطح بالاتر به طور قابل توجهی مهارت های خود را بیش از حد ارزش گذاری می کنند (در مقایسه با تصورات دیگران).

در واقع، این الگو برای 19 مورد از 20 شایستگی که محققان اندازه گیری کردند، از جمله خودآگاهی عاطفی، خود ارزیابی دقیق، همدلی، اعتماد و عملکرد رهبری وجود داشت.

دلایل

محققان دو توضیح اولیه برای این پدیده ارائه کرده اند. اولاً، رهبران ارشد بر اساس سطح خود، افراد کمتری بالاتر از آنها دارند که بتوانند بازخورد صریح ارائه دهند. ثانیاً، هرچه یک رهبر قدرت بیشتری داشته باشد، افراد راحت تر می توانند به آنها بازخورد سازنده بدهند، زیرا می ترسند به شغلشان لطمه بزند.

با افزایش قدرت، تمایل فرد برای گوش دادن کاهش می یابد. به این دلیل که فکر می کنند بیشتر از کارمندان خود می دانند یا به این دلیل که بررسی بازخورد هزینه ای دارد.

یک تحلیل نشان داد که موفق ترین رهبران، در مقابل دریافت بازخورد انتقادی مکرر (از رؤسا، همتایان، کارمندان، هیئت مدیره و غیره) مقابله می کنند. آنها در این فرایند و سیستم به وجود آورنده خودآگاه تر می شوند و توسط دیگران مؤثرتر دیده می شوند.

البته شاید چون در حال بیان سخنانی درباره خودآگاهی هستیم، این مطلب کمی قابل هضم باشد، اما به طور کلی این استبداد باعث جلوگیری از موفقیت شرکت خواهد شد.

سخنانی درباره خودآگاهی

سخنانی درباره خودآگاهی با موضوع موانع آن

به همین ترتیب، در مصاحبه های افراد مشخص است که افرادی که خودآگاهی بیرونی خود را بهبود می بخشند، این کار را دریافت بازخورد از منتقدان دوست داشتنی انجام می دهند. یعنی افرادی که بیشترین منافع را در ذهن دارند و مایل هستند حقیقت را به آنها بگویند.

سخنانی درباره خودآگاهی و عدم بهبود با درون نگری

در قسمتی که سخنانی از خودآگاهی بیان می شود، عموماً فرض بر این است که درون نگری، بررسی علل افکار، احساسات و رفتارهای خود افراد، خودآگاهی را بهبود می بخشد. به هر حال، چه راهی بهتر از این که فکر کنید چرا این گونه هستید و اقدام به خودشناسی کنید.

با این حال، یکی از شگفت انگیزترین یافته های تحقیق این است که افرادی که درون نگری می کنند، خودآگاهی کمتری دارند و رضایت شغلی و رفاه بدتری را گزارش می کنند. تحقیقات دیگر الگوهای مشابهی را نشان داده است.

سخنانی درباره خودآگاهی

سخنانی درباره خودآگاهی و درون نگری

مشکل درون نگری این نیست که کاملاً بی اثر است، بلکه این است که اکثر مردم آن را اشتباه انجام می دهند. برای درک این موضوع، بیایید به رایج ترین سؤال درونی نگاه کنیم: “چرا؟” وقتی سعی می کنید احساسات خود را بفهمید (چرا کارمند الف را خیلی بیشتر از کارمند ب دوست دارم؟) یا رفتار و نگرشتان که این گونه خواهد بود.

تحقیقات نشان داده است که به سادگی به بسیاری از افکار، احساسات و انگیزه های ناخودآگاه که در جستجوی، آنها هستید، دسترسی ندارید و از آنجایی که چیزهای زیادی خارج از آگاهی آگاهانه شما قرار دارد، تمایل دارید تا پاسخ هایی را ابداع کنید که به نظر درست هستند اما اغلب اشتباه خواهند بود.

برای مثال، پس از یک طغیان روحی نامشخص در یک کارمند، یک مدیر جدید ممکن است به این نتیجه برسد که این اتفاق به این دلیل رخ داده است که او برای مدیریت کوتاهی نشده است، در حالی که دلیل واقعی یک مورد در سلامت جسمانی او است.

در نتیجه، مشکل پرسیدن چرا این است که چقدر اشتباه می کنید و چقدر مطمئن هستید که درست می گویید.

بینش و جایگاه آن در سخنانی از خودآگاهی

ذهن انسان به ندرت به شیوه ای منطقی عمل می کند و قضاوت های افراد به ندرت عاری از تعصب است. تمایل دارید به هر بینشی که می یابید، بدون تردید در اعتبار یا ارزش آن، هجوم بیاورید، شواهد متناقض را نادیده می گیرید و افکار خود را مجبور می کنید تا با توضیحات اولیه  مطابقت کنند. بدین ترتیب از موفق شدن دور خواهید شد.

یکی دیگر از پیامدهای منفی پرسیدن دلیل، به ویژه زمانی که سعی می کنید یک نتیجه نامطلوب را توضیح دهید، این است که افکار منفی غیرمولد را به درون ذهنتان دعوت می کنید. حرکتی خلاف قانون جذب خواهید داشت و عکس آن عمل کرده اید.

در تحقیقات به صورت مشهود واضح است که افرادی که بسیار درون نگر هستند نیز بیشتر درگیر الگوهای قدیمی خواهند بود.

بنابراین اگر سؤال درونی درستی وجود ندارد، آیا سؤال بهتری وجود دارد؟ تیم تحقیقاتی صدها صفحه متن مصاحبه را با افراد بسیار خودآگاه بررسی کردند که آیا رویکرد متفاوتی با درون نگری دارند یا خیر. در واقع، یک الگوی واضح وجود داشت: اگر چه کلمه “چرا” کمتر از 150 بار ظاهر شد، کلمه “چه” بیش از 1000 بار ظاهر گردید.

سخنانی درباره خودآگاهی

بینش و سخنانی درباره خودآگاهی

بنابراین، برای افزایش خود بینش مولد و کاهش دوباره فکر کردن به صورت غیرمولد، باید بپرسید چه چیزی، نه چرا. خودآگاهی یک حقیقت نیست. این یک تعادل ظریف از دو دیدگاه متمایز، حتی رقیب است.

مثال

به عنوان مثال کسی را در نظر بگیرید که کسب و کاری که اخیراً شروع کرده، دیگر سودآور نیست. در ابتدا، تنها چیزی که می توانست از خود بپرسد این بود که “چرا نتوانستم اوضاع را تغییر دهم؟” اما او به سرعت متوجه شد که زمان یا انرژی لازم برای شکست دادن خود را ندارد. باید بفهمد که چه کاری باید انجام دهد.

او شروع به پرسیدن کرد: برای حرکت به سمت جلو به گونه ای که تأثیر آن بر مشتریان و کارمندانتان به حداقل برسد، چه کاری باید انجام داد؟ او طرحی ایجاد کرد و توانست راه های خلاقانه ای بیابد تا در حین پایان دادن به کسب وکار، تا آنجا که ممکن است برای دیگران مفید باشد.

وقتی همه چیز تمام شد، او خود را به چالش کشید تا آنچه را که از این تجربه آموخته است بیان کند. پاسخ او هم به او کمک کرد از اشتباهات مشابه در آینده اجتناب کند و هم به دیگران کمک کرد از آنها بیاموزند.

سخنانی درباره خودآگاهی و دلایلی دیگر

این یافته های کیفی توسط تحقیقات کمی دیگران تقویت شده است. در یک مطالعه، روان شناسان جی گریگوری هیکسون و ویلیام سوان به گروهی از دانشجویان کارشناسی بازخورد منفی در مورد آزمونی به آنها دادند. به برخی زمان داده شد تا به این موضوع فکر کنند که چرا این گونه هستند، در حالی که از برخی دیگر خواسته شد تا به این فکر کنند که چه جور آدمی هستند.

سخنانی درباره خودآگاهی

سخنانی درباره خودآگاهی و اهمیت پرسش از خود

هنگامی که محققان از آنها خواستند صحت بازخوردها را ارزیابی کنند، دانش آموزان «چرا» انرژی خود را صرف منطقی کردن و انکار آموخته هایشان کردند و دانش آموزان «چه چیزی» نسبت به این اطلاعات جدید و این که چگونه ممکن است از آن بیاموزند صحبت کردند. نتیجه گیری نسبتاً جسورانه هیکسون و سوان این بود که “فکر کردن به این که چرا یک فرد این گونه است، ممکن خواهد بود بهتر از این باشد که اصلاً به خود فکر نکنیم.”

سخن آخر

رهبرانی که بر ایجاد خودآگاهی درونی و بیرونی تمرکز می کنند، به دنبال بازخورد صادقانه از منتقدان دوست داشتنی هستند و سؤال می کنند که چه چیزی را به جای چرایی می توانند بیاموزند که خود را واضح تر ببینند و از پاداش های فراوانی بهره ببرند. در حقیقت سخنانی درباره خودآگاهی همگی بیان کننده همین موضوع خواهد بود.

افزایش خودشناسی ارائه می کند و مهم نیست چقدر پیشرفت می کنید، همیشه چیزهای بیشتری برای یادگیری وجود دارد. این یکی از چیزهایی است که سفر به سوی خودآگاهی را بسیار هیجان انگیز می کند. موفقیت بسیار نزدیک خواهد بود.

منبع:

2/5 - (1 امتیاز)

رشد خودت رو استارت بزن !

درخواست ثبت نام در دوره های امیر شریفی

مشترک شدن
اطلاع رسانی کن
guest
هنگامی که پاسخی داده شود به ایمیل شما پیام ارسال میگردد

0 نظرات
بازخورد درون خطی
دیدن تمام نظرات
0
سوالی دارید؟ بپرسیدx