شکست چیست و چگونه می توانیم از آن نهایت استفاده را ببریم؟ (قسمت اول)

Add a Comment
14 Min Read

شکست چیست؟ همه ما روزهایی در زندگی شکست را تجربه می کنیم؛ اما فقط برخی افراد می دانند که چگونه از آن یاد بگیرند تا در آینده موفق تر شوند. این مقاله معنای شکست، رابطه بین موفقیت و شکست و اینکه چرا نباید از شکست ترسید را بررسی می کند.

طبیعی است که سعی کنید از چیزهایی که ممکن است به شکست ختم شود اجتناب کنید. تجربه شکست می تواند شرم آور و دردناک باشد؛ اما شکست دقیقا چیست؟

شکست به عنوان عدم موفقیت یا ناتوانی در برآورده کردن یک انتظار تعریف می شود.

مشکل این است که ما می توانیم بیش از حد شکست را بخوانیم. خیلی اوقات، ما آن را به احساس ارزشمندی، عزت نفس و پذیرش خود گره می زنیم. انتظاراتی که در برآوردن آن شکست می خوریم اغلب از آن خودمان است یا انتظاری که در ذهن خود ایجاد کرده ایم.

شکست چیست و چگونه می توانیم از آن نهایت استفاده را ببریم؟ (قسمت اول)

بسیاری از ما به دنبال شکست در هر زمینه ای نیستیم؛ و ما به خصوص نمی خواهیم به عنوان یک فرد شکست خورده برچسب بخوریم؛ اما شاید این یک اشتباه باشد.

شکست می تواند مفید باشد. ما می توانیم از آن بیاموزیم، بینش جدیدی به دست آوریم و دفعه بعد بهتر عمل کنیم. نوع درست شکست اطلاعات جدیدی به ما می دهد و چیزی به ما می آموزد که ما را به اهدافمان نزدیکتر می کند.

برخی با این شعار زندگی می کنند: اگر شکست نمی خورید به اندازه کافی ریسک نمی کنید. به بیان دیگر، اگر همه چیزهایی که امتحان می کنید دقیقاً مطابق برنامه ریزی شده باشد و احساس راحتی کنید، احتمالاً تا آخرین حد توانتان تلاش نمی کنید؛ و اگر تلاش لازم را نداشته باشید، مسلما رشد نمی کنید.

بیایید ایده هایی را برای قالب بندی مجدد شکست در ذهن خود و سازمان ها و استراتژی هایی برای عبور از شکست با انعطاف پذیری در نظر بگیریم.

شکست چیست؟

یک درک نسبتاً رایج از شکست، تعیین هدف اما نرسیدن به آن است.

ما معتقدیم که دانستن اینکه آیا به هدفی دست یافته اید یا نه بسیار ساده و سرراست است. اغلب بر اساس داده ها و شواهد می توان شکست را پیش بینی کرد؛ اما در حقیقت، شکست اغلب در چشم بیننده است.

شکست چیست و چگونه می توانیم از آن نهایت استفاده را ببریم؟ (قسمت اول)

خود را در هر یک از این سه سناریو تصور کنید که آیا خود را شکست خورده می‌ دانید:

  1. یک دونده ماراتن باتجربه هدف خود را برای دویدن ماراتن بعدی در کمتر از چهار ساعت و نیم تعیین می کند. این هدف ۱۵ دقیقه کامل کمتر از بهترین زمان قبلی اوست. او ماراتن را در ۴ ساعت و ۳۶ دقیقه کامل می کند. رکورد قبلی خود را با ۹ دقیقه بالاتر بردن.
  2. یک مدیر ارشد به دنبال ارتقاء به سمت معاونت است و با سایر نامزدهای داخلی و خارجی رقابت می کند. او بازخورد مثبت دریافت می کند؛ اما به او گفته می شود که تیم رهبری احساس می کند که استخدام یک فرد خارجی میل آنها را به تغییر نظرشان نشان می دهد.
  3. از یک متخصص جوان ارشد در یک سازمان خواسته می شود تا یک اسلاید برای یک جلسه عالی آماده کند. او آنچه را که به نظر او یک ارائه عالی به رئیسش است، ارائه می دهد. رئیس کار را تحسین می کند اما اسلایدها را قبل از جلسه بزرگ به طور اساسی تغییر می دهد.

توجه داشته باشید که عامل تمایز در هر سه مثال از تجزیه و تحلیل شکست ایده آلی است که ما در ذهن خود قرار داده ایم.

اندازه گیری دستیابی به هدف می تواند یک فعالیت ذهنی و سیاسی باشد. در هر یک از این مثال ‌های بالا، می ‌توانید احساس کنید که افراد تلاش زیادی کردند و در تلاش ‌های خود عملکرد خوبی داشتند.

شاید آن تعریف رایج از قرار گرفتن در حالت شکست به عنوان «عدم رسیدن به هدف» چندان دقیق و سرراست نباشد.

شکست چیست و چگونه می توانیم از آن نهایت استفاده را ببریم؟ (قسمت اول)

بازیابی از شکست با قالب بندی مجدد آن

شکست چیست؟ در جامعه ای که «برنده شدن همه چیز است»، چگونه شکست را مدیریت و تعریف کنیم؟

این شعار مجموعه مستندی به نام بازندگان است. ورزشکاران با عملکرد بالا یا تیم هایی که شکست بزرگی دارند را روایت می کند.

فراتر از داستان های فردی، یک جنبه جذاب تر از بازندگان وجود دارد. این گونه است که هر قسمت ورزشکارانی را برجسته می کند که عذاب شکست را به پیروزی بزرگی تبدیل کرده اند.

سوریا بونالی، ملی پوش ۹ دوره ای فرانسه بود و پنج بار قهرمان اروپا شد. او در هر سه دوره حضورش در المپیک نتوانست به مدال برسد. در سال ۱۹۹۲ پنجم شد، در سال ۱۹۹۴ چهارم شد و در سال ۱۹۹۸ دهم شد.

سوریا بونالی که اکنون به عنوان یک ورزش کار حرفه ای بازنشسته شده است، به عنوان یک مربی اسکیت نمایشی و یک سخنران انگیزشی کار می کند.

سوریا بونالی که اکنون به عنوان یک ورزشکار حرفه ای بازنشسته شده است، به عنوان مربی اسکیت و یک سخنران انگیزشی کار می کند. به خصوص برای ورزشکاران جوان رنگین پوست.

شما نیز مانند ورزشکاران حرفه ای که در مستند برجسته شده اند، ممکن است ترس از شکست را پیدا کنید.

شکست چیست و چگونه می توانیم از آن نهایت استفاده را ببریم؟ (قسمت اول)

چگونه می ‌توانیم شکست را تعریف کنیم؟

قالب بندی مجدد (Reframing) تکنیکی است که در کوچینگ برای دیدن یک وضعیت از دیدگاه جدید استفاده می شود.

عکاسان لنز را به اطراف حرکت می دهند تا زوایای مختلفی را در یک عکس دریافت کنند. ما می توانیم به طور مشابه دیدگاه خود را نسبت به موقعیت ها تغییر دهیم تا آنها را متفاوت ببینیم.

ما می ‌توانیم شکست را با استفاده از این مترادف ‌ها دوباره قالب ‌بندی کنیم:

  • تازه کار بودن وقتی در کاری تازه کار هستید، احتمال موفقیت کمتر است. همانطور که نمی توانید از کودک توقعی داشته باشید که در اولین بار بند کفش هایش را به خوبی ببندد. یا حتی برای بار دهم. زمانی که تازه کار هستید نمی توانید خود را در حد استانداردهای متخصص نگه دارید. وقتی چیز جدیدی را امتحان می کنید، از طرز فکر مبتدی استفاده کنید. به خود یادآوری کنید که تازه کار هستید و به خودتان فرصت های بسیاری برای پیشرفت بدهید.
  • فرصت یادگیری ترس از شکست یکی از قوی ترین بازدارنده های یادگیری است. یک مثال در مقاله کلاسیک مجله کسب وکار هاروارد مطرح شده است که به افراد باهوش آموزش می دهد چگونه یاد بگیرند.
    کریس آرجریس اشاره می کند که بسیاری از افراد بسیار موفق از شکست می ترسند. آنها به طور خاص از آن می ترسند زیرا تجربه حرفه ای بسیار کمی با آن دارند. در نتیجه، آنها تمایل دارند به شکست پاسخ دفاعی بدهند؛ و برای اجتناب از آن یا اجتناب از تصدیق آن اقدام می کنند.
    در این فرآیند، آنها فرصت یادگیری و رشد را از تلاش کردن و گرفتن نتیجه ای متفاوت از آنچه انتظار می رفت یا امید داشتند، از دست می دهند. وقتی اتفاقی می افتد که با آنچه ما انتظار داشتیم متفاوت است، می خواهیم چیزهای زیادی در مورد موقعیت و مفروضات خود بیاموزیم. ما همچنین می ‌خواهیم درباره خودمان و نحوه برخورد با شکست ‌ها و موارد غیرمنتظره بیاموزیم. اگر احساس کردید که نسبت به یک شکست احساس تدافعی می کنید، با پرسیدن اینکه چه چیزی می توانید بیاموزید، شرایط را دوباره تنظیم کنید.
  • کمال گرایی. اگر شما یک گرایش کمال گرایانه قوی دارید، ممکن است چیزهایی را به عنوان شکست هایی که نیستند برچسب بزنید.
    به عنوان مثال، ممکن است در طول یک سخنرانی در یک جلسه سطح بالا با رهبران ارشد سازمانی اشتباه کنید. با وجود بازخوردهای بسیار خوبی که از همه افراد حاضر در جلسه دریافت می کنید؛ در یک لحظه متوجه می شوید که دقیقا اوضاع مطابق برنامه پیش نرفته است.
    هنگامی که به خاطر شکست گذشته خود را مورد شماتت قرار می دهید، از خود بپرسید: «آیا من واقعا شکست خورده ام؟»

شکست چیست و چگونه می توانیم از آن نهایت استفاده را ببریم؟ (قسمت اول)

  • سوگیری سیستمیک این گونه سوگیری ها اعمال یا باورهایی هستند که در یک سیستم تعبیه شده اند و به ضرر گروه های مختلف است. در محیط کار مدرن، تعصب سیستماتیک علیه افراد رنگین پوست ادامه دارد. آنها همچنین علیه زنان، افراد دارای معلولیت دیدگاهای خاصی دارند. برای بسیاری از آنها، می تواند علت اصلی شکست همین موضوع باشد.
    سوریا بونالی یکی از معدود اسکیت بازهای سیاه پوست در دهه ۱۹۹۰ بود. او به دلیل عدم تجسم ایده آل «شاهزاده خانم سفید» در اسکیت بازی زنان سخت تر مورد قضاوت قرار گرفت. قضات او را به عنوان «عجیب» توصیف کردند و گفتند «ورزشکار است اما هنری نیست.»
    هرگز نمی توان به طور کامل مشخص کرد که تا چه حد تعصبات سیستمیک بر شکست های او در المپیک تأثیر گذاشته است. آیا به تعصب سیستمیک در سیستم خود فکر کرده اید که ممکن است عاملی برای شکست هایتان باشد؟
  • ابهام. دنیای ما به طور فزاینده ای گنگ و غیرقابل پیش بینی است. چه کسی می توانست پیش بینی کند که یک بیماری همه گیر جهانی در سال ۲۰۱۹ فراگیر خواهد شد؟ و دنیای کاری را تقریباً یک شبه بهم ریخته است؟
    اجتناب از شکست در برخی محیط ها تقریبا غیرممکن است. به ویژه آنهایی که بسیار فرار، نامشخص، پیچیده یا مبهم هستند؛ بنابراین اگر ضرب العجلی از دست رفت یا اشتباهاتی در پروژه پیدا کردید، بر خود و همکارانتان زیاد سخت نگیرید.
    ممکن است عوامل دیگری باعث حواس پرتی و استرس شود. هنگامی که ابهام احتمال دستیابی به هدف را کاهش می دهد، اهداف ممکن را تنظیم کنید یا کسب و کار را در محوریت خود قرار دهید.
    سعی کنید اشتباهات ناشی از شلختگی یا برنامه ریزی ضعیف را ریشه کن کنید، اما همچنین بدانید که چقدر تغییر شرایط می تواند بهترین برنامه ها را تغییر دهد. به جای اینکه نالید که دنیا حول برنامه کامل شما تغییر کرده است، روی چیزهایی تمرکز کنید که تیم شما می تواند در مورد عملکرد بهتر تحت واقعیت استرس، حواس پرتی و ابهام بیاموزد.
  • سعی و خطا. یک اصل اصلی تفکر طراحی، ایده شکست سریع و یادگیری از شکست است. این طرز فکر شکست را به عنوان بخشی طبیعی از فرآیند خلاقیت می پذیرد . آزمون و خطا فرصتی را برای بهبود مستمر اوضاع فراهم می کند.
    همانطور که توماس ادیسون در مورد اختراع لامپ گفت: «من شکست نخورده ام. من فقط ۱۰۰۰۰ راه را پیدا کرده ام که کار نمی کنند.» وقتی شکست های خود را به عنوان تجربه می بینید، فرصت جدیدی برای بهبود ایجاد می کنید.
  • انگیزه تجدید شده گاهی اوقات، یک شکست کوچک به شکستی تبدیل می شود که جرقه ای دوباره برای تعهد به یک هدف یا پروژه می دهد. ممکن است ناخودآگاه هدف را روی حالت خودکار قرار داده باشید یا توسط اولویت های دیگر حواس پرت شده باشید.
    شکست می تواند محرکی ایجاد کند که انرژی و انگیزه را در جایی که ممکن است کم شده باشد، افزایش دهد.
  • صرفا ناتمام. این عبارت از شاعر آماندا گورمن وام گرفته شده است. ایده اصلی این است که وضعیتی که شکست خورده یا ناموفق به نظر می رسد ممکن است تنها یک تصویر اشتباه از یک فرآیند ناتمام باشد.
    قبل از اینکه اعلام کنید وضعیتی شکست خورده است، به عقب برگردید و به مسیر بلندمدت نگاه کنید.

منبع:

  • https://www.betterup.com/blog/what-is-failure?hsLang=fa#:~:text=Failure%20is%20defined%20as%20a,created%20in%20our%20own%20head.

 

به این مطلب امتیاز دهید

رشد خودت رو استارت بزن !

درخواست ثبت نام در دوره های امیر شریفی

مشترک شدن
اطلاع رسانی کن
guest
هنگامی که پاسخی داده شود به ایمیل شما پیام ارسال میگردد

0 نظرات
بازخورد درون خطی
دیدن تمام نظرات
0
سوالی دارید؟ بپرسیدx