شناخت هوش هیجانی

یک نظر اضافه کنید
20 دقیقه مطالعه

چرا هوش هیجانی از اهمیت بالایی برخوردار است؟

انسان دارای هوش و استعدادهای مختلفی است که به صورت کلی در مدارس و دانشگاه ها هوش منطقی – ریاضی و هوش حفظ کردنی ها، مورد بررسی قرار می گیرد؛ اما انواع هوش های دیگری نیز وجود دارد.

در این مقاله پس از بررسی انواع هوش ها و تعریف آن ها، به صورت جزئی هوش هیجانی را مورد تحلیل و بررسی قرار داده ایم.

هوش هیجانی (EI) که با نام ضریب عاطفی (EQ) نیز شناخته می شود، توانایی مدیریت احساسات خود به تنهایی و احساسات در مقابل دیگران است.

اصطلاح هوش هیجانی اولین بار در مقاله ای در سال 1964 توسط مایکل بلداک ظاهر شد و در سال 1995 در کتابی توسط روزنامه نگار علمی دانیل گولمن نوشته شده بود، محبوبیت پیدا کرد.

امروزه هوش هیجانی به طور گسترده در جوامع علمی مورد بحث قرار می گیرد و با ضریب هوشی (IQ)  نیز مقایسه می شود. قابل ذکر است که هوش هیجانی (EQ) برای رهبران کسب و کار بسیار مهم است.

انواع مختلف هوش

بر اساس تحقیقات وجود 7 نوع هوش تا به حال تأیید شده است، اما اخیرا نیز دو نوع هوش نیز اضافه شده است و با گذشت زمان نیز اطلاعات و آگاهی در این خصوص در حال افزایش است.

هوش منطقی-ریاضی

هوش منطقی-ریاضی به توانایی تجزیه و تحلیل منطقی مسائل، انجام عملیات ریاضی و بررسی سوالات علمی اشاره دارد.

این هوش شامل توانایی محاسبه، کمّی کردن، در نظر گرفتن گزاره ها، فرضیه ها و انجام عملیات پیچیده منطقی است.

افراد دارای این نوع هوش از تفکر انتزاعی و نمادین استفاده می کنند، مهارت های استدلال متوالی را توسعه می دهند و از الگوهای تفکر پیروی می کنند.

در واقع، این افراد توانایی ایجاد معادلات مختلف، انجام محاسبات و حل مسائل انتزاعی را در زمینه ریاضی و فیزیک دارند.

شناخت هوش هیجانی

هوش زبانی

هوش زبانی به حساسیت ویژه به زبان گفتاری و نوشتاری اشاره دارد. این هوش به عنوان توانایی یادگیری زبان و استفاده مؤثر از زبان برای دستیابی به اهداف معین خود را نمایان می سازد.

به عنوان مثال، نویسندگان از این نوع هوش برخوردارند. افراد دارای هوش زبانی، از زبان برای بیان و درک معانی پیچیده استفاده می کنند.

این افراد توانایی تجزیه و تحلیل اطلاعات شفاهی و غیرکلامی را با دقت زیاد، درک کلمات و زبان غیرکلامی دارند و همچنین قادر به ایجاد محصولاتی هستند که شامل زبان شفاهی و نوشتاری است.

هوش فضایی

هوش فضایی مستلزم توانایی تشخیص و دستکاری الگوها در فضا و مکان است، مانند آنچه که توسط ناوبران و خلبانان استفاده می شود.

همچنین دیگر افرادی مانند مجسمه سازان، جراحان، شطرنج بازان یا معماران نیز از این نوع هوش برخوردار هستند.

این نوع هوش به توانایی تفکر سه بعدی نیز اشاره دارد. افرادی که دارای این نوع هوش هستند توانایی فوق العاده ای در تشخیص و دریافت تصاویر با جزئیات و در مقیاس بزرگ دارند.

هوش حرکتی و بدنی

هوش حرکتی یا هوش بدنی توانایی استفاده از کل بدن یا بخش هایی از آن برای حل مشکلات یا ایجاد محصولات است.

افراد با این نوع هوش می توانند به عنوان مثال به ورزشکاران یا رقصندگان عالی تبدیل شوند، همچنین می توانند به عنوان جراح، مکانیک، فیزیوتراپ یا نجار نیز فعالیت های چشم گیری داشته باشند.

افراد دارای هوش جسمانی یا حرکتی مشکلات را از طریق پیوند عمیق ذهن و بدن حل می کنند.

این افراد به کنترل زیاد خود بر حرکات خودکار و ارادی دست می یابند تا بتوانند از بدن خود به روشی بسیار متمایز و شایسته برای حل مشکلات مختلف استفاده کنند.

شناخت هوش هیجانی

هوش موسیقایی

هوش موسیقایی به مهارت های تفسیر موسیقی، آهنگ سازی و درک الگوهای موسیقی اشاره دارد. افرادی که دارای این هوش هستند، توانایی تشخیص و ایجاد لحن، ریتم و صداهای موسیقی را دارا هستند.

اینگونه افراد تمایل زیادی به یادگیری آهنگ ها، ریتم ها و همچنین آهنگسازی و نواختن آلات موسیقی مختلف دارند.

این افراد حساسیت خاصی نسبت به موسیقی دارند و به راحتی می توانند صدای نادرست یا سازهای خارج از کوک را تشخیص دهند.

هوش فردی

هوش فردی توانایی درک مقاصد، انگیزه ها و خواسته های دیگران و استفاده از آن ها برای تعامل قاطعانه با دیگران است.

افرادی که دارای این نوع هوش هستند، توانایی تشخیص و درک زمینه روانشناختی دیگران را دارند.

هوش فردی مستلزم توسعه ارتباطات موثر کلامی و غیرکلامی است. این افراد متوجه تفاوت های دیگران می شوند و نسبت به خلق و خوی دیگران حساس هستند.

همچنین توانایی مدیریت دیدگاه های مختلف را دارند.

هوش درون فردی

هوش درون فردی نوعی از هوش درونی است زیرا متضمن توانایی درک انسان است. این افراد نه تنها از خواسته ها، احساسات، حالات و انتظارات خود آگاه هستند، بلکه از این اطلاعات برای مدیریت هوشمندانه زندگی خود استفاده می کنند.

کسانی که دارای این نوع هوش هستند، شناخت خود را از دنیای پیرامون شان توسعه می دهند.

به این معنا که این درک را دارا هستند که فرآیندهای شناختی (تفکر، توجه و حافظه) چگونه کار می کند و به آن ها اجازه می دهد تصمیمات بهتری بگیرند و مشکلات را به طور مؤثرتری حل کنند.

هوش طبیعت گرایانه

هوش طبیعت گرایانه توانایی درک روابط بین گونه ها و افراد، تشخیص تفاوت ها یا شباهت های احتمالی بین آن هاست.

این افراد قادر به شناسایی، تشخیص، مشاهده و طبقه بندی اعضای گروه ها یا گونه های گیاهی و جانوری هستند.

افراد دارای این نوع هوش نه تنها تنوع موجود در دنیای طبیعی را شناسایی می کنند، بلکه حساسیت خاصی نسبت به محیط دارند. این افراد کنجکاوی عجیبی برای بررسی محیط خود و ارتباط با طبیعت دارند.

شناخت هوش هیجانی

هوش هیجانی

هوش هیجانی را می توان ترکیبی از هوش فردی و درون فردی در نظر گرفت که به توانایی شناخت و مدیریت احساسات خود و دیگران اشاره دارد.

این هوش از پنج ظرفیت اساسی تشکیل شده است: خودآگاهی عاطفی، خودکنترلی عاطفی، خودانگیختگی، همدلی و مهارت های اجتماعی.

بنابراین، افراد با هوش هیجانی از حالات خود و عواطف و احساسات اطرافیان خود آگاه هستند و می توانند قاطعانه آن ها را مدیریت کنند.

این افراد دارای روحیه عاطفی و همدلی بالایی هستند، اما اجازه نمی دهند احساسات شان بر آن ها غلبه کند، و منابع روانشناختی برای هدایت صحیح آن ها را دارند.

هوش وجودی

هوش وجودی توانایی تعیین موقعیت خود با توجه به جهان هستی و ویژگی های وجودی شرایط انسانی، مانند معنای زندگی و مرگ، مقصد نهایی دنیای فیزیکی و روانی در تجربیات عمیق مانند عشق به دیگری است.

افرادی که از این هوش برخوردار هستند، به وجود خود، به معنای زندگی و آنچه ممکن است پس از مرگ رخ دهد، فکر می کنند.

این افراد نه تنها زندگی معنوی غنی دارند، بلکه بر اساس ظرفیت عمیق خود برای مشاهده خود و محیط، تمایل به فلسفه ورزی و زیر سوال بردن همه چیز را دارند.

هوش خلاقیت

هوش خلاقیت حاصل ترکیب عقل و تخیل برای خلق ایده یا محصول است. در واقع، هوش خلاقیت شامل حل مسائل است اما همیشه به راه حل های اصلی منجر نمی شود.

از سوی دیگر، افراد با هوش خلاقیت، خارج از چارچوب فکر می کنند و اغلب راه حل های جدیدی ارائه می دهند.

این هوش به معنای توانایی یک قدم جلوتر رفتن و تصور احتمالات متعددی است که هنوز محقق نشده اند.

اینگونه افراد با تفکر باز و انعطاف پذیری هستند و می توانند موارد را از دیدگاه های مختلف ببینند تا پاسخ های غیر معمول یا بدیع را بیابند.

هوش مشارکتی

در محیط سازمانی و رسانه های اجتماعی، نوع جدیدی از هوش پدید وجود دارد که به توانایی کار تیمی برای دستیابی به هدف مشترک اشاره دارد.

هوش مشارکتی مستلزم بحث منظم است که به گروهی از افراد اجازه می دهد تا دانش مشترک بهتری ایجاد کنند و با امکانات بیشتری برای غلبه بر چالش ها و مشکلات ناشی از فعالیت های مختلف تصمیم گیری کنند.

این هوش به معنای توانایی کار با دیگران، به اشتراک گذاشتن دانش و روش های انجام کارها برای رسیدن به هدف مشترک است.

در واقع، هوش مشارکتی از نظر ماهیت هوشی عملی است زیرا معطوف به عمل است. این نوع افراد به راحتی با دیگران کار می کنند و در شرایط مشارکتی نهایت تلاش خود را می کنند.

شناخت هوش هیجانی

ویژگی های هوش هیجانی

در کتاب گلمن با عنوان «هوش هیجانی چرا می تواند بیشتر از ضریب هوشی مهم باشد؟» که در سال 1995 منتشر شد، چارچوبی متشکل از پنج مورد برای توصیف هوش هیجانی وجود دارد:

  1. خودآگاهی: درجه ای که فرد می تواند احساسات خود و دیگران را درک کند و جزء اصلی هوش هیجانی است. خودآگاهی شامل توانایی تشخیص احساسات و اثرات آن است.
  2. خود تنظیمی: درجه ای که فرد می تواند احساسات خود را کنترل کند. افرادی که خودتنظیمی می کنند، می توانند از اجازه دادن به احساسات منفی که منجر به اثرات منفی بلندمدت می شود، اجتناب کنند.
  3. انگیزه: درجه ای که یک فرد می تواند به خود انگیزه دهد و به اهداف خود دست یابد. کسانی که با انگیزه هستند دستاورد محور، متعهد، خوش بین و ابتکار عمل هستند.
  4. همدلی: درجه ای که فرد قادر به شناسایی و درک دیدگاه ها و نیازهای دیگران است. فرد همدل اغلب از سطح هوش هیجانی بالایی برخوردار است و قادر است احساسات اطرافیان خود را تشخیص دهد، حتی زمانی که این احساسات ممکن است به راحتی آشکارا نباشد.
  5. مهارت های اجتماعی: میزان توانایی فرد در برقراری ارتباط با دیگران، ایجاد و حفظ روابط.

هر چه فرد بتواند هر یک از این موارد را مدیریت کند، هوش هیجانی او بالاتر است.

هوش هیجانی در مقابل ضریب هوش (EQ در مقابل IQ)

ضریب هوش هیجانی (EQ) و ضریب هوشی (IQ) با یکدیگر در تضاد هستند، اما کدامیک مهم تر است؟ دلایل موافق و مخالف هر یک از موارد وجود دارد، اما اجماع عمومی این است که هر دو هوش از اهمیت برخوردارند.

IQ به عنوان تعیین کننده اصلی موفقیت در نظر گرفته می شده است. اما منتقدان در گذشته خاطرنشان کردند که IQ موفقیت در زندگی را تضمین نمی کند.

بنابراین مفهوم هوش هیجانی در کنار ضریب هوشی به عنوان عوامل تعیین کننده موفقیت معرفی می شود.

در دنیای تجارت، بسیاری از شرکت ها آموزش اجباری هوش هیجانی را انجام می دهند.

همچنین از تست های هوش هیجانی در فرآیند استخدام استفاده می شود. هوش عاطفی ویژگی مهم برای رهبران و مدیران کسب و کار است.

شناخت هوش هیجانی

چگونه هوش هیجانی را تقویت کنیم؟!

خبر خوب این است که هوش هیجانی را می توان آموخت و توسعه داد. علاوه بر کار روی مهارت های خود در پنج زمینه بالا، از استراتژی های زیر می توان استفاده کرد:

  • بررسی کنید چگونه به مردم واکنش نشان می دهید. آیا قبل از اینکه همه حقایق را بدانید برای قضاوت عجله دارید؟

صادقانه به نحوه تفکر و تعامل خود با دیگران نگاه کنید. سعی کنید خود را به جای آن ها بگذارید و دیدگاه ها و نیازهای آن ها را بازتر و پذیرا باشید.

  • به محیط کار خود نگاه کنید. آیا به دنبال توجه برای دستاوردهای خود هستید؟ فروتنی می تواند ویژگی فوق العاده ای باشد و به این معنا نیست که شما خجالتی هستید یا اعتماد به نفس ندارید.

وقتی تواضع را تمرین می کنید، می دانید چه کار کرده اید و می توانید در مورد آن اطمینان داشته باشید.

به دیگران فرصت درخشیدن بدهید. تمرکز خود را روی آن بگذارید و نگران دریافت تمجید از خودتان نباشید.

  • خود ارزیابی را انجام دهید. آزمون هوش هیجانی را امتحان کنید. بر اساس آزمون می دانید که نقاط ضعف شما چیست؟

آیا حاضرید بپذیرید که کامل نیستید و می توانید در برخی زمینه ها کار کنید تا خود را به فرد بهتری تبدیل کنید؟

شجاعت این را داشته باشید که صادقانه به خود نگاه کنید، چنین امری می تواند زندگی شما را تغییر دهد.

  • بررسی کنید که چگونه به موقعیت های استرس زا واکنش نشان دهید. آیا هر بار که تاخیری پیش می آید یا چیزی آنطور که می خواهید پیش نمی رود، ناراحت می شوید؟

آیا دیگران را سرزنش می کنید یا از دست آن ها عصبانی می شوید، حتی اگر تقصیر آن ها نباشد؟

توانایی حفظ آرامش و کنترل خود در موقعیت های دشوار بسیار ارزشمند است.

  • احساسات خود را در زمانی که همه چیز اشتباه است، تحت کنترل داشته باشید.
  • مسوولیت اعمال خود را بپذیرید. اگر احساسات کسی را جریحه دار کردید، مستقیماً عذرخواهی کنید.

کاری را که انجام دادید نادیده نگیرید یا از آن شخص دوری نکنید. اگر شما صادقانه تلاش کنید تا اشتباه خود را جبران کنید، مردم مایل به بخشش و فراموشی هستند.

  • قبل از انجام اقدامات، بررسی کنید که چگونه اعمال شما بر دیگران تأثیر می گذارد.

اگر تصمیم شما بر دیگران تأثیر می گذارد، خود را در موقعیت آن ها قرار دهید. اگر باید اقدامی انجام دهید، چگونه می توانید به دیگران کمک کنید تا با این اثرات مقابله کنند؟

شناخت هوش هیجانی

هوش هیجانی چگونه به مدیران کمک می کند؟

هوش هیجانی از جمله ویژگی های مهم برای مدیران است و وجود آن در محل کار ضروری است که شامل توانایی کمک به دیگران در موقعیت های پرتنش، مدیریت اختلافات و تعریف راه حل هایی است که همه می توانند تأیید کنند.

رهبرانی که برای درک دیدگاه های مختلف زمان می گذارند، در جهت ایجاد اعتدال عمل می کنند.

با توجه به نحوه پاسخ دیگران به یکدیگر، سعی کنید به افراد کمک کنید و تمایل بیشتری برای سازش داشته باشید.

وقتی رهبران از نظر هیجان باهوش نباشند چه اتفاقی می افتد؟

رهبری امری استرس زا به صورت طبیعی است. مسئولیت سرنوشت صدها یا حتی هزاران نفر دیگر می تواند عواقب خود را داشته باشد.

رهبرانی که از هوش هیجانی پایینی برخوردارند، تمایل دارند در موقعیت های استرس زا دست و پنجه نرم کنند، زیرا در کنترل احساسات خود ناتوان هستند.

این عامل ممکن است به صورت حملات کلامی به دیگران و پرخاشگری ظاهر شود.

درنتیجه محیط کار می تواند استرس زا شود و اغلب تأثیرات فاجعه باری بر بهره وری و انسجام گروه به همراه دارد.

زیرا کارمندان بیش از حد از ترس پریشان می شوند و نمی توانند روی کار خود تمرکز داشته باشند.

نداشتن هوش هیجانی مانع همکاری در گروه می شود. هنگامی که رهبری، کنترلی بر احساسات خود ندارد و واکنش نامناسبی از خود نشان می دهد، بیشتر کارمندان از ترس اینکه رهبر چگونه واکنش دهد، از ارائه ایده ها و پیشنهادات خود صرف نظر می کنند.

با این حال، رهبری که فاقد هوش هیجانی است، لزوماً کارمندان خود را مورد انتقاد قرار نمی دهد. از نظر هیجانی باهوش نبودن می تواند به معنای ناتوانی در رسیدگی به موقعیت هایی باشد که ممکن است مملو از احساسات باشد.

بیشتر رهبران با تعارض در تجارت خود سر و کار دارند و رهبری که به احساسات دیگران توجه نمی کند، اغلب در تشخیص تعارض در وهله اول با مشکل مواجه می شود، چه رسد به اینکه به طور مؤثر آن را حل کند.

شناخت هوش هیجانی

نتیجه گیری

افراد بزرگ می دانند که قدرت زیادی در احساسات آن ها وجود دارد، بنابراین سعی در آموختن شناسایی، درک و مدیریت هوش هیجانی خود دارند.

استفاده از هوش هیجانی در موقعیت هایی که مورد نیاز است می تواند نتایج بسیار مثبتی برای شما به همراه داشته باشد.

این هوش در زمان و مکان مناسب خود، نتایج ارزنده ای به همراه دارد و در کنار ضریب هوشی نتایج فوق العاده ای به بار می آرود.

 

 

سوالات متداول

  • انواع هوش چیست؟

بر اساس تحقیقات وجود 7 نوع هوش تا به حال تأیید شده است، اما اخیرا نیز دو نوع هوش نیز اضافه شده است و با گذشت زمان نیز اطلاعات و آگاهی در این خصوص در حال افزایش است.

  • هوش منطقی-ریاضی
  • هوش زبانی
  • هوش فضایی
  • هوش حرکتی و بدنی
  • هوش موسیقایی
  • هوش فردی
  • هوش درون فردی
  • هوش طبیعت گرایانه
  • هوش هیجانی
  • هوش وجودی
  • هوش خلاقیت
  • هوش مشارکتی
  • هوش هیجانی جیست؟

هوش هیجانی (EI) که با نام ضریب عاطفی (EQ) نیز شناخته می شود، توانایی مدیریت احساسات خود به تنهایی و احساسات در مقابل دیگران است.

امروزه هوش هیجانی به طور گسترده در جوامع علمی مورد بحث قرار می گیرد و با ضریب هوشی (IQ)  نیز مقایسه می شود. قابل ذکر است که هوش هیجانی (EQ) برای رهبران کسب و کار بسیار مهم است.

منبع:

 

 

 

به این مطلب امتیاز دهید

رشد خودت رو استارت بزن !

درخواست ثبت نام در دوره های امیر شریفی

مشترک شدن
اطلاع رسانی کن
guest
هنگامی که پاسخی داده شود به ایمیل شما پیام ارسال میگردد

0 نظرات
بازخورد درون خطی
دیدن تمام نظرات
0
سوالی دارید؟ بپرسیدx