رسیدن به موفقیت قطعی از طریق آموزش و یادگیری قانون جذب توسط دوره کارشناس جذب شوید استاد شریفی - سایت قانون جذب ، موفقیت و رشد فردی برای همه

چرا دنبال کردن علایق به تنهایی برای موفق شدن کافی نیست؟

چرا دنبال کردن علایق به تنهایی برای موفق شدن کافی نیست؟

چرا دنبال کردن علایق به تنهایی برای موفق شدن کافی نیست؟

آیا می دانید وینسنت ون گوک هیچگاه در طول زندگی خود به موفقیت نرسید؟ با وجود علاقه شدید وی به نقاشی و تولید بیش از 900 کار در 10 سال، تنها موفق به فروش یک مورد را به قیمت 400 فرانک درست 7 ماه قبل از مرگش در سال 1890، شد. اگر به 100 سال جلوتر بیاییم، می بینیم که نقاشی پرتره او از دکتر گچت، به قیمت 148.6 میلیون دلار فرخته شده است.

بنابراین، آیا دنبال کردن علایق به تنهایی برای موفق شدن کافی است؟ اگر به خاطر خواهر زند ون گوک نبود، ما هیچگاه از وجود چنین نابغه ای که گوش خود را بریده است، آگاه نمی شدیم.

اگر شما می بینید که به موفقیت مورد نظر خود نمی رسید، آیا وقت آن نشده که تعریف خود را از «علاقه» تغییر دهید؟ آیا در اول هفته بر می خیزید و کمتر از 100% نسبت به هفته پیش روی خود، خوش بین هستید؟

چرا دنبال کردن علایق به تنهایی برای موفق شدن کافی نیست؟

بنا به نظرسنجی گل آپ (gallup)، در میان یک میلیارد افرادی که تمام وقت کار می کنند، تنها 15% به کار خود علاقه دارند

این به این معناست که 85% تنها خود را به زحمت به حرکت در می آوردن تا مشغول به کاری شوند که به آن علاقه ای ندارند و در جایی قرار دارند که به بودن در آنجا رغبتی نداشته و به طور کلی ناراضی هستند.

این غم انگیز است نه؟ بیاید کارهایی که می توانید انجام دهید برای موفقیت در انجام هرآنچه می خواهید، در هر حوزه از زندگی را با هم مرور کنیم.

آیا دنبال کردن علاقه ها کافی است؟

یک گفته معروف از وینسنت ون گوک وجود دارد که می گوید: «شعله آتش عظیمی در درون من فعال است و هیچ کس برای گرم کردن خود در کنار آن توقف نمی کند و رهگذران تنها رد دود را می بینند.»

من صاحبان کسب و کارهایی را دیده ام که از اینکه چرا علاقه آن ها برای آنها سودی را حاصل نمی آورد گیج و مبهم شده اند، رئیس هایی که نمی توانند درک کنند چرا کارمند های آنها علاقه ای در سطح خودشان به کسب و کار ندارند و افرادی که نمی توانند بفهمند چرا تلاش های آنها با وجود اشتیاق زیاد آنها، نتیجه ای حاصل نمیکند و به موفقیت نمی رسند.

چرا دنبال کردن علایق به تنهایی برای موفق شدن کافی نیست؟

همه اینها چه وجه تشابهی دارند؟

به عنوان مثال فردی را در نظر بگیرید که با وجود اشتیاق و علاقه زیاد خود به کارش، از نتیجه نگرفتن درمانده شده است. اگر شما نیز کتاب راز یا دگر کتاب هایی با همین مضمون را خوانده باشید، برای شما آزار دهنده است که ببینید چیزی که به آن فکر می کنید و عشق می ورزید، به طور معجزه آسایی برای شما به حقیقت نپیوندد!

بسیار خوب است که در ذهن خود به رویا پردازی مشغول شوید، اما سپس باید نشانه ها را دنبال کرده و به مرحله عمل وارد شوید. آگاهی به آنچه در اطراف شما وجود دارد، می تواند راه حلی برای بهبود نتایج حاصله و دستیابی به رویاهای خود باشد.

  • آیا آگاه هستید که گاهی اوقات نظرات دیگران می تواند به دستیابی به رویاهای خویش بیانجامد؟
  • آیا به دنبال کسانی می روید که می گویند: «می خواهم بیشتر راجع به ایده های شما بدانم» و متاسفانه باید بگویم که ایمیل زدن، دنبال کردن تلقی نمی شود، افراد جاه طلب واقعی تلفن را برداشته و با دیگران صحبت می کنند.
  • آیا به بدن خود زمانی که می گوید: «من خسته هستم- من تشنه هستم – من گرمازده شده ام» توجه می کنید؟ همه اینها نشانه هایی است که شما به چیزی نیاز دارید. اگر راهی که برای رسیدن به رویاهای خود در نظر گرفته اید این است که دائما چسبیده به محل کار/برنامه ها/هدف ها باشید بدون اینکه استراحتی برای خود در نظر بگیرید، به این معنا نیست که موفقیت شما حتمی است.
  • آیا برنامه ای برای اعمال خود نوشته اید؟ همه ما شنیده ایم که اگر اهدافی را بر روری کاغذ بنویسیم رسیدن به آنها محسوس تر و محتمل تر می باشد. یک تحقیق بر روی 270 شرکت کننده نشان داده است که احتمال رسیدن 42% از افراد به اهداف خود با نوشتن آنها بر روی کاغذ، بیشتر است.

چرا دنبال کردن علایق به تنهایی برای موفق شدن کافی نیست؟

اهداف همراه با علاقه

اگر شما به مقصد رویایی خود نمی رسید، چه چیزی را از نظر جای انداخته اید؟

دنبال کردن علایق، زمانی که متوجه آنچه از نظر جای انداخته بودید، شدید نیاز به یک برنامه و تمرکز دارید. سپس باید اطمینان حاصل کنید که برنامه شما همه چیز را در بر می گیرد.

زمانی که من با یکی از مراجعه کنندگان راجع به اهداف خود مشورت می کنم، از وجود المان های زیر اطمینان حاصل می کنیم:

  1. تمرکز به صورت واضح و روشن بر روی احساسی که رسیدن به آن هدف به ما می هد.
  2. این هدف چه کاری را برای شما انجام می دهد؟
  3. چه چیزی را در زندگی شما تغییر می دهد؟
  4. چه کارهایی می توانید انجام دهید؟ شما نمی توانید همه اینها را عملی کنید، اما باید حداقل 50 تا ایده را در سر داشته داشته باشید. هرچه بیشتر فکر کنید، به ایده های بیشتری می رسید.
  5. چی کسی شما را در مسیر خود نگه می دارد و مانع دچار شدن شما به سندروم اشیای پر زرق و برق می شود، زمانی که شما به مسیر دیگری منحرف می شوید و نتایج شما از بین می رود؟
  6. چه کار هایی را انجام خواهید داد؟ لیست را به 3 تا 5 عملی که انجام دادن آن ضروری است برسانید. کارهای آسان را برنگزینید بلکه آنهایی را انتخاب کنید که انجام آنها واجب است و چیزی به لیست اضافه نکنید تا این اعمال اولیه انجام شود. هر چیز دیگری تبدیل به ایده مکمل با توجه به نتایجی که از انجام این کارها بدست می آورید، خواهد شد.
  7. چه موقع به آن دست می یابید؟ ایجاد یک برنامه کوچک تر 4 تا 6 هفته ای برای انجام آن کارها واعمال اولیه، می تواند ایده خوبی باشد. اید کار فواید زیادی دارد که یکی از آنها با انگیزه ماندن شما و باور به نتیجه دادن کارهای خود است.
  8. با توجه به این استراتژی و مراجعه به گزینه های یک تا سه در این لیست، هر 4 تا 6 خفته اعمال جدیدی را برای خود تعریف کنید تا زمان اندیشه و تامل بر نتایج را داشته باشید و متوجه کارآمدی یا ناکارآمدی کارهای مختلف شوید.

با استفاده از این استراتژی، احتمالات از بین می رود و ساختاری ایجاد می شود که رسیدن شما به اهداف خویش را تضمین می کند.

چرا دنبال کردن علایق به تنهایی برای موفق شدن کافی نیست؟

چه زمانی علاقه های خود را نادیده گرفته و چه زمانی آنها را دنبال کنیم؟

بر عکس موفقیت به نظر می آید مگرنه؟ هرچن برخی کارها، مفرح نیستند. ممکن است شما مسیر شغلی، کسب و کار، بدن، خانه، شریک، دستان یا جاه طلبی خود را دوست داشته باشید اما این به این معنا نیست که تمام ابعاد آن برای شما خوشایند است. گاهی اوقات بهتر است که از کورکورانه دنبال کردن علایق خود دست بکشید.

تا حال شنیده اید: «شما تلاش کنید و نتایج ظاهر خواهد شد»؟ این دست نیست. علاقه شما را به آنچه می خواهید نمی رساند.

اگر به حرف من اعتماد ندارید از خود این را بپرسید: «آیا من یک جراح با علاقه را برای خود می خواهم یا یک جراح با مهارت؟»

دیدن مطالبی با این مضمون که به دنبال آنچه می خواهید بروید و به پشت سر هم ننگرید در شبکه های اجتماعی برای من مشمئز کننده است. بسیاری گفته های متفاوت وارد راه و روش رسیدن به موفقی در جامعه مدرن شده است. به عنوان مثال صحبت کردن در جمع: من مشکل خیلی ها را برای صحبت کردن در جمع را حل کرده ام اما بر خلاف خیلی فاکتورهایی از این نظیر که برای رسیدن به موفقیت بسیار کارآمد است، داشتن یک ساختار فکری جدید به تنهایی کافی نیست.

به عنوان مثال اگر شما به روی یک استیج رفته برای توضیح مهارت های خود و فن بیان لازم را نداشته باشید، ساختار فکری شما کمکی به شما نمی کند و مهارت های شما نادیده می ماند یا حتی به آنها ضربه وارد می شود.

به تعویق انداختن، زوال علایق شما را مخفی می کند

«تقصیر من و شکست های من علایق من نیستند، اما عدم کنترل من بر آنهاست.» -جک کروک

خود را به چالش بکشید و از خود بپرسید، آیا علایق شما مانع یادگیری مهارت های جدی و ایجاد عادت های جدید برای خود می شود.  به عنوان مثال من بسیار از نوشتن و تدریس لذت می برم اما هیچگاه علاقه ای به نوشتن گزارش نداشته ام و ناشر من می تواند این موضوع را تصدیق کند.

به کارهایی که در زندگی به تعویق انداخته اید بنگرید و به جواب این سوال که علایق در کجا باید نادیده گرفته شوند، برسید. شما همیشه نیاز به دنبال کردن علایق خود ندارید.

چرا دنبال کردن علایق به تنهایی برای موفق شدن کافی نیست؟

دورنمای بزرگتر- از خود سوال بپرسید

در مورد دوم ما به کیفیت علاقه های شما و تاثیر آن بر اهداف شما پرداختیم. علاقه، زمانی که کامپیوتر شما خراب شده باشد، راه حلی برای شما نخواهد بود، اما داشتن یک دورنمای بزرگتر از ماجرا اینکار را می کند.

اگر میخواهید تصویری از این نوع داشته باشید سوال های زیر را از خود بپرسید:

  • موفقیت برای شما به چه شکل است؟
  • چگونه خواهید دانست که موفق هستید یا خیر؟
  • چگونه موفقیت خود را جشن خواهید گرفت؟
  • علایق شما چه چیزهایی را برای جاه طلبی های شما به ارمغان می آور؟
  • عامل های ریسکی در دستیابی به اهداف خود، با توجه به علاقه ای که آن را دنبال می کنید، چیست؟
  • چه چیزی به شما این اطمینان را می دهد که دنبال کردن علایق خود، مانعی برای موفقیت شما نخواهد بود؟

اکنون به کلماتی که استفاده کرده اید، توجه کنید. آیا شما راجع به اینکه چقدر دور شدن از چیزهایی که نمیخواستید، فوق العاده خواهد بود، صحبت کردید؟

بعضی از ما ها تنها به دیدن نتایج علاقه داریم اما برخی دیگر به دنبال اجتناب از شکست خوردن و محدودیت ها هستند. هرچه بیشتر خود و افکار خود را بشناسید، از محدوده علایق خود فراتر می روید.

این امر ضروی است زیرا:

  • به شما اطمینان می دهد تنها دنبال کردن علایق، مسیری متزلزل است.
  • از به کنار افتادن شما در مسیری که مطابق با علایق شماست اما به نتیجه ای منجر نمی شود، جلوگیری می کند.
  • به شما به ساختن علاقه نسبت به کارهایی که سابقا از انجام آنها منزجر می شدید، کمک می کند.

یکی از مراجعه کننده های ما 5 بار در جمع کردن سرمایه ای به نفع خیریه، شکست خورده بود. بعد از یک جلسه، به انها هزاران دلار اهدا شده بود. من راجع به برنامه های مدیریت سرمایه چیزی نمی دانم اما از قدرت ذهن خبر دارم؛ بنابراین وقتی را برای سوال پرسیدن از خود در نظر بگیرید.

چرا دنبال کردن علایق به تنهایی برای موفق شدن کافی نیست؟

یک ساختار فکری آسیب دیده- استفاده از آن کلمات قدرت مند

«علاقه و اشتیاق ممکن است موجب جلو راندن مسیر موفقیت شما شده یا شما را به سمت دیوانگی سوق دهد»

کار و تلاش دائم بدون نتیجه گرفتن، حداقل باعث افسردگی و از دست دادن انگیزه و حداکثر باعث غیر عادی شدن و تخریب روحی می شود. همانگونه که علاقه ممکن است باعث انگیزه عمل کردن شود، عدم دیدن نتایج نیز ممکن است باعث آسیب به ساختار فکری شما شود- و یک سختار فکری آسیب دیده منجر به تصمیم گیری های اشتباه، قضاوت های اشتباه و نتایج ضعیف خواهد شد.

از سولات بالا برای پیدا کردن کلمات قدرتمند خود استفاده کنید. این کلمات شما را به جلو می راند. آنها را جایی یادداشت کرده و یا به صفحه اصلی تلفن همراه خود اضافه کنید تا هرروز جلوی دید شما باشد. شما نیاز دارید تا انگیزه دنبال کردن علایق خود را هر روز مرور کنید.

با درک ایده شخصی خود از موفقیت، می توانید همواره رو به جلو حرکت کنید و آگاه باشید به اینکه چه زمان علایق به موفقیت شما ضربه وارد می کند و چه زمان باعث پیشرفت شما می شود.

داشتن درکی اشتباه

اگر شما علاقه مند و مشتاق به دیدن نتایج هستید و هنوز به آن دست نیافتید، آیا راه حلی را برای این موضوع در نظر گرفته اید؟

برخی خود را دیوانه وار پر مشغله توصیف می کنند یا اینکه خود را مشغول نشان می دهند تا از انجام کارهای واقعی اجتناب کنند. این همان مصداق عدم علاقه است. زمان هایی وجود دارد که شما نباید به دنبال علایق رفته و در عوض علاقه را نسبت به کارهایی که از انجام آن خرسند نیستید، به وجود آورید.

چرا دنبال کردن علایق به تنهایی برای موفق شدن کافی نیست؟

در هر کاری المان هایی وجود دارد که شما آن را دوست ندارید. شما ممکن است متوجه شوید که ساختار فکری شما در مورد علایق خود، اشتباه است. علاقه شما ممکن است باعث شود یک ساختار فکری ثابت داشته باشید که به شما اجازه دیدن دیگر موقعیت ها و راه ها را برای دست یابی به نتایج بهتر را ندهد.

جورج والتون، استاد روانشناسی در دانشگاه استانفورد می گوید: «بسیاری از پیشرفت ها در علم و تجارت زمانی کسب می شود که افراد حوزه های مختلف را با هم پیوند می دهند.»

در تحقیقات آنها با همراهی کارول دووک و پاول اوکیف، متوجه شده اند که آن گفته های معروف ماند «علاقه خود را دنبال کنید» به افراد این را القا می کند که دنبال کردن علایق آسان است. احتمال اینکه افرادی با این باور، در هنگام رویارویی با چالش ها و دشواری های راه جا بزنند، بیشتر است.

سخن آخر

پس چه موقع علایق خود را دنبال کنیم؟

در نهایت علاقه یک نیرو برای راندن شما به سوی موفقیت خواهد بود اما تنها در صورتی که تاثیرات آن بر نتیجه را نیز در نظر بگیرید. شما باید چه موقع باید و چه موقع نباید علایق خود را دنبال کنید.

امیدوارم، من 7 توصیه مناسب را برای به چالش کشیدن علاقه های شما و دیدن نتایج مورد نظر خود، ارائه داده باشم. لطفا از به اشتراک گذاشتن آنچه در مورد خودتان یاد گرفتید و تاثیر ان بر موفقیت خود، اجتناب نکنید.

منبع:

به این مطلب امتیاز دهید
شاید این ها را هم دوست داشته باشید
مشترک شدن
اطلاع رسانی کن
guest
هنگامی که پاسخی داده شود به ایمیل شما پیام ارسال میگردد

0 نظرات
بازخورد درون خطی
دیدن تمام نظرات
×
0
سوالی دارید؟ بپرسیدx