موفقیت و رشد فردی

7 اصل اساسی بروسلی برای شکل دادن به زندگی شما

7 اصل اساسی بروسلی برای شکل دادن به زندگی شما

اگر در 30 سال گذشته زیر سنگ زندگی نکرده باشید، مطمئن هستم که می دانید بروسلی چه کسی بود.

اگر کرده اید، شاید برایتان جالب باشد که بدانید لی یک رزمی کار و هنرپیشه بسیار معروف بود که اولین رغبت عظیم هنرهای رزمی چینی را در غرب، در دهه های 60 و 70 برانگیخت.

اما علاوه بر اینکه لی یک مبارز عالی و شخصیت نمادین بود، چیزهای بسیار مفیدی در مورد زندگی برای گفتن داشت.

در اینجا 7 مورد از اصول مورد علاقه من از بروسلی آورده شده است.

7 اصل اساسی بروس لی برای شکل دادن به زندگی شما

  1. امروز واقعاً به چه چیزی فکر می کنید؟

«هر طور فکر کنید، همانطور می‌شود.»

شاید ابتدایی ترین بیانیه نحوه کار ما باشد. به آنچه امروز فکر می کنید، فکر کنید.
این افکار در مورد شما چه می گویند؟ درباره زندگیتان؟ چندتا از آنها با برنامه های شما برای زندگی و تصویر شما از خودتان، مطابقت دارند؟

فراموش کردن این جمله ساده در زندگی روزمره آسان است.
بسیار آسان است که آنچه در یک روز معمولی به آن فکر می کنید، در مقایسه با دیدگاهی که برای خود و اهدافتان دارید، کاملاً ناسازگار باشد.

یک یادآوری خارجی ساده مانند یک post-it با این نقل قول می تواند برای نگه داشتن شما و افکارتان در مسیر درست مفید باشند.

بسط درخشان و زیبای این اندیشه را می‌توان در کتاب «همان‌طور که انسان می‌اندیشد» جیمز آلن یافت.

  1. ساده کنید.

《این افزایش نیست، بلکه کاهش است. چیزهای غیرضروری را کم کنید.》

《اگر زمان زیادی را صرف فکر کردن به چیزی کنید، هرگز آن را انجام نخواهید داد.》

اگر می خواهید زندگی خود را بهبود بخشید، وسوسه انگیز است که بخواهید چیزهای بیشتری به آن اضافه کنید. مشکل این است که شما وقت یا انرژی لازم را برای انجام کارهای بیشتر ندارید.
بنابراین فرآیند تلاش شما برای بهبود، کوتاه مدت می شود.

7 اصل اساسی بروس لی برای شکل دادن به زندگی شما

افزودن بیشتر و بیشتر فقط استرس، نگرانی و اضطراب بیشتری ایجاد می کند. از بین بردن شلوغی ها و فعالیت ها، وظایف و افکاری که چندان مهم نیستند، زمان و انرژی را برای شما آزاد می کند تا کارهایی را که واقعاً می خواهید انجام دهید.
همانطور که به هم ریختگی در دنیای بیرونی شما کاهش می یابد، درهم و برهمی در دنیای درون شما نیز کاهش می یاید.

این مزیت دیگری دارد که باعث می‌شود در حین انجام آن از هر کاری که انجام می‌دهید لذت بیشتری ببرید.

افزودن افکار بیشتر و فکر کردن به چیزها برای بار ۱۱۱ م، ممکن است احساس امنیت ایجاد کند. همچنین راه خوبی برای به تعویق انداختن کار و اجتناب‌ کردن از انجام آن جهشی است که می‌دانید باید انجام دهید. هر چه بیشتر فکر کنید، عمل کردن سخت تر می شود . شاید به این دلیل که می‌خواهید آن حس آرامش‌بخش امنیت را حفظ کنید و از خطر از بین بردن آن احساس اجتناب کنید.

تفکر جای خود را دارد. می تواند به شما کمک کند تا یک مسیر تا حدی واقع بینانه ای برای رسیدن به هدف خود برنامه ریزی کنید و به شما کمک کند از دام های آینده جلوگیری کنید. با این حال، بیش از حد فکر کردن فقط یک عادت است که به شما کمک می کند زمان زیادی را تلف کنید. بهتر است آن عادت را با عادت انجام دادن، جایگزین کنید.

  1. در تعاملات، خود را بشناسید.

«شناخت خود یعنی مطالعه خود در عمل با شخص دیگری.»

تنها کسی که شناخت واقعی او سخت ترین چیز ممکن است خودتان هستید.
شناخت خود،  در صورتی که تنها هستید، ممکن است به برخی بینش ها منجر شود.
احتمالاً حلقه های فکری ساخته شده و شک و تردیدهای زیادی را در ذهن شما ایجاد بکند.

یک راه خوب برای شناخت بیشتر خودتان، شناخت خود در تعامل با افراد دیگر است. نحوه واکنش و عملکرد افراد در این تعاملات در طول زمان می تواند چیزهای زیادی به شما بیاموزد. و اینکه چه فکر می‌کنید و چه واکنشی نشان می‌دهید، به شما درس بیشتری دهد.

7 اصل اساسی بروس لی برای شکل دادن به زندگی شما

آنچه در دیگران می بینید، احساس می کنید و می شنوید ممکن است بازتابی از خودتان باشد. با این حال چیزهایی که فکر می کنید ممکن است همیشه خوشایند نباشند، می توانند روشنگر باشند. آنها به شما کمک می کنند خود را ببینید و ببينيد چگونه ممکن است خود را گول بزنید.

و این بینش قدرتمند می تواند برای رشد شخصی شما بسیار ارزشمند باشد. بنابراین، در تعامل با دیگران، سعی کنید از خود بپرسید: چه چیزی دارد از طرف مقابل منعکس می شود؟

  1. تقسیم نکنید.

«به این فکر نکنید که حق با چه کسی است یا با چه کسی نیست، یا چه کسی بهتر است. موافق یا مخالف نباشید.»

این طرز فکر بسیار مفید و قدرتمند است.
یکی از مواردی است که بدیهی است زندگی با آن، سخت است. چرا؟ من معتقدم این به این دلیل  است که نفس عاشق تقسیم کردن و یافتن راه هایی برای «افزودن بیشتر» به خود است. می خواهد احساس برتری نسبت به فرد دیگری داشته باشد.
یا باهوش تر، زیباتر، باحال تر یا عاقل تر باشد.

چگونه می توانید بر این طرز فکر و احساس غلبه کنید؟

به نظر من  اینقدر با افکار یا احساسات خود همذات پنداری نکنید. این بدان معنا نیست که شما از فکر کردن یا احساس کردن دست بردارید. این فقط به این معنی است که شما متوجه شوید – و در زندگی روزمره خود به یاد آورید – که افکار و احساسات فقط چیزهایی هستند که در شما جریان دارند.

هر چند شما، آنها نیستید.

شما همان آگاهی هستید که آنها را مشاهده می کنید.

7 اصل اساسی بروس لی برای شکل دادن به زندگی شما

وقتی این را متوجه شوید و به خاطر آورید، می توانید که افکار و احساسات خود را کنترل کنید. همچنین به شما این امکان را می‌دهد که افکار خود را خیلی جدی نگیرید و در واقع به آن‌ها بخندید یا وقتی احساس می‌کنید که نفس شما در حال عمل کردن است، آن را نادیده بگیرید. وقتی این چیزها را شناسایی  نکنید، به جای محروم کردن آنها، تمایل بیشتری به گنجاندن چیزها، افکار و افراد پیدا می کنید.

این باعث ایجاد آزادی و سکون درونی و بیرونی زیادی می شود.
به جای ترس، نیاز به تقسیم دنیای خود و جستجوی درگیری ها  پیدا می کنید.

  1. از وابسته شدن به تأیید دیگران اجتناب کنید.

《من در این دنیا نیستم که انتظارات شما را برآورده کنم و شما در این دنیا نیستید که انتظارات من را برآورده کنید.》

《خودنمایی ایده ابلهان از شکوه است.》

نفس می خواهد به خود چیزی اضافه کند زیرا فکر می کند کافی نیست. یکی از راه‌های انجام این کار، ولع تأیید اعتبار از سوی دیگران است. ما می خواهیم احساس باهوش، زیبا، موفق و … داشته باشیم. و تأیید شدن برای مدتی به شما احساس خوبی می دهد. اما به زودی به یک راه حل جدید نیاز پیدا خواهید کرد.

مشکل وابسته بودن به تأیید از سوی افراد دیگر این است که به دیگران اجازه می‌دهید احساسات شما را کنترل کنند.
این کار یک ترن هوایی از احساسات در زندگی شما ایجاد می کند.

برای یافتن ثبات عاطفی بیشتر و کنترل احساس خود، باید تأیید خود را از منبع ثابت تری دریافت کنید. خود شما می توانید با تعیین انتظارات و تأیید کردن خود، انتظارات و تأیید دیگران را جایگزین کنید.

بنابراین با فکر کردن به اینکه چقدر عالی هستید، خود را تأیید می کنید. خودتان را دست کم نمی گیرید.
قدردان پیشرفتی که کرده اید و کارهای مثبتی که انجام داده اید، هستید.
قدر ارزش  خود را می دانید. اهدافی را تعیین می کنید و به آن اهداف می رسید. این کار باعث ایجاد اعتماد به نفس در توانایی هایتان می شود.

7 اصل اساسی بروس لی برای شکل دادن به زندگی شما
این چیزها به شما کمک می کنند تا عاداتی طبق تأیید درونی ایجاد کنید.

حالا، خودنمایی.
چرا ما آن را انجام می دهیم؟ برای گرفتن تایید از دیگران.
با این حال، این نیاز به تأیید اغلب آشکار می شود و به همین دلیل است که چیزی مانند لاف زدن به ندرت جواب می دهد.
به جای دیدن فرد باحال و موفقی که می‌خواهید به آن تبدیل شوید، مردم فقط یک فرد بدون اعتماد به نفس و نیازمند را می بینند که به دنبال تایید شدن است.
و لاف زدن بی نتیجه می شود.

  1. فعال باشید.

《شرایط به جهنم؛ من فرصت خلق می کنم.》

محبوس شدن در یک طرز فکر واکنشی آسان است.
فقط کافی است با هر اتفاقی که می افتد همراه باشید.
همان کاری را می کنید که اطرافیانتان انجام می دهند.
به هر اتفاقی که می افتد واکنش نشان می دهید.

بنابراین در شرایط خود گم می شوید. این، طرز فکر خیلی خوبی نیست. شما تمایل دارید که احساس ناتوانی کنید و انگار در حال پیشروی هستید.

یک راه مفیدتر و لذت بخش تر  در زندگی، فعال بودن است.
همانطور که بروس می گوید: ایجاد فرصت با وجود شرایط اطراف. این کار احساس بهتری دارد و نتایج بهتری را ارائه می دهد (مهم نیست که در وبلاگ یا تجارت شما باشد، یا در قرار ملاقات یا زمانی که صحبت از سلامت شما می شود). اما از طرف دیگر این نیز دشوارتر است.
ساده تر این است که در جریان واکنشی زندگی حرکت کنید.

و اگر می خواهید فعال باشید، ممکن است مجبور شوید اغلب اوقات رهبری را بر عهده بگیرید و این می تواند ترسناک باشد.

با این حال، زندگی فعالانه بسیار با ارزش تر و هیجان انگیزتر است.

7 اصل اساسی بروس لی برای شکل دادن به زندگی شما

  1. خودتان باشید.

《همیشه خودتان باشید، خودتان را ابراز کنید، به خودتان ایمان داشته باشید، دنبال نسخه دوم خود با شخصیتی موفق، نباشید.》

خودتان بودن کار سختی است.
ممکن است گاهاً این کار را بکنید.
و مواقع دیگر ممکن است فراموشش کنید یا به الگوهای فکری قدیمی بازگردید. یا ممکن است از شخص دیگری تقلید کنید.
این با بیش از حد بودن، ممکن است نتیجه بدهد.

اما من معتقدم که اگر خود واقعیتان باشید بهتر کار خواهید کرد.
زیرا در آنجا نسخه حقیقی شما در حال درخشیدن هستید.
بدون ناهماهنگی، پیام های مختلط یا شاید نوعی دروغگویی.
صد درصد این خودتان هستید.  این شما هستید که نه تنها کلماتتان، بلکه با توناژ صدا و زبان بدنتان – که برخی می گویند بیش از 90 درصد ارتباطات است، همسان با طول موج کلماتتان است.  این شما هستید که از طریق کانال های ارتباطی وارد می شوید.

بنابراین من نمی گویم: «بله پسر، تو فقط باید خودت باشی چون کار درست این است و …».

من می‌گویم که فکر می‌کنم خود واقعی‌تان – کسی که تقسیم‌بندی کمی انجام می‌دهد، کسی که نیاز به تأیید کمی از سوی دیگران دارد، شخصی که در آن منیت شما اختیار همه چیز را ندارد و تلاش نمی‌کند چیزی از کسی دریافت کند – به شما کمک می‌کند تا نتایج بهتر و رضایت بیشتر در زندگی روزمره خود به دلیل همسویی با خودتان، داشته باشید.

چون مردم اصالت اصالت حقیقی بودن را دوست دارند.

منبع:

به این مطلب امتیاز دهید
مشترک شدن
اطلاع رسانی کن
guest
هنگامی که پاسخی داده شود به ایمیل شما پیام ارسال میگردد

0 نظرات
بازخورد درون خطی
دیدن تمام نظرات
دکمه بازگشت به بالا
×
0
سوالی دارید؟ بپرسیدx