از خودآگاهی تا خودکنترلی یک تکنیک رهبری قدرتمند

1 نظر
8 دقیقه مطالعه

از خودآگاهی تا خودکنترلی یک تکنیک رهبری قدرتمند

هوش عاطفی هم یک عبارت آشنا است و هم یک معمای پر دردسر . در بسیاری از شرکت ‌ها که تلاش می ‌کنند بهترین افراد خود را حفظ، مشغول و از آنها حمایت کنند، این موضوع به بحث داغي تبدیل شده است، زیرا حوزه هاي کاري بیش از پیش نشان ‌دهنده تجربیات انسانی ما است.

چگونه می توانیم افراد را از کار خود شادتر و راضی تر کنیم تا آنها نیز به نوبه خود بهترین عملكرد را براي سازمان ما داشته باشند ؟

این سوالی است که رهبران سعی کرده اند با برنامه های یادگیری و توسعه، مزایا و فعالیت های تیم سازی به آن بپردازند. در سال‌ های اخیر، ما کم کم پذیرفته ‌ایم که افرادی که در محل کار هستند هنوز هم همان افراد هستند و باید از آنها حمایت شود.

اصطلاح هوش هیجانی در دهه ۱۹۹۰ توسط روانشناسان ابداع شد و به سرعت به موضوع اصلي رهبری تبدیل شد. این تحقیق به این واقعيت اشاره کرد که برای اینکه رهبران بهتری باشیم، باید با احساسات خود در تماس باشیم. رهبران و مدیران منابع انسانی فکر می کردند که پاسخ مشکلات خود را پیدا کرده اند.

اما تمرکز ما روی هوش هیجانی به طرز خطرناکی اهمیت رهبری بزرگ را کم اهمیت جلوه داده است.

از خودآگاهی تا خودکنترلی: یک تکنیک رهبری قدرتمند

هوش عاطفی تنها یک تکه از پازل رهبری است

مشکل هوش عاطفی این است که فقط بخشی از رابطه مربوط به خودآگاهی و ایجاد همدلی برای تجربیات دیگران را در بر دارد. این جزء چیزی بسیار بزرگتر است. چیزی که من آن را مدیریت عواطف خود می نامم .

در واقع، ما می ‌توانیم واکنش ‌های احساسی خود به رویدادها را شکل داده و کنترل کنیم  و در طي این فرآیند رهبران بهتری شویم.

اصلا مدیریت عواطف خود به چه معناست؟

مدیریت عواطف خود اساساً به این معنی است که شما در کنترل هستید.

هر یک از ما در نسخه خود از واقعیت زندگی می کنیم ، این ترکیبی است از آنچه که در واقع برای ما و اطراف ما اتفاق می افتد (عینی) همراه با تفسیر ذهنی مغز ما از این رویدادها. ما فکر می کنیم که نمی توانیم واقعیت را کنترل کنیم، در حالی که واقعاً می توانیم.

مدیریت عواطف خود اساساً به این معنی است که شما بر افکار، احساسات و رفتارهای خود کنترل دارید. این یک دیدگاه هدف ‌محور است که قدرت را به دست افراد باز می ‌گرداند و به آنها یادآوری می ‌کند که در زندگی ‌شان معنا می ‌آفرینند و به سادگی نیازی به پذیرش وضعیت موجود خود ندارند .

مدیریت عواطف خود = ذهن آگاهی + فراشناخت + چارچوب بندی مجدد

سال‌ هاست که روانشناسان این پدیده را در جمعیت‌های بالینی مورد مطالعه قرار داده ‌اند، اما همین تفکر را می ‌توان در مورد جمعیت‌ های غیر بالینی نیز به کار برد.

کوچینگ اجرایی تا حد زیادی بر یک جنبه از مدیریت عواطف ، هوش عاطفی ، تمرکز کرده است، هنگامی که در واقع به چیزی می رسد که من به عنوان یک اثر متقابل از حداقل سه چیز می بینم:

از خودآگاهی تا خودکنترلی: یک تکنیک رهبری قدرتمند

ذهن آگاهی

ذهن آگاهی پذیرش این است که همه چیز یک محرک خنثی است. هیچ چیز ذاتا خوب یا بد نیست. این فقط قضاوت یا تفسیر ماست که تجربه را جهت دار می کند.

فراشناخت

فراشناخت به ما این آگاهی را می دهد که واکنش های ما توسط تفکر ما شکل می گیرد و می توانیم بر اساس آنها عمل کنیم.

چارچوب بندی مجدد

چارچوب بندی مجدد به ما کمک می کند افکارمان را مدیریت کنیم. با چارچوب بندی مجدد تجربه خود، می توانیم تفکر خود را بررسی کنیم تا مطمئن شویم که درگیر هیچ گونه خطاي شناختی و یا خطای فکری نیستیم. این یک تکنیک قدرتمند است که می تواند به رهبران کمک کند تا مسئولیت را بر عهده بگیرند و واقعاً شروع به مدیریت عواطف خود کنند.

در نهایت، ذهن‌ آگاهی، فراشناخت و چارچوب‌ بندی مجدد به ما کمک می‌ کند مرکز کنترل درونی خود را تقویت کنیم ، اصطلاحی که به میزانی اشاره دارد که احساس می‌کنیم بر رویدادهایی که بر زندگی ما تأثیر می‌گذارند کنترل داریم.

 

افرادی که دارای منبع کنترل داخلی قوی هستند: افراد دارای منبع کنترل بیرونی:
احتمال بیشتری دارد که مسئولیت اعمال خود را بپذیرند عوامل خارجی را به خاطر شرایط ایجادشده سرزنش می کنند.
معمولاً حس خودکارآمدی قوی دارند. باور ندارند که می توانند با تلاش خود وضعیت خود را تغییر دهند.
تمایل دارند برای رسیدن به چیزهایی که میخواهند سخت کار کنند و اغلب در محل کار به موفقیت بیشتری دست می یابند. اغلب در مواجهه با شرایط دشوار احساس ناامیدی یا ناتوانی می کنند.
کمتر تحت تأثیر نظرات دیگران قرار می گیرند اغلب شانس یا اقبال در هر موفقیتی موثر

می دانند.

در مواجهه با چالش ها احساس اعتماد به نفس دارند بیشتر مستعد تجربه ناتوانی هستند.

 

به طور مشخص، افرادی که منبع کنترل درونی قوی ‌تری دارند، از نظر جسمی سالم‌ تر هستند و ديده شده است که شادتر و مستقل ‌تر هستند.

از خودآگاهی تا خودکنترلی: یک تکنیک رهبری قدرتمند

از خودآگاهی تا خودکنترلی

توانایی ما برای کنترل واکنش هایمان به موقعیت ها چیزی است که همه ما از آن برخورداریم.

با نگاه به رهبری از طریق لنز مدیریت عواطف خود، شما نه تنها می ‌توانید خودآگاه باشید، بلکه کنترل افکار و احساسات خود را به دست بگیرید تا به مرور رهبر بهتري باشيد.

اگر ما فکر خود را از آگاهی از احساسات خود برای استفاده از آن ‌ها به عنوان ابزار تغییر دهیم، ما برخی فرصت‌ های قدرتمند جديدي را ايجاد مي كنيم که رهبران باور نکردنی بشويم. این ابزارها بيرون از ما نیستند، اما اغلب از دیدگاه ما در نتیجه کنترل ضعیف ذاتی ما پنهان هستند.

گشایش گره های درونی شما

توانایی برای کنترل واکنش‌ های ما به موقعیت ‌ها، چیزی است که همه ما داریم، اما تعداد کمی از ما قادر به مدیریت موثر این توانايي هاي ذاتي هستیم (مربیان متحدان قدرتمندی در ارائه ابزارهایی برای تسلط بر این مهارت به رهبران هستند).

با گسترش جهان ‌بینی خود برای مدیریت عواطف خود، ما قادر خواهیم بود که اساسا رفتارهای رهبری خود را از درون تغییر دهیم.

منبع:

 

3.3/5 - (10 امتیاز)

رشد خودت رو استارت بزن !

درخواست ثبت نام در دوره های امیر شریفی

مشترک شدن
اطلاع رسانی کن
guest
هنگامی که پاسخی داده شود به ایمیل شما پیام ارسال میگردد

1 دیدگاه
جدید ترین
قدیمی ترین بیشترین امتیاز
بازخورد درون خطی
دیدن تمام نظرات
1
0
سوالی دارید؟ بپرسیدx