اهمیت هوش هیجانی

یک نظر اضافه کنید
18 دقیقه مطالعه

اهمیت هوش هیجانی

باید اعتراف کنم که همیشه در مورد هوش خود شک داشتم. وقتی جوان بودم و برای اولین بار در مورد تست IQ شنیدم، کنجکاو شدم. می‌ خواستم ببینم چگونه می ‌توانم با دیگران مقایسه شوم. آیا می توانم خودم را به همکلاسی هایم ثابت کنم؟ من می خواستم دانش نهایی و دانای کل، قدرت ذهن من باشد.

زمانی که اینترنت به راحتی در دسترس بود و «تست‌های IQ رایگان» همه جا آنلاین بود، وحشت داشتم که آن را امتحان کنم. آنقدر توقعاتم را از خود بالا برده بودم که نمی خواستم آنطور که انتظار داشتم باهوش نباشم. این یکی از دغدغه های اصلی تربیت محافظه کارانه من بود. اگر نشان می دادم که تحصیلاتم ضعیف است، آیا به درک توسعه نیافته جهان توسط خودم اعتراف نمی کردم؟

«برای هوشمندانه عمل کردن به چیزی بیشتر از هوش نیاز است.»

فئودور داستایوفسکی

این شد که من هرگز در تست هوش شرکت نکردم و هنوز نمی دانم نمره ام چقدر می تواند باشد. شک های من در مورد هوشم اغلب باعث می شد که رفتار توهین آمیز دیگران را بپذیرم مثل توهین «تو چی هستی احمق؟». من همواره از مناظره هوشمندانه با دیگران به دلیل ترس از اینکه فقدان دانش من آشکار شود، اجتناب می کردم.

هوش به تنهایی ممکن است همیشه کافی نباشد.

سال ها طول کشید تا بر این شک ها غلبه کنم، اما در نهایت با آن ها کنار آمدم. من قرار نبود باهوش ترین فرد جامعه باشم و این اشکالی ندارد. تا زمانی که گوش می ‌دهم، درک می‌ کنم، منتقدانه در مورد مسائل فکر می‌ کنم و تحقیق می ‌کنم، می‌ توانم ظاهری از هوش را ایجاد کنم.

اهمیت هوش هیجانی

اهمیت هوش هیجانی

چند ماه پیش، در حین تحقیق برای یک مقاله، به یک جمله جالب در مورد «هوش های چندگانه» برخورد کردم. در این مقاله، در مورد این صحبت می ‌شود که چگونه IQ (عددی دلخواه که به نیروی مغزی یک نفر اختصاص می ‌دهیم) تنها کسری از تصویر آن است و بسیار محدود محدود عمل می کند. ضریب هوشی بخشی از ظرفیت ما برای تعیین منطق و استدلال است و تنها راهی است که از طریق آن می اندیشیم و موفق می شویم.

البته، همانطور که ما درک خود را از شرایط عصبی و غیر عصبی مانند اوتیسم بیشتر می کنیم، این ایده از هوش های چندگانه چندان دور از ذهن نیست. هرکسی دنیا را متفاوت تفسیر می‌ کند و خلاصه کردن پتانسیل‌ هایشان به یک عدد از تست هوش باوری ریشه ‌دار در توانایی ‌گرایی (تبعیض علیه افراد دارای معلولیت) است.

روانشناسی که برای اولین بار این اشکال مختلف هوش را شناسایی کرد، هوارد گاردنر در کتاب خود در سال 1983 چارچوب های ذهن: نظریه هوش های چندگانه است. او هشت نوع رایج هوش را به شرح زیر تقسیم می کند:

  1. هوش زبانی (هوش مربوط به قدرت تکلم)
  2. هوش منطقی – ریاضی (هوش مربوط به قدرت استدلال)
  3. هوش فضایی (هوش مربوط به قدرت تصور)
  4. هوش بدنی – حرکتی (هوش مربوط به قدرت زبان بدن)
  5. هوش موسیقی (هوش مربوط به قدرت موسیقیایی)
  6. هوش بین فردی (هوش مربوط به قدرت ارتباطات میان فردی)
  7. هوش درون فردی (هوش مربوط به قدرت درون فرد)
  8. هوش طبیعت گرا (هوش مربوط به قدرت طبیعت)

تحقیقات گاردنر درک ما را از رشد کودک شکل داده است، روش‌ هایی را که معلمان برای آموزش دانش‌آموزان خود استفاده می‌ کنند، تغییر داده است و همچنین در مشاغل، مراقبت های بهداشتی و سایر حرفه ها نیز وارد شده است.

به خواندن ادامه دادم و متوجه شدم که هوش بین فردی و درون فردی اغلب برای ایجاد هوش هیجانی ترکیب می شوند. مطالعه بیشتر نشان داد که هوش هیجانی (EI) در زندگی روزمره ما بسیار مهم است. در واقع، هوش هیجانی به طور قابل توجهی در زندگی تأثیرگذارتر از نمره IQ ما است.

با تقویت هوش هیجانی خود می توانیم خودمان و دنیای اطرافمان را بهتر کنیم. جای تعجب نیست که این روزها جهان در چنین آشفتگی قرار دارد: واکنش های احساسی نادیده گرفته می شود و «عقلانیت» مورد توجه قرار می گیرد. اگر بتوانیم هوش هیجانی خود را به خوبی پرورش دهیم، در نهایت می توانیم جهان را به جامعه ای بهتر برای همه تبدیل کنیم.

اهمیت هوش هیجانی

هوش عاطفی در تجارت

هوش عاطفی به ویژه در حوزه کسب و کار می درخشد و هوشی است که اخیراً توسط مدیران استخدام و رهبران صنعت دنبال شده است. برنامه های آموزش کسب و کار، انطباق EI در تجارت را تشخیص می دهند. با توجه به تحقیقات دانشگاه کالیفرنیای جنوبی در مورد هوش هیجانی، ایده ‌های کاربردی فراتر از ارتباطات و تصمیم‌گیری‌ ها راجب استخدام، انگیزه تیم، رهبری، حل مشکلات و بازار جهانی را شامل می‌شود.

هوش عاطفی با ویژگی هایی مانند پشتکار، خویشتن داری و عملکرد مناسب در شرایط تحت فشار بستگی دارد. این هوش برای رهبران، صرف نظر از مهارت ‌هایشان، قدرت عاطفی برای سازگاری با تغییرات و مقابله با شکست ‌ها را فراهم می‌ کند.

برنامه MBA آنلاین دانشگاه مریلند نیز بر اهمیت هوش هیجانی در برنامه درسی خود متمرکز است. همانطور که دانشگاه مریلند در یک اینفوگرافیک نشان می دهد، هوش هیجانی بالاتر می تواند منجر به 58% تغییرات مثبت در عملکرد شغلی شود، در حالی که IQ فقط می تواند بین 4-25% بر عملکرد شغلی تأثیر بگذارد. به طور مشابه، مطالعه‌ای توسط جاشوا فریدمن نشان داد که وقتی کسب‌ وکارها بر هوش هیجانی تأکید بیشتری می ‌کنند، ممکن است تا 34 درصد افزایش سود داشته باشند.

قدردانی و پذیرش بیشتر از EI می تواند عامل افزایش زنان در تجارت باشد. همانطور که USC و سایر محققان اشاره می کنند، زنان تمایل دارند در آزمون های هوش هیجانی نمرات بالاتری کسب کنند. این بدان معنا نیست که زنان تنها جنسیتی هستند که قادر به دستیابی به هوش هیجانی بالا هستند، اما این موضوع می ‌تواند مزایای گنجاندن زنان در هیئت مدیره را توضیح دهد. زنان با ارائه بینش از دیدگاهی متفاوت از دیدگاه تاجر استاندارد، نوآوری و خلاقیت را در بسیاری از موقعیت هایی که مورد نیاز است آورده اند.

شرکت بزرگ بین المللی علی بابا «آمازون چین» ادعا کرده است که زنان در پست های اجرایی سطح بالا عامل پشت پرده موفقیت هستند. بنیانگذار، جک ما، خاطرنشان کرد که افزایش آگاهی عاطفی زنان و توانایی آنها برای تعادل منطق و غریزه احساسات، علی بابا را به غول تجارت الکترونیکی تبدیل کرده است.

البته، هر جنسیتی که باشد، افراد با هوش هیجانی بالا می توانند خلاقیت بسیار مورد نیاز را در فضای کاری خود وارد کنند. آنها به احتمال زیاد با تغییر مواجه می شوند، دیگران را به خاطر اشتباهاتشان سرزنش نمی کنند، برای کسانی که به آن نیاز دارند حمایت نمی کنند و سبک های تفکر کسانی را که دارای ذهنیت شناختی بیشتری هستند به چالش می کشند.

اهمیت هوش هیجانی

هوش هیجانی در مدرسه و جوانان

یکی از سوالات اصلی در تحقیقات مربوط به هوش هیجانی این است که آیا می توان آن را به افراد آموزش داد؟

طبق مقاله ای از نیویورک تایمز، پاسخ این سوال مثبت است. در مدارس سراسر کشور، معلمان بر اساس این ایده که «مهارت های عاطفی بر عملکرد تحصیلی بسیار مهم است» شروع به آموزش دادن یادگیری اجتماعی-عاطفی (SEL) می کنند و تحقیقات نشان داده است که عملکرد بهتر در مدرسه به طور مستقیم با وضعیت عاطفی دانش آموزان ارتباط دارد.

دانش آموزان خسته و مضطرب که در خانه خود رابطه ی چندان خوبی ندارند، کمتر در آزمون ها نمره خوبی کسب می کنند و اطلاعات جذب می کنند. دانش آموزانی که به طور پیوسته در خانه و با معلمان خود ارتباط برقرار می کنند در آزمون ها به طور قابل توجهی بهتر عمل می کنند و می توانند به خوبی روی کار خود تمرکز کنند.

اگرچه SEL برای اولین بار به عنوان راهی برای مبارزه با قلدری یا تیراندازی در مدرسه و خودکشی معرفی شد، اما اجرای SEL فراتر از کلاس درس و سال های شکل گیری کودکی و بلوغ است. به گفته نیویورک تایمز، هدف «القای یک هوش روانشناختی عمیق است که به کودکان کمک می کند تا احساسات خود را تنظیم کنند» و پایه و اساس ایجاد یک هوش هیجانی قوی را برای آنها فراهم می سازد.

یک نظرسنجی بریتانیایی که در سال 2011 از مطالعه ملی رشد کودک منتشر شد، توانست میزان حیاتی بودن آموزش EI را در زندگی یک فرد نشان دهد. این مطالعه، 17000 کودک بریتانیایی را در یک دوره 50 ساله مورد بررسی قرار داد و نشان داد که کودکانی که دارای یک تربیت عاطفی پایدار هستند به طور قابل توجهی در بزرگسالی بیشتر موفق هستند.

با تأکید بیشتر بر احساسات و عواطف در دوران کودکی، همان افراد در مراحل بعدی زندگی از نظر عاطفی پایدارتر عمل می کنند. این مطالعه بیان می‌کند که: «وضعیت عاطفی ضعیف ‌تر در دوران کودکی با مشخصات بدتری از عوامل خطر برای سلامتی و افزایش بیماری‌ های قلبی و عروقی در میانسالی همراه است، عمدتاً به دلیل تأثیر نامطلوب آن بر رفتار هایی مانند سیگار کشیدن و عدم ورزش کردن که به نوبه خود بر افزایش خطرات تاثیر می گذارد.»

بنابراین اگر بتوان هوش هیجانی را آموزش داد و در یادگیری کودک موثر واقع شد، این سوال باقی می ماند که چگونه می توان آن را آموزش داد؟

پاسخ به این سوال از طریق شیوه های ارتباطی موثر والدین، معلمان و سایر بزرگسالان در زندگی کودک، ممکن است. معلمان تشویق می شوند تا از طریق آموزش و برنامه هایی مانند RULER، شیوه های یادگیری اجتماعی – عاطفی را گسترش دهند:

  1. شناخت عواطف در خود و دیگران
  2. درک علل و پیامدهای احساسات
  3. احساسات را با دقت نشان دهید
  4. ابراز احساسات مناسب
  5. تنظیم مؤثر احساسات

RULER یک برنامه آموزشی از طریق مرکز ییل برای هوش هیجانی است. یک سازمان مشترک با دانشگاه و بنیاد Born This Way لیدی گاگا. این دو چندی پیش – در اکتبر 2015 – شروع به کار با یکدیگر کردند. گذشت زمان نشان خواهد داد که چقدر این برنامه در آینده برای دانش آموزان خوب و مفید خواهد بود.

با این حال، از نتیجه ی این همکاری، نظرسنجی از 22000 دانش آموز دبیرستانی الهام گرفته شده است که وضعیت عاطفی فعلی خود را در مدرسه به عنوان «خسته»، «مضطرب» و «بی حوصله» توصیف کرده اند. هدف این برنامه ایجاد «انقلاب عاطفی» با نوجوانان است و از آن ها حمایت می کند که در مورد ارتباطات خود بهتر عمل کنند تا بتوانند به طور مؤثر تنظیم روابط عاطفی اجتماعی را در کنار مطالعات عادی خود بیاموزند.

اهمیت هوش هیجانی

هوش هیجانی در روابط

هوش عاطفی و روابط دست به دست هم می دهند. از آنجایی که هوش هیجانی ترکیبی از هوش بین فردی و درون فردی است، بدیهی است که هوش هیجانی می تواند تاثیر زیادی بر روابط شخصی و قرار و ملاقات افراد بگذارد.

کلید این سوالات در تکمیل پاسخ های همدلانه نهفته است. همدلی برای درک انتخاب‌ ها و باور های دیگران بحثی حیاتی است و افراد با «قرار دادن خود به جای دیگران» می‌توانند خود را برای موقعیت‌های شدیدتر و بحث‌ها آماده ‌تر کنند و از نظر عاطفی با شرکای خود بهتر عمل کنند.

همچنین می توانند از احساس ناراحتی دیگران در زمانی که نظرات مشترک نیست جلوگیری کنند. حتی اگر با کسی در مورد موضوعی تفاهمی نمی بینند، با خواندن زبان بدن و تنظیم احساسات‌، می‌توانند از تعاملات ناراحت‌کننده‌ای که ممکن است منجر به دعوا یا جدایی شود، جلوگیری کنند.

سمت تاریک هوش هیجانی

با این حال، یک جنبه تاریک نیز برای هوش هیجانی وجود دارد و ما باید مراقب باشیم که از دانش خود سوء استفاده نکنیم. همانطور که آتلانتیک در مقاله خود در مورد این موضوع اشاره می کند:

«هنگامی که در کنترل احساسات خود مهارت دارید، می توانید احساسات واقعی خود را پنهان کنید. وقتی می‌دانید دیگران چه احساسی دارند، می‌توانید به احساسات آنها تسلط داشته باشید و به آنها انگیزه دهید که برخلاف منافع خودشان عمل کنند.»

نمونه ای از این در مقاله بین کشش عاطفی سخنرانی مارتین لوتر کینگ جونیور «من یک رویا دارم» و کشش احساسی آدولف هیتلر در سخنرانی هایش و به قدرت رسیدن شرح داده شده است. اگرچه هر دو پیام انگیزه‌ های متفاوتی دارند که به آن ها دامن می ‌زند اما هر دو رهبر درک کاملی از نحوه انگیزه دادن دیگران به هدف خود داشتند. با تنظیم و کنترل احساسات خود و دانستن چگونگی برانگیختن واکنش عاطفی دیگران، هر دو به شیوه خود تأثیرگذار شدند.

البته، باید مطمئن باشید که در این شرایط آدم سواستفاده گری نباشید. هرکسی که از هوش خود – اعم از IQ، عاطفی یا غیره – برای آسیب رساندن به دیگران استفاده می کند، قطعا در اشتباه است. ما می خواهیم با افزایش همدلی و هوش هیجانی خود، دنیای خود را به مکانی بهتر برای زندگی تبدیل کنیم، نه دنیایی بدتر.

اهمیت هوش هیجانی

هوش عاطفی برای جهانی بهتر

یکی از عناصر کلیدی افزایش هوش هیجانی ما خواندن و درک زبان بدن است. دانش ما با کسب تجربه گسترش می یابد، اما برای توسعه همدلی بحثی حیاتی است؛ بنابراین، در عصری که تعامل اجتماعی ارزش ارتباط چهره به چهره را از دست می دهد – بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم که بر هوش هیجانی و همدلی تمرکز کنیم.

خوشبختانه، رسانه‌های اجتماعی نوع جدیدی از همدلی را ایجاد می‌ کنند و به کاربران اجازه می ‌دهند بیشتر در معرض دیدگاه ‌ها و ایده‌ هایی قرار بگیرند که متعلق به ذهنیت خودشان نیست. با این حال، مهم است که درک عاطفی خود را از دیگران و موقعیت های اطرافمان تقویت کنیم.

بدون همدلی کافی، ممکن است بیشتر در معرض مشاجره، پرخاشگری و حتی اعمال خشونت آمیز نسبت به دیگران باشیم. این به ویژه در وضعیت فعلی ما کاملا مشهود است. تیراندازی، خشم، تنش نژادی و شکاف سیاسی، همه این ها می تواند به یک عدم درک ساده یا عدم همدلی خلاصه شود. تمرکز سیستم آموزشی و کسب و کار ما بر هوش هیجانی ممکن است راه حل ساده ای به نظر برسد، اما تغییر واقعی از ما شروع می شود.

اگر تمرکزمان را از تفکر منطقی به تفکر عاطفی تغییر دهیم، می توانیم جهان را به جامعه ای بهتر تبدیل کنیم. با افزایش هوش هیجانی خود در زندگی، ممکن است تأثیر زیادی در جامعه خود ایجاد کنیم. از طریق همدلی، درک و پذیرش تفاوت‌ها، می ‌توانیم تغییر مهمی در دیدگاه جهان بینی خود ایجاد کنیم که می‌تواند اثری مثبت برای همه اطرافیانمان ایجاد کند.

نقل قول معروف گاندی می‌گوید: «آن تغییری باش که می‌خواهی در دنیا ببینی.»

آیا شما بخشی از آن تغییر خواهید بود؟

آیا قبول دارید که هوش هیجانی اغلب می تواند مهم تر از هوش به تنهایی باشد؟

منبع:

  • http://www.planetofsuccess.com/blog/2016/importance-of-emotional-intelligence
به این مطلب امتیاز دهید

رشد خودت رو استارت بزن !

درخواست ثبت نام در دوره های امیر شریفی

مشترک شدن
اطلاع رسانی کن
guest
هنگامی که پاسخی داده شود به ایمیل شما پیام ارسال میگردد

0 نظرات
بازخورد درون خطی
دیدن تمام نظرات
0
سوالی دارید؟ بپرسیدx