رسیدن به موفقیت قطعی از طریق آموزش و یادگیری قانون جذب توسط دوره کارشناس جذب شوید استاد شریفی - سایت قانون جذب ، موفقیت و رشد فردی برای همه

بیرون آمدن از محدوده امن

بیرون آمدن از محدوده امن

بسیاری از افراد تمایل دارند که از محدوده ای که توسط خودشان ساخته شده است رها شوند و مسیر حرکت و رشد رو به جلو را در پیش گیرند. شاید کسی نباشد که ضرب المثل ” نابرده رنج، گنج میسر نمی شود” را نشنیده باشد. این ضرب المثل در این جا نیز مفید است و کاربرد دارد. گنج را می توان هدفی دانست که در ذهن هر فرد قرار دارد؛ همچنین رشد و حرکت برای آن نیز گنجی است که آسان به دست نخواهد آمد.

پس باید چه کرد؟ معنی دقیق تر و اساسی تر این ضرب المثل این است که باید درگیر تجربه های جدید شد تا دیدگاه و موقعیت جدیدی را پیدا کرد. در غیر این صورت چنین اتفاقی نخواهد افتاد و رشد و رسیدن به هدف با اختلال مواجه خواهد شد. زندگی همواره نشان داده است که به افرادی پاداش خواهد داد که به سوی ناشناخته ها حرکت می کنند؛ زیرا چنین افرادی ترجیح داده اند که از محدوده راحت و امن خود بیرون بیایند و با تحمل دشواری ها و شرایط جدید، مسیر رسیدن به هدف را در پیش گیرند. این مقاله به همین موضوع پرداخته است و بیرون آمدن از محدوده امن و راحت را مورد بررسی قرار داده است.

چرا افراد رشد نمی کنند؟

به طور معمول افرادی که مایل هستند راحتی و آسودگی خود را حفظ کنند، رشدی نخواهند کرد؛ زیرا در تجربیات جدید شرکت نمی کنند. در اصطلاح به این افراد راکد گفته می شود، زیرا در محدوده امن و راحت خود قرار گرفته اند که بسیار هم عمیق است.

در واقع افراد به این دلیل از رشد جا می مانند که مانعی مانند زنجیر به آنها چسبیده است تا آنها را ایمن نگه دارد؛ همین مانع سبب عقب نگه داشته شدن این افراد می شود و آنها را در برابر هر گونه تغییری ناتوان می کند.

رشد و تکامل و بیرون آمدن از محدوده امن

نکته ای قابل توجه وجود دارد که هر فردی باید از آن آگاه شود؛ این که مهارت ها، دانش، عادت ها و تجربه های جدید همگی نیازهای اولیه برای دست یابی به اهداف هر فردی هستند.

به عبارت بهتر برای صعود از موقعیت فعلی خود به موقعیت مورد نظرتان باید کارهای جدید انجام دهید. درست است که در موقعیت فعلی خود راحت هستید اما باید این راحتی را کنار بگذارید تا رشد کنید و به اهداف خود برسید. به عبارت دیگر راه دومی برای رشد کردن وجود ندارد، جز این که تجربه های جدید و سخت تر را امتحان کنید.

حقیقتی که باید بپذیرید این است که اگر تصمیم جدی برای رشد و ترقی دارید، باید خود قبلی را کنار بگذارید و بالاتر از آن قرار بگیرید. یعنی زندگی شما در تمام جنبه ها باید تغییر و تحول پیدا کند. در واقع نباید با این تغییر که ممکن است راحت نباشد مشکلی داشته باشید؛ علاوه بر آن باید به مسیر سختی که برای اهداف خود طی می کنید عشق بورزید.

باید بدانید که این دشوار بودن یک لحظه نیست، بلکه باید با گذر زمان، روش زندگی جدیدی را بیاموزید و در پیش گیرید. برای رسیدن به اهداف باید به صورت مداوم کار کنید و فشار و بحران تحمل کنید، در واقع نباید از چنین فشاری دوری کنید.

رشد شما نیازمند نسخه متفاوت و جدیدتری از شما است

برای رشد و حرکت باید از راحتی دست کشید. افرادی که به سوی ناشناخته ها حرکت کرده اند و به مقصد و هدف مورد نظر خود رسیده اند، پذیرفته اند که تجربه های انسانی همواره باید فرآیندهای در حال تغییر و به دنبال آن در حال رشد را در بر بگیرد تا به تکامل برسد. در واقع ماهیت واقعی تجربه های انسانی این است.

به عبارت بهتر ما در حال زندگی کردن روی کره زمین هستیم تا به رشد و تکامل برسیم نه این که در محدوده امن و راحت خود راکد بمانیم. پس دلیل عدم اهمیت اکثر افراد به رشد و تکامل چیست؟ در ادامه پاسخ به این سوال را خواهید یافت و درخواهید یافت که رشد و تکامل نیازمند بیرون آمدن از محدوده امن و راحت خواهد بود.

حرکت به سوی ناشناخته ها و بیرون آمدن از محدوده امن

در ادامه به بررسی سه مورد که سبب نگه داشتن افراد در محدوده امن و راحت خودشان می شود پرداخته می شود و پس از آن نیز راهکارهای رهایی ارائه خواهد شد. به این ترتیب در نهایت، خروج و بیرون آمدن از محدوده امن برای افراد رخ خواهد داد و منجر به رشد فردی می شود.

چه چیزی بازدارنده شما از حرکت به جلو است؟

محدوده امن و راحت می تواند شما را وسوسه کند. می توان آن را به مبلی تشبیه کرد که از شما دعوت می کند، به شما گرما می بخشد و می توان گفت شما را به خود وابسته می کند.

اگر مدت زمان باقی ماندن شما روی آن بیشتر شود ممکن است وسوسه کننده باشد؛ در این صورت خروج از مبل و در واقع بیرون آمدن از محدوده امن و راحت دشوارتر خواهد شد.

زیرا چنین کششی از قدرت زیادی برخوردار است. همین موضوع دلیلی است که برای راکد و بی حرکت ماندن افراد در محدوده امن خودشان.

در چنین مواقعی فرد حرکت و یا عملی انجام نمی دهد، جستجو و کاوشی در زندگی او نیست. به عبارت بهتر، شرایط و موقعیت های جدیدی را در زندگی تجربه نمی کند؛ پس طبیعی است که یادگیری مهارت های جدید هم در زندگی فرد وجود نخواهد داشت.

یعنی فرد تنها وجود دارد ولی رشد و تکاملی برای او اتفاق نمی افتد، پس چیزی هم به دست نخواهد آورد.

رشد فردی و بیرون آمدن از محدوده امن

اما هم اکنون که شما در حال مطالعه همین مقاله هستید به احتمال زیاد به فکر فرو رفته اید و در اندیشه رویاهایی هستید که تمایل به دست یابی به آنها را دارید. پس باید بدانید که رسیدن به هر رویایی که دارید نیازمند خروج و بیرون آمدن از محدوده امن و راحتی است که برای خود در نظر گرفته اید و در حال حاضر در آن به سر می برید.

این رویاها می تواند هر رویداد و موقعیتی را شامل شود، برای مثال: نوشتن کتاب، پیوستن به یک استارت آپ، نقل مکان به محلی دیگر، آغاز یک پروژه جدید، تغییر در برنامه روزانه و موارد مشابه. چرا چنین مواردی که خواستار آن هستید هنوز شروع نشده اند؛ زیرا در محدوده امن و راحت خود قرار گرفته اید و به آن عادت کرده اید. بنابراین طبیعی است که بیرون آمدن از آن سخت و زمان بر باشد.

جذب شدن به سوی محدوده امن و آسوده

سه مورد وجود دارد که سبب می شود بیرون آمدن از محدوده امن برای افراد دشوار باشد، این موارد عبارتند از: نحوه تفکر فرد، ترس ناشی از بیش از حد فکر کردن و اقدام نکردن.

  • طرز تفکر: شما فکر می کنید که نباید هیچ دشواری و مسیر سختی را برای رسیدن به اهداف خود پشت سر بگذارید؛ چگونه چنین چیزی ممکن است؟ آیا امکان دارد بدون دشواری، به سوی اهداف برتر و بالاتر پیش رفت و در مسیر پیشرفت قرار گرفت. شما نیازمند هدفی هستید که الهام بخش شما باشد؛ در واقع اهمیت هدف می تواند در وجود شما انگیزه و کشش ایجاد کند. در ادامه مسیر، برای اینکه بتوانید در جهت اهداف خود تلاش کنید، باید باور کنید که از توانایی رسیدن به هدف مورد نظر خود برخوردار هستید. تحقیقات روانشناسی نشان داده است که افراد دارای ویژگی های اساسی و مهمی هستند و می توانند به رشد و پرورش این ویژگی ها به وسیله استراتژی ها، تلاش ها و تحولات خود بپردازند. در واقع ویژگی های درونی هر شخصی مانند توانایی های فردی و اعتماد به نفس می توانند تغییر پیدا کنند و به تکامل برسند. پس تصور نکنید که خصوصیات هر شخصی ثابت است و قابلیت تغییر ندارد. اگر طرز فکر فردی ثابت است می توان گفت که محدوده فکری او کوتاه و کوچک است و توانایی الهام گرفتن ندارد.

نحوه تفکر و بیرون آمدن از محدوده امن

  • ترس: ترس نیز یکی از مواردی است که فرد به این دلیل از بیرون آمدن از محدوده امن خود اجتناب می کند. ترس از شکست، ترس از عدم اطمینان، ترس از ناشناخته ها و دیگر موارد مشابه همگی می توانند فرد را همواره در عقب نگاه دارند و از رشد او جلوگیری کنند. فرد از ناشناخته هایی که همراه با تغییر به وجود می آیند می ترسد. اما حقیقت این است که چه شما اقدام به ایجاد تغییری بکنید یا همواره ثابت باشید تغییر و تحول در زندگی افراد جلوه گر خواهد شد. به عبارت بهتر امن و راحت بودن محدوده مد نظر شما یک توهم است. ناشناخته ها همینطور که از اسمش پیدا است همواره وجود دارند و کسی توانایی پیش بینی و شناسایی آن را نخواهد داشت. شاید فکر کنید که شغل فعلی هر فردی در شغل فعلی خود که برای او امن و راحت است همواره مشغول خواهد بود؛ در حالی که ممکن است ناشناخته ها از راه برسند و فرد شغلش را از دست بدهد. این مثال می تواند این موضوع را بیان کند که زندگی قابلیت تغییر در یک لحظه را دارد. به عبارت بهتر هر رخدادی با عدم قطعیت همراه است. ترس از شکست، مانعی دیگر برای افراد است، اما احتمال شکست پس از یادگیری موارد جدید و گام نهادن در مسیر جدید است؛ بنابراین ابتدا باید بررسی شود گه چرا فرد واهمه دارد که موارد جدید را بیاموزد؟ پاسخ اکثر افراد به این سوال منفی است و وانمود می کنند که می توانند بدون ترس، برای حرکت و رشد اقدام کنند. درست است که ماندن در محدوده امن راحت است و کشش آن هم قدرتمند است: زیرا افراد تمایل دارند که برای هر هدفی به برنامه ریزی گام به گام آن بپردازند، هر مرحله از مسیر را شناسایی کنند، جزئیات فرآیند را طراحی و ترسیم کنند تا از این طریق تلاش کنند ناشناخته ها، خطرات، شکست ها و عدم قطعیت ها را شناسایی و حذف کنند. اما حقیقت این است که چنین چیزی ممکن نیست و تنها تا حدی می توان شرایط و موقعیت هایی که در مسیر رسیدن به هدف ایجاد می شوند را کنترل کرد.

ترس بیش از حد و بیرون آمدن از محدوده امن

  • عمل : دو مورد اول یعنی طرز تفکر ثابت و همچنین ترس بیش از حد تا حدودی می توانند سبب ناتوانی فرد شود. اما اگر هم این دو مورد را حل کنید، باز هم احتمال آن وجود دارد که بیرون آمدن از محدوده امن و راحت برای فرد دشوار باشد. کشش به سوی محدوده امن و راحت بیشتر از کششی است که فرد را به سوی حرکت و رشد سوق می دهد. تا حدی که ممکن است فرد نتواند اقدام کوچکی برای دست یابی به هدف مورد نظر خود انجام دهد. یعنی فرد این فرصت را به خود ندهد که چیزهای قدیمی را رها کند و حرکت و رشد را آغاز کند.

 

برای جمع بندی می توان گفت که سه دلیل وجود دارد که منجر به گیر افتادن شما در محدوده امن و راحت می شود و بیرون آمدن از این محدوده امن و راحت را برای شما دشوار خواهد کرد و مانع از موفقیت شما خواهد شد.

  • طرز فکر شما اشتباه است. اهداف شما الهام بخش نیستند و چنین باوری در شما وجود ندارد که می توانید به اهداف خود دست پیدا کنید.
  • شما بیش از حد می ترسید و بیش از حد به این ترس فکر می کنید.
  • شما تلاشی برای خروج از محدوده امن و راحت نکرده اید و اقدامی از جانب شما برای حرکت و رشد صورت نگرفته است.

چگونگی بیرون آمدن از محدوده امن

اینک این سوال مطرح می شود که چگونه باید از محدوده امن و راحتی که برای خود در نظر گرفته ایم خارج شویم:

به احتمال بسیار بالا کسی تمایل نخواهد داشت که از محدوده امن خودش بیرون بیاید مگر زمانی که از محدوده امن و آسوده خودش رضایت نداشته باشد.

فکر کردن و بیرون آمدن از محدوده امن

فکر کردن:

تصور کنید که فردی در یک شرکت مشغول به کار است و از این طریق محدوده امنی و راحتی برای خود در نظر گرفته است، اما تمایل دارد که استارت آپی را شروع کند. تا زمانی که چنین محدوده ای برای فرد خسته کننده نشده باشد، درخواست استارت آپ را نخواهد داد.

در مثالی دیگر تصور کنید فردی بر نحوه وبلاگ نویسی مسلط نیست و به گونه ای عمیق آن را بررسی نکرده است، با این حال در ذهن خود مایل به نگارش یک کتاب است. در واقع محدوده امنی برای خود در نظر گرفته است. بنابراین تا زمانی که بر وبلاگ نویسی مسلط نشده باشد نمی تواند شروع به تنظیم کتاب کند.

چنین مواردی مثال هایی هستند که نشان می دهند زمانی که محدوده امن فرد برای او خسته کننده و ناراحت کننده شود و در واقع جرقه ای در ذهن افراد روشن شود. در این هنگام است که فرد باید خود را آماده رفتن به صحنه بکند و اقدامات مرتبط را انجام دهند. در این هنگام باید نمایش نسخه جدیدتری از فرد صورت گیرد.

به طور مثال فرض کنید که در حال پاسخ دادن به ایمیل های کاری خود هستید و احساس  شما این است که زندگی در وجود شما با جسم شما هماهنگی ندارد. این موضوع نشان دهنده این است که لازم است نسخه جدیدی از شما شکل بگیرد و به وسیله اقدامات مورد نیاز، تغییراتی به وجود آورید.

تصور کنید فردی از نزدیکان شما در مکانی زندگی می کند که شما آرزوی آن را دارید. شاید با تمسخر، حسادت، موشکافی و شک سعی کنید این تمایل را پوشش دهید. در این هنگام باید نسخه جدید شما اقدام به کاری کند و سبب ایجاد تغییراتی شود؛ این نسخه جدید باید به کیفیت کار خود و همچنین توانمندی  درونی خود اطمینان داشته باشد.

اقدامات مرتبط با بیرون آمدن از محدوده امن

 

 

به خاطر سپردن یک پیام:

اگر شما از وضعیتی که در حال حاضر در آن قرار دارید ناراضی هستید پس بدانید که زمانی فرا رسیده است که باید تغییر پیدا کنید. به عبارت بهتر این نارضایتی نیازمند نمایش نسخه جدیدی از شخصیت شما است.

اکثر افراد سعی می کنند این موضوع را در ذهن خود نقش کنند که ناراحتی و نارضایتی، احساسات ناخوشایندی هستند. اما باید دریچه نگاه خود را تغییر دهید. باید به مواردی دقت کنید که سبب ایجاد نارضایتی شده است. این موارد را باید پیدا کرد، به آنها دقت کرد و آنها را بیان کرد. در واقع صدایی از درون ما به ما می گوید که ما در نظر گرفته شده ایم تا کارها و اقدامات بیشتری در زندگی انجام دهیم؛ زیرا توانایی و قدرت زیادی در وجود هر کدام از ما نهفته است.

بعد از وارد عمل شدن: این که از محدوده امن و آسوده خودتان نارضایتی داشته باشید نشان دهنده این است که زمان خروج و بیرون آمدن از محدوده امن فرا رسیده است. سپس باید در مسیر حرکت و رشد فردی قدم بردارید و با سختی و چالش های مسیر مواجه شوید.

مثال های بسیاری می تواند شامل این موضوع شود که عبارتند از: فردی که آسایش خانه را ترک می کند و برای کار و تحصیل به تنهایی به شهر دیگری می رود. فردی که آسایشی در شغل خود از طریق کسب تجربه و مهارت به دست آورده است اما تمایل دارد به کارآفرینی و تجربه شغل های دیگر بپردازد.

نارضایتی قدرت زیادی دارد، در واقع قدرت این را دارد که فرد را محدوده امن و آسوده خود دور کند ( که شاید در طولانی مدت عوارض جانبی نامناسبی را به دنبال داشته باشد) و فرد را مجذوب حرکت و رشد می کند.

چگونگی خروج و بیرون آمدن از محدوده امن

راهکارهای چگونگی خارج شدن و بیرون آمدن از محدوده امن

فرد باید از عوامل بازدارنده حرکت کردن و رشد آگاهی پیدا کند؛ همان عواملی که خروج از محدوده امن را با فشار و دشواری همراه می کند. چنانچه در مطالب پیشین مطرح شد، سه مورد از آنها وجود دارند که باید آنها را از بین برد. این موارد عبارتند از : طرز تفکر، ترس و عمل. در ادامه راهکارهایی ارائه شده است تا از طریق آنها افراد بتوانند از چنین مواردی عبور کنند و از محدوده امن و راحت خود خارج شوند و قدم در راه حرکت و رشد بگذارند.

 

تغییر طرز تفکر و باور کردن توانایی های فردی: در این راهکار باید به دو نکته توجه شود:

اول اینکه اهداف شما باید الهام بخش باشند. یعنی چنین اهدافی باید شما را هیجان زده کنند. برای مثال تصور کنید که تصمیم دارید یک پروژه جانبی را در کنار شغل اصلی خود راه اندازی کنید. این هدف باید برای شما هیجان و ذوق ایجاد کند و مشاهده حرکت و رشد در آن باید الهام بخش باشد. یعنی این هیجان باید شما را وادار به حرکت کند. تصور کنید هدفی دیگر دارید و تمایل به زندگی در کشوری دیگر را دارید؛ این هدفی هیجان انگیز است که در واقع شما را تشویق به حرکت می کند تا یک سال از شغل فعلی خودتان مرخصی بگیرید و روشی جدید برای زندگی را تجربه کنید.

دوم اینکه پرورش یک ذهنیت رشد باید در زندگی شما رخ دهد. شاید هم اکنون با طرز تفکر ثابتی روزهای زندگی خود را بگذرانید. ممکن است طرز تفکر فعلی شما این باشد که ویژگی های شما مانند سنگ ثابت و بدون تحرک است و در نتیجه امکان تغییر آنها وجود ندارد. سعی کنید از این دیدگاه فاصله بگیرید. باور کنید می توانید رشد کنید. این ذهنیت را در خود پرورش دهید که می توانید تغییر کنید و توانایی های خود را گسترش دهید. باور داشته باشید که با تلاش همه چیز ممکن است.

تغییر طرز تفکر و بیرون آمدن از محدوده امن

تحقیقات نشان داده است که تصور و ذهنیت شما از خودتان به صورت بسیار عمیق بر سبک و مسیر زندگی شما اثر خواهد گذاشت. طرز فکر رشد بر این اساس استوار است که ویژگی های اساسی هر فردی می تواند به وسیله تلاش و ایده توسعه پیدا کند.

پس باور داشته باشید که رهایی از باورهای محدود کننده امکان پذیر خواهد بود. اطمینان داشته باشید که مهارت های شما با تلاش، تمرین و تکرار پیوسته و مستمر پرورش پیدا خواهند کرد.

رها کردن افکار: تحقیقات نشان دهنده این است که در صورتی که ترس به عنوان هیجان به افراد معرفی شود، سبب افزایش اعتماد به نفس و بیشتر شدن توانایی های گوناگون در افراد می شود. اگر فرد از عملی که به آن علاقه دارد، بترسد؛ ترس افزایش می یابد.

ترس را می توان با علاقه یکسان دانست. به این دلیل که ما در زمان اهمیت دادن به چیزی، ممکن است از آن بترسیم. به طور مثال اگر کسی تمایل به ارائه سخنرانی مطلوب داشته باشد طبیعی است که به این دلیل احساس ترس داشته باشند. ترس از شکست، ترس از عدم اطمینان، ترس از ناشناخته ها و ترس کلی در افراد وجود دارند. یعنی اگر فردی با آگاهی برای تغییر تلاش کنید و ترس و شک در سر راه فرد قرار می گیرد تا مقاومت فرد را کاهش دهد و او را متوقف کند. این فشار و تنش باید از بین برود؛ در واقع چنین فشاری باید با دست و پنجه نرم کردن با آن از بین برود و نه با مقابله با آن. ترس به شما انگیزه می دهید. در واقع ترسیدن را می توان با هیجان زده بودن تطبیق داد.

رهایی از افکار و بیرون آمدن از محدوده امن

اقدام کردن: باید قدم کوچکی را برداشت و به سوی ناشناخته ها رفت.

تصور کنید اواخر شب در حال رانندگی هستید، با حرکت به سمت جلو آیا توان مشاهده تا انتهای جاده را دارید؟ پاسخ منفی است. شما تنها می توانید تا جایی را مشاهده کنید که پرتوهای چراغ های جلو به آن نور بخشیده است. با این وجود رانندگی را با آرامش ادامه می دهید و نگران موضوع خاصی برای ادامه مسیر نیستید. زیرا به مقصد فکر می کنید و می دانید که هر قسمت از جاده با نزدیک شدن به آن، نمایان خواهد شد.  همین روال در زندگی هم رخ می دهد: در ابتدای هر هدفی تنها نیازمند یک هدف هستید تا مسیر را آغاز کنید و قدم ها را به ترتیب بردارید.

به هدف خود فکر کنید. نباید از خودتان انتظار داشته باشید تمام مراحل پیش روی خود را دقیق و کامل بدانید؛ پس دیگران نیز چنین انتظاری از شما نخواهند داشت. کل زندگی نیز این گونه نیست. پس تنها به یک هدف نیاز دارید؛ علاوه بر هدف به شفافیت جهت قدم گذاشتن در مرحله بعد نیز نیاز خواهید داشت. همچنین باید بین مرحله فعلی و مرحله بعدی که قرار است به سوی آن بروید پلی ایجاد کنید. به یاد داشته باشید که سفری طولانی هم نیازمند قدمی اولیه هر چند کوچک است.

گام های بیرون آمدن از محدوده امن و راحت

ده مرحله وجود دارد که می توانید برای خروج از محدوده امن و راحت دنبال کنید. این ده گام می تواند شما را از محدوده امن خودتان خارج کند و وارد مسیر پرورش و رشد کند.

رشد و حرکت و بیرون آمدن از محدوده امن و راحت

 

1) سعی کنید نشان دهید که از بودن در محدوده امن و راحت خود ناراضی هستید. به یاد داشته باشید همین نارضایتی ها شما را به موقعیت فعلی رسانده است. پس هدف بعدی شما نیازمند حرکت و رشد است و لازم است که نسخه جدیدی از شما ظاهر شود.

2) فکر کردن به انگیزه های خود و شفاف سازی درباره دلیل خودتان برای بیرون آمدن از محدوده امن و راحت را بیاموزید. این دلایل را برای به خاطر سپردن یادداشت کنید. علاوه بر این موارد، به این موضوع هم فکر کنید که در صورت عدم اقدام در جهت تغییر دادن وضعیتی که در حال حاضر ایجاد شده است باید در آینده منتظر چه وضعیتی باشید؛ مشخص کنید که حسرت خواهید خورد یا خیر؟

3) نوشتن اهداف خودتان می تواند به مشخص کردن مسیری که قرار است در آن حرکت کنید کمک کند. همچنین یادآوری روزانه اهداف و دلایل تمایل به آن نیز مفید است.

4) اگر هدف را تغییر می دهید باید خودتان نیز تغییر کنید. هر هدف جدیدی نیازمند نسخه و هویت جدیدی از شما است. بنابراین برای هر مرحله از خودتان سوال کنید که باید به چه فردی تبدیل شوید. خودتان را با ویژگی های فردی که باید به آن تبدیل شوید مورد مقایسه قرار دهید. وضعیت فعلی خود را ملاحظه کنید و مسیری را در پیش بگیرید که تبدیل به فرد مورد نظر شوید و به هدف خود دست پیدا کنید.

5) تقویت ذهنیت رشد و اعتماد به نفس مفید است. بپذیرید که از توانایی کشف برخوردار هستید و توانایی تحقق هدف را دارید. در ادامه با انجام یک اقدام در جهت هدف مورد نظر خود، آشکار شدن ناشناخته ها خود به خود رخ خواهد داد. بیاموزید که رشد، یادگیری و تلاش ارزشمند هستند.

اعتماد به نفس و بیرون آمدن از محدوده امن و راحت

6) هیجان باید جای ترس را بگیرد. درک کنید که شک وجود خواهد داشت و طبیعی است. طی کردن مسیر با چنین مواردی همراه است و راه دیگری نیست. ادامه دادن مسیر سبب به دست آوردن تجربه خواهد شد و تجربه، چگونگی بهتر مدیریت کردن احساسات را یاد می دهد.

7) حرکت را آغاز کنید و قدم ها را به ترتیب بردارید. بعد از این که هدف خود را درک کنید و مسیری برای آن در نظر بگیرید، حرکت به سوی هدف را می توان مرحله بعد دانست. بعد از طی کردن یک مرحله، گام بعدی را شناسایی و بررسی کنید و به سوی آن بروید. به حرکت ادامه دهید و همواره به سوی جلو پیش بروید.

8) در اطراف خود، تعدادی از افراد را قرار دهید که شما را به اهداف مورد نظرتان نزدیک می کنند. با افرادی که شما را از هدف مورد نظرتان دور می کنند و شوق شما را از بین می برند را کنار بگذارید. افرادی که با مشاهده شور و شوق در وجودتان، شما را بیشتر تشویق می کنند. در واقع محیط اطراف شما نقش مهمی در رسیدن به اهدافتان دارد. از منتقدان و انتقادها دور شوید. به طرفداران نزدیک شوید. اجازه ندهید روحیه شما به دلیل بدبینی کسی تضعیف شود.

9) به اشتباهات بخندید. در هنگام شکست، خود را نبازید و دوباره شروع کنید. بدانید که اگر شکست نخورید و از این طریق تجربه نیاموزید، پس پیروزی چه معنایی خواهد داشت و چگونه حاصل خواهد شد؟

10) تمرکز کردن روی چیزهای خوب مفید است. نقاط قوت خود را پرورش دهید. جشن گرفتن پیشرفت ها نیز مفید است. از مسیر هم لذت ببرید، زیرا زندگی با همین موارد زیبا است.

حرکت کردن در مسیر و بیرون آمدن از محدوده امن و راحت

آنچه برای شما مهم است

محدوده امن و راحت، وضعیتی است که بیشترین گذران زمان توسط اکثر افراد در آن رخ می دهد. اما برای رسیدن به آرزوها و جایگاه مورد نظر خودتان باید از این محدوده عبور کنید و به محدوده رشد بروید. محدوده رشد با احساساتی مانند ترس، آسیب پذیری و سختی همراه است و رشد و یادگیری در آن به وجود می آید و در نهایت تکامل رخ می دهد.

آغاز تغییر در زمانی است که فرد دریابد زندگی کردن در محدوده امن که زندگی راکد و راحتی است از سختی بیرون آمدن از محدوده امن، رشد و آموختن موارد جدید برای او ناخوشایندتر است. سختی را تحمل کنید و به سوی جلو پیش بروید. زیرا باید دشواری را تحمل کنید تا به موارد دلخواه در زندگی خود برسید. زیرا راه دیگری جز تحمل دشواری برای دست یابی به اهداف وجود ندارد. آغاز کردن و آماده شدن با دشواری همراه است؛ اما برای تغییر لازم است. اگر به سوی رشد حرکت کنید در طولانی مدت از مهارت، دانش و تجربه برخوردار خواهید شد. باید از این گذرگاه عبور کنید تا به جلو پیش بروید و شکوفا شوید. در ابتدا با نسخه جدیدی از خودتان برخورد خواهید کرد؛ این طبیعی است، پس محکم و استوار بر جا بمانید و به سمت جلو حرکت کنید.

 

منبع :

 

به این مطلب امتیاز دهید
شاید این ها را هم دوست داشته باشید
مشترک شدن
اطلاع رسانی کن
guest
هنگامی که پاسخی داده شود به ایمیل شما پیام ارسال میگردد

0 نظرات
بازخورد درون خطی
دیدن تمام نظرات
×
0
سوالی دارید؟ بپرسیدx