انگیزه چیست؟

یک نظر اضافه کنید
35 دقیقه مطالعه

انگیزه نیرویی است که شما را وادار می کند تا به اهداف خود پایبند باشید و به آنها برسید. انگیزه، میل دویدن ماراتن، برتر بودن در شغل و کاهش وزن را ایجاد می کند.
بدون انگیزه، هیچ تمایلی به دنبال عظمت نخواهید داشت.
قبل از اینکه برای بهبود جنبه های ظریف زندگی خود تلاش کنید، باید به انگیزه های اساسي خود برسید.

سلسله مراتب نیازهای مزلو، شرح می دهد که قبل از اینکه بتوانید به دنبال عشق، عزت نفس و خودشکوفایی باشید، ابتدا باید برای مراقبت از نیازهای فیزیولوژیکی و ایمنی خود انگیزه داشته باشید.
قبل از اینکه از خود پیشی بگیرید و وارد نظریه های روانشناختی انگیزشی شوید، به اساسی ترین نیازهای خود توجه کنید.

هنگامی که به اصول اولیه توجه کنید، آماده خواهید بود تا به هدف عالی خود برسید. برخی اگر انگیزه نداشته باشند، برای رسیدن به اهداف خود با مشکل روبرو خواهند شد.
وقتی افکار، اهداف و اقداماتتان در یک راستا باشند، قبل از اینکه متوجه شوید، در حال عبور از خط پایان خواهید بود.

مهمترین قدم این است که هدف و اشتیاق را پشت انگیزه خود قرار دهید.
به همین دلیل باید از خود بپرسید:

《در حال حاضر چه هدفی برای من آنقدر مهم است که بتوانم ذهن، بدن و روحم را پشت سر بگذارم؟》

انگیزه چیست؟

اهمیت انگیزه

یافتن و ایجاد انگیزه حیاتی است زیرا به شما این امکان را می دهد:

  • عادت های خود را تغییر دهید.
  • بهترین خود شوید.
  • اهداف قابل دستیابی را برای خود مشخص کنید.
  • یاد بگیرید چگونه زمان را مدیریت کنید.
  • مهارت ها و استعدادهایی را ایجاد کنید.
  • سلامت روان خود را بهبود بخشید.

انگیزه تأثیر تصاعدی دارد.
در ابتدا ممکن است برایتان سخت باشد که به اهداف خود پایبند باشید. وقتی دوره سخت اولیه را پشت سر بگذارید، به احتمال زیاد برای رسیدن به خط پایان تلاش می کنید.
متوجه می شوید که آن لحظه می توانید:

  • خود را با محیطی سریع و همیشه در حال تغییر وفق دهید.
  • عملکردی سازنده داشته باشید.
  • شجاعت و شخصیت بسازید.
  • گنجایش باطنی خود را زیاد کنید.

انگیزه، با سلامت جسمی و روانی ما نیز مرتبط است. وقتی انگیزه نداشته باشیم، کمتر احساس خوشبختی می کنیم. نیازهای اساسی ما برآورده نخواهد شد و به همین دلیل، ذهن و بدن ما آسیب خواهند دید.

برای رفتن به باشگاه و ورزش کردن، باید انگیزه داشته باشید.
باید انگیزه داشته باشید که پدر و مادر، شریک و دوست خوبی باشید. انگیزه نداشتن در کارهای ساده، مانند مرتب کردن اتاقمان، اثری پروانه ای است که می تواند بر خوشبختی ما تأثیر منفی بگذارد.

به این دلایل است که باید انگیزه خود را پیدا کنید.
چون جنبه‌ای حیاتی برای داشتن یک زندگی کامل و دستیابی به شادی، موفقیت و موارد دیگر است.

انگیزه چیست؟

چرا مشکل است که با انگیزه بمانیم؟

بخش دشوار در مورد انگیزه، شروعش نیست، بلکه با انگیزه ماندن است. هر سال نو، هزاران نفر تصمیم می گیرند که زندگی خود را تغییر دهند. کمتر از 10 درصد به تصمیم خود پایبند هستند و این بسیار سخاوتمندانه است. در زیر دلایلی متداول برای از دست دادن انگیزه پیدا خواهید کرد.

دستیابی به هدفتان به اندازه کافی سخت نیست.

در حالی که تعیین اهداف آسان به شما انگیزه می دهد، ممکن است به انگیزه بلندمدت شما آسیب برساند. اگر اهدافی را تعیین کنید که بیش از حد قابل دستیابی هستند، خسته خواهید شد و علاقه خود را از دست خواهید داد. در حالت ایده‌آل، باید بین تحمیل فشار به خود و ایجاد اهداف واقع‌بینانه، تعادل برقرار کنید.

اگر عادت دارید در منطقه امن خود بمانید، از دستیابی به یک هدف تغییر دهنده زندگی باز خواهید ماند.
وقتی به خود فشار بیاورید، می توانید اعتماد به نفس تزلزل ناپذیری را برای رسیدن به اهداف خود داشته باشید. وقتی یک روز به اطراف خود نگاه کنید و ببينيد رویای خود را زندگی می کنید، می فهمید که آن تلاش ها ارزشش را داشت.

در اینجا 7 دلیل برای جرات داشتن رویایی بزرگ آورده شده است.

رنج بردن از اهمال کاری

اگر برایتان سخت است که تمرکز خود را حفظ کنید و شروع کنید، متوجه خواهید شد که عقب مانده اید.

به تعویق انداختن کار عادت بدی است که اگر می خواهید به اهداف کوتاه مدت خود برسید، باید با آن کنار بیایید. برخی از اقدامات ساده ای که می توانید برای شکست این عادت انجام دهید عبارتند از: متعهد کردن خود به شروع یک کار 3 دقیقه‌ای ، ایجاد لیست کارهای روزانه، هفتگی و ماهانه.
هنگامی که وظایف خود را کامل کردید به خود پاداش دهید.

انگیزه چیست؟

تصوری نامشخص

عدم اطمینان در مورد آینده ترسی است که بسیاری از ما با آن دست و پنجه نرم می کنیم.
این ترس می تواند شما را از ادامه مسیر باز دارد، به جای اقدام، در مورد 《چه می شود اگر؟》نگران خواهید بود.

اگر موفق نشدم چه؟ اگر رویای من واقعاً رویای من نباشد چه؟

اگر نمی توانید ذهنیتی درباره مسیر پیش رو ایجاد کنید، در معرض بی هدفی در زندگی قرار خواهید گرفت. وقتی هدف و اشتیاق خود را پیدا کنید، به سمت تعالی تلاش خواهید کرد. شما می‌توانید فرآیند کشف هدف زندگی‌تان را با این سؤال آغاز کنید: «زندگی ایده‌آل من چگونه خواهد بود؟»

این، راه حلی برای ایجاد ذهنیتی از زندگی مورد نظرتان است.

اجازه دهید ترس، ذهن و اعمال شما را کنترل کند.

ترس می تواند شما را از رسیدن به رویاهایتان باز دارد. به جای اقدام و حرکت رو به جلو، ممکن است به دلیل ترس از شکست، دلهره داشته باشید.

شما نباید اجازه دهید ترس شما را عقب نگه دارد. اگر یاد نگیرید که چگونه ترس های خود را مدیریت کنید، به ناچار فرصت های شغلی، روابط و بهبود خود را از دست خواهید داد.
خوشبختانه می توان بر ترس غلبه کرد.

یکی از راه های مدیریت ترس این است که به دنبال علت اصلی ترس خود باشید. با درون نگری عمیق، می توانید لحظه ای را که باعث ترسی شده که مانع رشد شما است، کشف کنید. این کار به شما این فرصت را می دهد تا با درون خود ارتباط برقرار کرده و از آن رها شوید.

رویارویی با ترس تنها راهی است که با آن، می توانید به بهترین نسخه از خود تبدیل شوید. نیازی نیست یک شبه مشکل خود را حل کنید، اما انجام اقدامات آهسته و متفکرانه می تواند تأثیرات زیادی بر نحوه برخورد شما با دنیای درونی و بیرونی شما داشته باشد.

انگیزه چیست؟

احساس غرق شدن در کار و مسئولیت

در غیر این صورت به عنوان فرسودگی شغلی شناخته می شود، شما را در یک حالت افسردگی ناشی از فعالیت زیاد قرار داده و این درحالی است که برای رسیدن به اهداف خود تلاش می کنید. فرسودگی زمانی اتفاق می‌افتد که ما سلامتی خود را برای پیشبرد شغل یا سرگرمی‌های خود به خطر بیندازیم.

زمانی که احساس می کنیم در فعالیت هایمان  غرق شده ایم و خودمان را فراموش می کنیم، رها شدن و یافتن تعادل در زندگی به یک چالش تبدیل می شود. فرسودگی نشانه این است که شما با انگیزه هستید، اما باید یاد بگیرید که چگونه کار و زندگی خود را از هم جدا کنید. بدون این جدایی، مرزها محو شده و ممکن است زمانی که در کار خود شکست می خورید، پیدا کردن انگیزه برایتان دشوارتر شود.

با بهبود مدیریت زمان خود، با فرسودگی شغلی مقابله کنید و یاد بگیرید که چگونه به طور منظم وقت خود را «به خودتان» اختصاص دهید.

نیرویی پشت خواسته های شما

به احتمال زیاد، اگر بخواهید به مسیر خود به سمت آن دستاورد نگاه کنید، متوجه خواهید شد که در قلبتان، دلیل انگیزه شما داشتن یک هدف خاص است. این مهم‌ترین عامل محرک است که به شما این امکان را می‌دهد تا سخت تلاش کنید، یا برای یافتن راه‌حل‌ها و راه‌هایی برای دستیابی به آرزوی خود، انگیزه داشته باشید.
داشتن یک هدف یا مقصود مهم است، زیرا داشتن آن هدف معنادار، نیرویی ایجاد می کند که یا شما را به جلو هل می دهد یا به سمت خود می کشاند. این فشار و کشش نیروی محرک اصلی پشت هر انگیزه‌ای است. انگیزه را می توان به دو نوع تقسیم کرد: انگیزه درونی و بیرونی. درک این دو به شما کمک می کند تا کنترل بیشتری روی انگیزه خود داشته باشید.

انگیزه چیست؟

انواع انگیزه

درک و دانستن نحوه استفاده از انواع مختلف انگیزه می تواند به شما در رسیدن به اهدافتان کمک کند.

انگیزه درونی

ناشی از یافتن رضایت درونی است و به دستاورد های بیرونی متکی نیست. انگیزه شامل درگیر شدن در یک رفتار است، زیرا به خود پاداش می دهید، بنابراین در این مورد، شما یک کار را تنها به خاطر خود انجام می دهید، نه بخاطر اینکه به پاداش یا عاملی خارجی، تمایل دارید.

مثلا می توانيد آهنگ های مورد علاقه خود را با گیتار بنوازید یا فیلمی کمدی در سینما ببینید. انگیزه این رفتارها، میل درونی است. به عبارت دیگر، این رفتار؛ پاداش به خود است و نیازی نیست که از عوامل خارجی منشا بگیرد. انگیزه درونی زمانی بوجود می آيد که ما بدون پاداش بیرونی واضحی عمل کنیم.
از یک فعالیت لذت می بریم یا آن را فرصتی برای کشف، یادگیری و به فعلیت رساندن توانایی های خود می بینیم.

اگر ورزشی را فقط به این دلیل انجام می دهید که از آن لذت می برید، یعنی آن را با انگیزه درونی انجام می دهید. همین امر را می توان در مورد نقاشی، مدیتیشن، یادگیری و خواندن نیز گفت. هر چیزی که برای لذت بردن به جای منافع شخصی بالقوه دنبال می کنید، انگیزه درونی است.

متوجه خواهید شد که حفظ انگیزه درونی، آسان‌تر است، زیرا به شخصه از این فرآیند لذت می‌برید تا اینکه به یک عامل بیرونی وابسته باشید تا شما را خوشحال کند.

انگیزه نگرش

تصور کنید که سعی دارید با ذهنیتی منفی، یک هدف بزرگ مانند یادگیری یک زبان جدید را مشخص کنید. نگرش شکست‌گرایانه شما احتمالاً منجر به همین خواهد شد – شکست.

اما حالا همان سناریو را با تغییر ذهنیت خود به سمت مثبت اندیشی تصور کنید. با این نگرش امیدوارانه، انگیزه ای برای شروع یادگیری و صحبت کردن به زبان دلخواه خود خواهید داشت.

انگیزه چیست؟

انگیزه شایستگی

اگر همیشه در تلاش برای یادگیری چیزهای جدید و تبدیل شدن به یک متخصص در ان زمینه هستید، انگیزه شایستگی شما را هدایت می کند.

انگیزه شایستگی زمانی قدرتمند است که در تلاش برای ایجاد یک کسب و کار و رویارویی با موانع هستید. به جای تسلیم شدن، به یادگیری ادامه می دهید و به جلو رانده می شوید.

انگیزه بیرونی

انگیزه بیرونی تلاش برای یک هدف ملموس است که نتیجه خاصی دارد. این انگیزه زمانی بوحود می آيد که انگیزه ما برای انجام یک رفتار یا یک فعالیت کسب پاداش یا اجتناب از تنبیه است. نمونه هایی از این نوع انگیزه ها شامل اضافه کاری در یک پروژه است زیرا به نوعی از طرف رئیس خود رضایت می خواهید یا به موقع به محل کار می روید تا از سرزنش شدن توسط رئیس خود جلوگیری کنید.
یک محرک بیرونی می تواند مربوط به شرکت در یک مسابقه برای بردن جایزه باشد. در هر یک از این مثال‌ها، این رفتار با تمایل به کسب پاداش یا اجتناب از تنبیه صورت می گیرد.
اما نتیجه‌ای نامطلوب برای افرادی دارد که رفتاری را، نه به این دلیل که از آن لذت می‌برند یا آن را رضایت‌بخش می‌دانند، بلکه برای دریافت چیزی در مقابل آن یا اجتناب از چیزی ناخوشایند، انجام می دهند. این نوع انگیزه، ناشی از یک عامل بیرونی است.

انگیزه بیرونی لزوماً «بد» نیست، اما متوجه خواهید شد که انگیزه های بیرونی رضایت کمتری را نسبت به انگیزه های درونی به ارمغان می آورند.

انگیزه مبتنی بر پاداش/انگیزه

مثل انگیزه بیرونی، می توانید آن را مانند تشویق و تهدید در نظر بگیرید. پس از انجام یک کار، یک جایزه در انتظار شماست.

به عنوان مثال، شریک زندگیتان به شما می گوید که اگر خانه را تمیز کنید، یک شام خوشمزه برای شما درست خواهد کرد. اگر تمیز کردن را دوست نداشته باشید، واداشتن شما به تمیز کردن می‌تواند کاری غیر ممکن باشد. با انگیزه پاداش برای یک غذای خوشمزه، به راحتی انگیزه انجام کار را پیدا خواهید کرد.

انگیزه چیست؟

انگیزه مبتنی بر ترس

انگیزه مبتنی بر ترس نمونه ای از تقویتی منفی است.

ممکن است از این بترسید که اگر به اهداف خود پایبند نباشید، هرگز لباستان اندازه‌تان نخواهد شد یا به شغلی که آرزویش را دارید نخواهید رسید.

انگیزه مبتنی بر ترس، اگر برای دستیابی به اهداف درست استفاده شود، می تواند بسیار قدرتمند باشد.

انگیزه مبتنی بر موفقیت

افرادی که برای دستیابی به نقش‌های بالاتر، موقعیت‌ها و عناوین بهتر تلاش می‌کنند، همه از طریق انگیزه‌های مبتنی بر موفقیت پیش می روند.

کسانی که از انگیزه‌های مبتنی بر موفقیت استفاده می‌کنند، برای رسیدن به هدفی که در ذهن دارند تلاش می‌کنند، آنها لزوماً برای منافع شخصی خود تلاش نمی‌کنند. اگر حرفه‌ای بوده و به دنبال گسترش دانش و افق دید خود هستید، استفاده از انگیزه مبتنی بر موفقیت می‌تواند به شما کمک کند در عین حال که جلوی نفس، غرور و خودخواهی خود را می گیرید، به آن برسید.

انگیزه مبتنی بر قدرت

اگر می‌خواهید دنیا (بخشی از آن) را تغییر دهید، می‌توانید از انگیزه‌های مبتنی بر قدرت استفاده کنید. اساساً، اگر می خواهید یک رهبر یا رویاگرا باشید، فقط با عطش قدرت خود می توانید موفق شوید. این هم می تواند منفی باشد (به دیکتاتورها فکر کنید)، هم می تواند بسیار مثبت باشد (مارتین لوتر کینگ، جونیور را در نظر بگیرید).

انگیزه مبتنی بر وابستگی

اگر تا به حال بخشی از یک تیم ورزشی بوده اید، وابستگی را عملا دیده اید. این روحیه تیمی خاص است که به هر بازیکن این انگیزه را می دهد تا بهترین عملکرد خود را داشته باشد.

در کار هم می تواند همینطور باشد. فقط باید مطمئن شوید که بخشی از یک تیم هماهنگ و حامی هستید.

انگیزه چیست؟

انگیزه درونی در مقابل انگیزه بیرونی

تفاوت اصلی بین انگیزه بیرونی و درونی در این است که انگیزه بیرونی بر یک پاداش یا جریمه بیرونی متکی است، در حالی که انگیزه درونی به خودِ رفتار پاداش می دهد. به آرزوها یا دستاوردهایی که در گذشته داشته اید برگردید، آیا منشا آنها انگیزه بیرونی بوده یا درونی؟
دلیل اینکه بسیاری از افراد در یافتن انگیزه پایدار ناکام می‌مانند این است که بسیار به انگیزه خارجی متکی هستند. اگر می‌خواهید انگیزه‌ای بلندمدت و پایدار داشته باشید، به انگیزه‌های درونی بیشتری نیاز دارید. چرا اینطور است؟ پاسخ ساده است. انگیزه بیرونی بر پاداش ها یا مجازات های بیرونی متکی است. هنگامی که آن پاداش یا مجازات از بین برود، منشا انگیزه هم ناپدید خواهد شد. همچنین، پاداش‌ها یا جریمه‌های خارجی همیشه محدود هستند و معمولاً کنترل آن‌ها در دست شما نیست. از سوی دیگر، در انگیزه درونی – خودِ انجام فعالیت، پاداش است.
بنابراین در صورت پرورش صحیح، عرضه «سوخت انگیزشی» عملاً نامحدود است.

زمان استفاده از انگیزه بیرونی

انگیزه بیرونی باید عاقلانه مورد استفاده قرار گیرد، زیرا تمرکز بر شهرت و ثروت می تواند منجر به این شود که احساس کنید هیچکدام از اهدافتان تحقق پیدا نکرده اند.
برخی از موقعیت هایی که می توانید در آن از انگیزه بیرونی استفاده کنید، عبارتند از:

  • ارائه آن به کسانی که نمی خواهند کاری را انجام دهند. وادار کردن کسی به انجام یک کاری که در پایان آن منتظر چیزی باشد.
  • کسب درآمد و پس انداز برای بازنشستگی
  • تمایل به کاندید شدن در انتخابات دولتی فقط برای شهرت

زمان استفاده از انگیزه درونی

انگیزه درونی، انجام کاری برای این است که خودتان از آن لذت می برید، نه اینکه می خواهید به پاداشی دست یابید.

یعنی بدون اینکه در پایان آن کار، منتظر چیزی باشید، از کاری که انجام می دهید لذت می برید.
وقتی تنها به میزان رضایت خود اهمیت دهید، لازم نیست نگران دستیابی به هدفی باشید.

داشتن انگیزه درونی می تواند شما را به انجام وظایفی بدون هدف، سوق دهد.
برای داشتن یک زندگی متعادل، ترکیبی از انگیزه بیرونی و درونی نیاز است. می‌خواهید از کاری که انجام می‌دهید لذت ببرید، اما در عین حال در طول مسیر نیز، به موفقیت دست پیدا کنید.

توان دهی مثبت و منفی

این دو نتایجی هستند که با اعمال آنها، شانس انجام مجدد همان عادت در شما تقویت می شود.
به این دو به عنوان لایه دیگری از انگیزه نگاه کنید و به این فکر کنید که بر اقداماتی که انجام می دهیم، تأثیر می گذارند.

تقویت ها به دو صورت است: مثبت و منفی.

انگیزه چیست؟

توان دهی مثبت

توان دهی مثبت ارائه یک محرک انگیزشی به کسی است که یک عمل یا رفتار خاصی را انجام داده. یک مثال از این، دریافت جایزه برای عملکرد بهتر از همکارانتان است.

توان دهی منفی

توان دهی منفی حذف یک محرک خاص پس از انجام یک عمل یا رفتار خاص است. به عنوان مثال، شما ظرف ها را می شویید تا همسرتان به شما نگوید این کار را کنید. دیگری این است که بیدار می شوید و آلارم گوشی خود را خاموش می کنید.

جریان انگیزه

اگر به دنبال انگیزه‌ای خوب و مناسب هستید، باید بدانید که انگیزه یک جریان است.

برای اینکه انگیزه داشته باشید، باید فراتر از انگیزه خود شیرجه بزنید. باید چیز عمیق تری پیدا کنید.

یکی از راه های فکر کردن به انگیزه این است که آن، مانند خورشید است.
خورشید یک کره انرژی پایدار و طولانی مدت است که به طور مداوم، انرژی حیات روی زمین را تامین می کند. موتور انگیزه شما نیز مانند خورشید، چندین لایه دارد که از هسته شروع می شوند و به سطح بیرونی می رسند.

سطح بیرونی چیزی است که همه ما می بینیم.
از منظر انگیزشی، این سطوح همان سخنرانی ها، نقل قول ها، فیلم ها و موارد دیگر هستند. اما اگر به آنها تکیه کنید، هیچ هسته اصلی، یا هیچ فرآیند یا انگیزه واقعی برای دستیابی به اهداف بلندمدت خود نخواهید داشت. این یک بخش مهم از هر موتور انگیزشی است.

اگر بتوانید یک موتور انگیزشی ایجاد کنید که به خودی خود پایدار باشد، نه تنها معنا و هدف خود را پیدا خواهید کرد، بلکه می توانید از هر دقیقه‌ی کاری که انجام می دهید، لذت ببرید.
این موتور نقش ها و مسئولیت هایتان را از کارهای روزمره، به چیزهایی که شما را هدایت می کنند، تغییر می دهد.

انگیزه چیست؟

برای درک بهتر جریان انگیزه، بهتر است موتور انگیزه را به 3 قسمت یا لایه تقسیم کنید:

  • لایه 1: هسته – هدف نهایی شما که هر کاری را که انجام می دهید هدایت می کند.
  • لایه 2: پشتیبانی – عوامل توانمندسازی که از کار شما پشتیبانی می کنند.
  • لایه 3: رویه – قدردانی شما

احتمالاً با لایه دوم و سوم آشنا باشید، زیرا همه ما روزانه با این دو لایه در ارتباط هستیم، اما در اینجا به تفکیک هر سه لایه می‌پردازیم.

رویه

این لایه شامل هر شناسایی یا تصدیق خارجی است که می تواند به شما انگیزه بدهد. شاید احترام به مدیر، همکاران یا تعریف و تمجید کردن باشد.

همچنین می تواند حمایتی عاطفی مانند تشویق، بازخورد و انتقادی سازنده باشد. یا می تواند وابستگی و پیوستگی باشد، مانند داشتن دوستی که هدفی مشابه شما دارد.

پشتیبانی

لایه دوم عوامل توانمندساز هستند که از اهدافی که شما دارید حمایت می کنند. آنها تضمین می کنند که همه چیز برای رسیدن به اهدافتان، به آرامی پیش می رود. آنها با بزرگنمایی هسته انگیزه یا سرعت بخشیدن به حرکتتان این کار را انجام می دهند.

چند نمونه از اینها دوستان و شبکه‌های ارتباطی هستند که می‌توانند با مشاوره، تشویق، تمرکز شما را روی کارتان حفظ کنند.

هسته

لایه اول هسته بوده و از همه مهمتر است. هسته، نیروی محرکه جریان انگیزه شما است، هدف شما.
به آن مانند یک دلیل نگاه کنید، اما بسیار عمیق تر. هدف چیزی است که  افراد با انگیزه را از بی انگیزه، افراد موفق را از بازنده و خوشحال را از غمگین متمایز می کند.

هسته، هدف شماست و دو چیز آن را حفظ می کند: معنا داشتن و حرکت رو به جلو. با این دو به عنوان بنیاد هدف، یک منبع انرژی خواهید داشت که می تواند برای همیشه به شما انگیزه بدهد.

پس چگونه باید به هسته اصلی رسید؟
پاسخ را در اینجا بیابید:

انگیزه چیست؟

  1. معنی داشتن

از خود بپرسید: چرا؟ به همین سادگی.

چرا بیش از هر چیز دیگری، این هدف را  دنبال می کنید؟ اگر پاسخ مبهم یا نامشخص باشد، انرژی یکسان خواهد بود. اگر دقیق و واضح هم باشد، باز هم انرژی یکسان خواهد بود. بدون معنا، هیچ جهتی وجود نخواهد داشت.

گفته می‌شود، معنا داشتن، به این نیست که هدفتان باید اندازه تغییر دادن جهان، بزرگ باشد.
یافتن معنا، در ارزش بخشیدن به چیزی یا شخصی که برایتان مهم است خلاصه می شود.

  1. حرکت رو به جلو

نسخه کوتاه این است که به حرکت ادامه دهید. انگیزه از پیشرفت و نیروی حرکت ناشی می شود. به محض اینکه متوقف شوید، هر چیز دیگری متوقف خواهد شد. نکته دیگری که باید در نظر داشت، این است که پیشرفت لازم نیست جهش های بزرگ باشد. حتی اگر یک چیز در زندگی به سمت بهتر شدن برود، باز هم پیشرفت محسوب می شود.

یک استراتژی خوب برای اطمینان از حرکت رو به جلو، تعیین نقاط عطف و داشتن چک لیست است. این دو راه های خوبی برای تصور پیروزی های بزرگ و کوچک هستند. بازی‌های ویدیویی همیشه این کار را انجام می‌دهند. با این که این دستاوردهای آن مجازی است، اما همان مراکز انگیزشی را فعال می‌کند که در هر موقعیت دیگری فعال خواهد شد.

چگونه انگیزه درونی خود را به حداکثر برسانیم؟

اکنون که اهمیت انگیزه درونی را می دانید، قدم بعدی به حداکثر رساندن و پایدار کردن آن خواهد بود. همانطور که قبلاً اشاره کردم، انگیزه درونی کلید رسیدن به اهداف بلند مدت و پایدار است. اما تنها داشتن یک هدف معنادار کافی نیست. برای استفاده حداکثری از آن، باید انگیزه درونی خود را پرورش دهید.

انجام این کار مهم است زیرا انگیزه درونی می تواند بازدهی کاهشی داشته باشد. برای مثال، شما احساس تشنگی می کنید، هوا گرم است و می خواهید یک قوطی کوکاکولا بنوشید. اگر یک کوکاکولا داشته باشید خیلی خوب می شود. هنگامی که آن را دارید، نوشیدن آن بسیار رضایت بخش است. اما تصور کنید من قوطی دوم را به شما بدهم، سپس قوطی سوم و قوطی چهارم. حالا چطور؟ میزان رضایت شما در نهایت کاهش می یابد و حتی ممکن است از آن متنفر شوید. پس  این قانون نزولی در هر موقعیتی اتفاق می افتد، حتی برای انگیزه درونی.

انگیزه چیست؟

افزایش انگیزه درونی

قبل از اینکه بتوانید انگیزه درونی خود را پرورش دهید، خوب است عواملی که انگیزه درونی را تشکیل می دهند، بشناسید. این به شما کمک می کند تا سطح انگیزه درونی خود را ارتقا دهید.

  1. چالش

اولین عامل چالش است. مهم است که در اهداف خود چالشی تعیین کنید. اینگونه فرآیند دستیابی به آن هدف ممکن بنظر می رسد، اما لزوماً قطعی نیست.
به این ترتیب هروقت به مانعی برای رسیدن به آن هدف غلبه کنید، مستقیماً عزت نفستان افزایش می یابد.

  1. کنجکاوی

دومین عامل برای به حداکثر رساندن انگیزه درونی، کنجکاو بودن است. این مربوط به زمانی است که چیزی در محیط فیزیکی توجه شما را به خود جلب می کند (کنجکاوی حسی) یا زمانی که شما را تحریک می کند تا بخواهید بیشتر بیاموزید (کنجکاوی شناختی).

  1. کنترل

عامل سوم کنترل است. این توانایی کنترل بیشتر بر خود و/یا محیط اطرافتان است تا بتوانید تعیین کنید که چه چیزی را دنبال می کنید.

  1. همکاری و رقابت

در نهایت، همکاری و رقابت را داریم.
این همان رضایتی است که از کمک به دیگران یا دنبال کردن یک هدف مشترک با حمایت و رفاقت، بدست می آورید.
همچنین می تواند هیجان و رضایتی باشد که از قرار دادن مهارت ها و عملکرد خود در مقابل دیگران و استفاده از آن به عنوان معیاری برای پیشرفت، ناشی می شود.

پرورش انگیزه درونی

اکنون که عوامل اصلی مؤثر در انگیزش درونی را شناختید، می‌توانید  برای ارتقای انگیزه درونی خود، روی پرورش هر یک از آنها تمرکز کنید.

چگونه می توان با به حداکثر رساندن هر کدام، انگیزه درونی خود را هنگام دنبال کردن چیزی، افزایش داد؟
هنگامی که انگیزه درونی خود را پرورش بدهید، کمتر به انگیزه های بیرونی تکیه خواهید کرد و خواهید دید که پشتکار و انگیزه شما برای رسیدن به چیزی، بسیار بیشتر می شود. با دانستن اینکه نیازی نیست برای قدردانی، شناخت یا پاداش به منابع خارجی تکیه کنید، استقلال بیشتری خواهید یافت.
این به خودی خود بسیار رضایت بخش خواهد بود.

انگیزه چیست؟

انگیزه برای اهداف خاص

علاوه بر تمام نکات انگیزشی بالا، ما درک می کنیم که ممکن است به دنبال انگیزه برای یک هدف خاص باشید. این بخش می تواند به شما در یافتن راه هایی برای رسیدن به اهدافتان کمک کند.

انگیزه زندگی

انگیزه زندگی چیزی است که شما را صبح از رختخواب بیرون می آورد. اگر انگیزه ای برای زندگی نداشته باشید ، احتمال اینکه برای انجام کاری آماده باشید، کم است.

با اینکه تنها کسی که می داند زندگی شما چگونه پیش می رود، خودتان هستید، برخی از دلایل احتمالی برای این احساس، می تواند موارد زیر باشد:

  • مطمئن نیستید که چه می خواهید.
  • ” فقدان انگیزه ” را بخشی از هویت خود کرده اید.
  • اهدافتان به اندازه کافی بزرگ نیستند.
  • احساس غرق شدن می کنید.
  • بیش از حد به تعویق می اندازید.
  •  بیشتر به دنبال انگیزه هستید تا عمل کردن.
  • دوران سختی را در زندگی خود سپری می کنید.
  • از عادات روزانه خود عقب مانده اید.

یافتن انگیزه درونی و ساختن یک موتور انگیزه پایدار به شما کمک می کند تا انگیزه زندگی را دوباره به دست آورید.

انگیزه کاری

زمینه دیگری که افراد انگیزه خود را در آن از دست می دهند، کارشان است. جایی که اکثر مردم در آن گیر می کنند، از یکی از این چهار تله نشات می گیرد:

  • ارزش های شما با هم تطابق ندارند. یک کار با ارزش های اصلی شما مرتبط نیست یا به پیشبرد آن کمکی نمی کند. شما دلیلی برای انجام آن نمی بینید، بنابراین آن را انجام نمی دهید.
  • اعتماد به نفس ندارید. در اعماق وجودتان فکر می‌کنید توانایی انجام این کار را ندارید.
  • احساسات مخربی را تجربه می کنید. شما تحت تأثیر احساسات منفی مختلفی قرار می گیرید، ترس ، اضطراب ، خشم یا افسردگی. این احساسات انگیزه شما را از بین می برند تا حدی که دیگر آن کار را انجام ندهید.
  • قربانی کردن دیگران یا چیزها. شما عدم عملکرد خود را به چیزی که خارج از کنترلتان است نسبت می دهید.

انگیزه چیست؟

انگیزه کاهش وزن

مواقعی وجود دارد که می خواهید از هدف تناسب اندام، دست بکشید، به خصوص زمانی که پایبندی به یک برنامه تمرینی و رژیم غذایی سالم بسیار چالش برانگیز است. در اینجا چند دلیل وجود دارد که چرا انگیزه کاهش وزن خود را از دست می دهید؟

  • هر روز همین کار را می کنید. نه لزوماً همان حرکات  ، اما اگر هر هفته 3 ست 10 تایی حرکت تکراری انجام دهید، در نهایت از انجام آن خسته خواهید شد.
  • بلا تغییر مانده اید: اگر هدف شما کاهش وزن است، دیدن عدد همیشگی روی ترازو، با وجود اینکه سخت تمرین می کنید، می تواند روحیه شما را تضعیف کند.
  • به تنهایی ورزش می کنید. در حالی که تنها بودن چیز خوبی است، اما می تواند منجر به احساس تنهایی شود، داشتن یک دوست می تواند به شما کمک کند تا ورزش کنید.
  • شرایط زندگی را کاملا عوض نمی کنید. اگر ورزش کنید و بلافاصله به سراغ فست فود بروید، انگیزه خود را از دست خواهید داد.
  • محیط تغییر نکرده است. اینکه همیشه به یک باشگاه بروید هم می تواند خسته کننده باشد.

همسو کردن افکار، اهداف و اقدامات

آیا تا به حال شده فقط برای اینکه در لحظه ای حال خود را خوب کنید، انگیزه‌ای برای خود مشخص کنید اما بعداً از خود بپرسید که اصلا چرا از ابتدا این مسیر را شروع کردید؟

این یک پاسخ رایج به این سوال است که چرا افراد در پایبندی به اهداف خود مشکل دارند؟
بدون الهام و تفکری مثبت برای همراهی با انگیزه، با یک تکه از پازل باقی خواهید ماند. وقتی اشتیاق و انگیزه در یک راستا باشند، انرژی که دارید می تواند نامحدود باشد.

لازم نیست نگران انگیزه دادن به خودتان باشید. وقت خود را صرف این کنید که ببینید اشتیاق شما در کجا است. جایی که می خواهید باشید را تصور و آن را یادداشت کنید. افکار مثبت بر اعمال شما تأثیر می گذارد و به نوبه خود، شما را سریعتر به اهدافتان می رساند.

انگیزه چیست؟

به اشتراک گذاشتن دیدگاه خود با خانواده و دوستانتان، کمک می کند که پاسخگو باشید. وقتی به کسی بگویید که می خواهید به هدف خاصی دست یابید، بر طرز فکر خود تأثیر می گذارید.  در مورد با انگیزه ماندن، همسو شدن با خودتان قدرتمندترین ابزاری است که در اختیار دارید.

«انگیزه تقریباً همیشه با استعدادها ی محض هم مسیر است»- نورمن رالف آگوستین

با انگیزه بودن و ماندن، تفاوت چشمگیری در زندگی ایجاد می کند.  قادر خواهید بود با آن اهداف و رویاهایی که سال ها کنارشان گذاشته اید، مقابله کنید. همچنین می توانید اهداف جدید و هیجان انگیزی را برای خود تعیین کنید که قبلاً هرگز به آنها فکر نمی کردید.

همیشه با انگیزه بمانید!

منبع:

  • https://www.lifehack.org/motivation-guide-how-to-get-motivated
به این مطلب امتیاز دهید

رشد خودت رو استارت بزن !

درخواست ثبت نام در دوره های امیر شریفی

مشترک شدن
اطلاع رسانی کن
guest
هنگامی که پاسخی داده شود به ایمیل شما پیام ارسال میگردد

0 نظرات
بازخورد درون خطی
دیدن تمام نظرات
0
سوالی دارید؟ بپرسیدx