چهار مرحله زندگی

1 نظر
24 دقیقه مطالعه

چهار مرحله زندگی

زندگی یک پیشرفت مدوام است. همه ما رشد می کنیم و بالغ می شویم. همانطور که تلاشمان را در زندگی ادامه می دهیم، از مرحله ای به مرحله بعدی می رویم. برای برخی، این تغییر مراحل، یک فرآیند طبیعی به نظر می رسد، در حالی که برخی دیگر برای چندین دهه در مراحل خاصی گیر می کنند.

برخی حتی ممکن است تمام مراحل را به طور کامل رد کنند، بدون اینکه درس ها و تجربه های مهم یک مرحله را یاد بگیرند. چیزی که برای همه ما صدق می کند این است که تعدادی از مراحل خاص زندگی وجود دارد که زمانی از آن ها عبور می کنیم که در بهترین موقعیت خود باشند.

این مراحل را همه انسان ها در طول زندگی خود تجربه می کنند. با تحلیل دقیق زندگی انسان، می توان اساس اصلی این مراحل مختلف زندگی را شناسایی کرد. این دانش در مورد ویژگی‌ های مراحل زندگی می‌تواند به شما کمک کند تا زمانی که نوبت به رشد خود و دستیابی به موفقیت می ‌رسد، سرعت پیشرفتتان را تغییر دهید.

در ادامه، تحلیلی از چرخه زندگی انسان به شما ارائه خواهد شد که نشان می دهد مردم معمولاً در کدام مراحل دچار چالش می شوند و برای رهایی از چنین موقعیت هایی چه کارهایی می توانند انجام دهند.

از زمان های قدیم، بشر در مورد فلسفه زندگی کنجکاو بوده است. تلاش برای طبقه بندی زندگی منجر به پیشرفت مفاهیم بسیار مختلفی در مورد چرخه زندگی شده است. به عنوان مثال، متون هند باستان، چهار مرحله زندگی مبتنی بر سن (دانشجو، خانه دار، بازنشسته و غیرشاغل) را مورد بحث قرار می دهد. در یونان باستان، فیلسوفان و قانونگذارانی مانند سولون، چرخه زندگی را در ده دوره هفت ساله ترسیم کردند. آنچه در ادامه بیان می شود تلاشی است برای فشرده کردن چندین دیدگاه مختلف در مورد مراحل زندگی در یک چرخه جهانی زندگی.

چهار مرحله زندگی

چهار مرحله زندگی در چرخه زندگی انسان

افزایش آگاهی از مراحل مختلف زندگی می تواند به مفهوم بهتر زندگی انسان و چالش های موجود در آن کمک کند. درک این نکته حائز اهمیت است که هر یک از مراحل ارائه شده در زیر می تواند به عنوان تله ای عمل کند که از رشد فرد جلوگیری می کند. به همین دلیل، یک فرد بالغ هنوز هم می تواند از نظر ذهنی در اولین مرحله زندگی به چالش بیفتد. همین امر برای مراحل دیگر نیز به جز آخرین مرحله صدق می کند.

فهرست مطالب: چهار مرحله زندگی

مرحله اول: بازی، تقلید و آموزش

در دوران: تولد – نوزادی – کودکی – نوجوانی

مرحله دوم: خودشناسی، کارآفرینی و ماجراجویی

در دوران: نوجوانی – اوایل بزرگسالی – بزرگسالی

مرحله سوم: وقف، تفکر و خیرخواهی

در دوران: بزرگسالی – میانسالی – بزرگسالی بالغ

مرحله چهارم: بازنشستگی، دانایی و انصراف از کار

در دوران: اواخر بزرگسالی – مرگ

بیایید نگاهی به چهار مرحله مختلف زندگی بیاندازیم.

مرحله اول: بازی، تقلید و آموزش

تولد – نوزادی – کودکی – نوجوانی

چهار مرحله زندگی

خلاصه مرحله اول

مرحله اول زندگی بر آموزش فرد متمرکز است. در طول این مرحله از مراحل زندگی است که ما اساس زندگی آینده را بنا نهادیم. زمانی می توانیم در این مرحله دچار چالش شویم که نتوانیم نیاز به تایید دیگران را کنار بگذاریم.

مرحله اول با جزئیات

چرخه زندگی انسان از زمان لقاح شروع می شود. این فرآیند، تکاملی را شروع می کند که بدن را از یک سلول واحد تشکیل می دهد. مرحله اول زندگی ما عمدتاً با وابستگی به دیگران برای بقا سپری می شود. در ابتدای این مرحله است که ما اساساً فقط می خوریم، می خوابیم و نفس می کشیم. در حالی که مغز در حال رشد است، ذهن ما در آرامش است. همچنین ما توانایی های ضروری حسی و مهارت های حرکتی را انتخاب می کنیم.

این سفر به عنوان یک کودک نوپا ادامه می یابد. در این مرحله کودک بسیاری از مهارت های مهم مانند راه رفتن و صحبت کردن و همچنین آداب معاشرت با انسان ها را می آموزد. در پایان این مرحله از بازیگوشی، کودک یاد می گیرد که بین زندگی درونی خود و دنیای بیرونی تفاوت قائل شود.

مرحله بازیگوشی در اوایل نوجوانی ادامه پیدا می کند. این یک نقطه عطف حیاتی در زندگی فرد است. بلوغ شروع می شود و همراه با آن تغییرات شدید هورمونی پدید می آیند. در نتیجه، بدن آهسته تغییر می کند و شروع به نزدیک شدن به احساسات مردانگی یا زنانگی می کند.

این زمانی است که تحت کنترل احساسات است و تمایل به ریسک پذیری افزایش می یابد. همچنین فرآیند رهایی از والدین در این مرحله آغاز می شود. نوجوان با گذشتن هر سال، مستقل تر رشد می کند. این استقلال به آغاز فرآیند جدایی از والدین کمک می کند.

واقعا چه اتفاقی می افتد؟

مرحله یک در مورد یادگیری است. ما رفتار دیگران را مشاهده می کنیم و از اعمال آن ها تقلید می کنیم. این به ما کمک می کند تا توانایی ها و مهارت های مهم را بدست آوریم. با تقلید از دیگران، به تدریج مهارت های اجتماعی و مشابه آن را توسعه می دهیم و یاد می گیریم که با جامعه سازگار شویم. همچنین قوانین، الگو های تفکر و هنجارها بر ما تحمیل می شود و به ما آموزش داده می شود که به شیوه های قابل قبول اجتماعی رفتار کنیم، عمل کنیم و مانند آن فکر کنیم.

هدف اساسی همه این ها کمک به ما برای تبدیل شدن به افرادی خود تنظیم است. وقتی بالغ شدیم، از ما انتظار می رود که به شیوه ای خودمختار عمل کنیم. به همین دلیل، ما تشویق می ‌شویم که تصمیمات خودمان را به تنهایی بررسی کنیم. با این حال، در این مرحله تمرکز ما بر دنیای بیرون است.

ما هنوز برای راهنمایی به دیگران وابسته هستیم و به دنبال تأیید آنها هستیم. در بین تمام مراحل زندگی، این مرحله به ما کمک می کند تا پایه و اساس مناسب را پیدا کنیم.

چهار مرحله زندگی

چرا مردم در این مرحله دچار چالش می شوند؟

بزرگ ترین خطری که در این مرحله با آن مواجه می شویم این است که نمی توانیم نیاز به تایید دیگران را کنار بگذاریم. ممکن است به دام تفکرات انسان هایی بیفتیم که مستقل و خودمختار شدن ما را قبول ندارند.

برخی از افراد هرگز موفق نمی شوند به این مرحله برسند. آن ها در ذهنشان، هنوز نوجوانانی هستند که از بزرگسالان تقلید می کنند. همچنین سعی می کنند خود را با دیگران هماهنگ کنند و هر کاری می توانند انجام دهند تا آن ها را راضی کنند؛ اما باید بدانیم که وابستگی به تایید دیگران مانع از رشد و تکامل فرد می شود.

به جای اینکه یاد بگیریم مستقل فکر کنیم، نظر دیگران را بر تصمیمات خود تحمیل می کنیم. انتظارات دیگران بار بزرگی را بر دوش ما می ‌گذارد و ما همچنان خود را موظف می‌دانیم که آن ‌ها را برآورده کنیم. توانایی تفکر مستقل هنوز به وضعیتی نرسیده است که ما آنقدر شجاع باشیم که آن را آغاز کنیم. زمانی جرات این کار را پیدا می کنیم که ارزش های شخصی خود را بالاتر از انتظارات دیگران قرار دهیم و برای پیشرفت خودمان دست به کار شویم، اینچنین وارد مرحله بعدی می شویم.

مرحله دوم: خودشناسی، کارآفرینی و ماجراجویی

نوجوانی – اوایل بزرگسالی – بزرگسالی

خلاصه مرحله دوم

حالا کودک به بزرگسالی تبدیل شده است که باید مهارت های آموخته شده را در طول مرحله اولیه زندگی به کار گیرد. از میان تمام مراحل زندگی، این مرحله بیشترین تمرکز را بر کاوش، تلاش و کشف خود دارد.

مرحله دوم با جزئیات

آموزش این نوجوان همچنان ادامه دارد. این دوران شامل رویکرد هایی متمرکز بر کسب دانش در رشته های مختلف است. پایان دوره نوجوانی آغاز بزرگسالی است. این طولانی ترین مرحله در چرخه زندگی انسان است. در این مرحله دگرگونی بدن به پایان خود می رسد. جوان بالغ به نقطه ای از استقلال رسیده است. این زمانی است که در آن فرد جوان زندگی را بررسی می کند و وارد اجتماع می شود تا اثر خود را در جهان به جای بگذارد. تحصیلاتش تکمیل شده است و اکنون متمرکز بر روی دستیابی به یک شغل خوب است.

چهار مرحله زندگی

واقعا چه اتفاقی می افتد؟

در طول مرحله اول، ما یاد گرفته ایم که در صورت لزوم برخلاف انتظارات دیگران، به تصمیمات خودمان عمل کنیم. این استقلال تازه به دست آمده، ما را به سفر بزرگ آغاز خودشناسی هدایت می کند. در حالی که مرحله اول بر روی جایگاه ما در جامعه متمرکز بود، اما مرحله دوم تماماً به ما آموزش می دهد که واقعاً فردی مستقل باشیم.

افزایش استقلال خود را با تصمیم گیری های خودمان شروع می کنیم، اما باید مسئولیتی را که به همراه دارد نیز بپذیریم. این زمانی است که ما برای کشف اجتماع قدم بر می داریم، خودمان را به چالش می کشیم و به دنبال درک خود از زندگی هستیم.

مهم تر از همه، ما بالاخره شجاعت دانستن خود واقعی مان را پیدا می کنیم و می خواهیم یاد بگیریم که چه چیزی ما را از دیگران جدا می کند. این کنجکاوی به ما کمک می کند تا درکی از فردیت و منحصر به فرد بودن خود به دست آوریم.

میل به کشف زندگی، تمایل ما را برای ریسک کردن افزایش می دهد. ما شروع به کسب تجربه های جدید و هیجان انگیز می کنیم. تلاش برای ادغام این موضوعات در زندگی می تواند گاهی اشتباه باشد. در نتیجه، ما اشتباه می کنیم، از آنها درس می گیریم و به ادامه ی کارهای دیگر می پردازیم.

در بهترین حالت، ما به طور کامل از وابستگی به تأیید دیگران رها می شویم. به جای جستجو در اعتبار یافتن از جهان خارج، یاد گرفته ایم که خودمان، خود را تایید کنیم. این نشانه رهایی از دوران کودکی در مراحل زندگی است.

چرا مردم در این مرحله دچار چالش می شوند؟

دلایل مختلفی وجود دارد که ما می توانیم در این مرحله از زندگی دچار چالش شویم. یکی از دلایل اصلی در این واقعیت نهفته است که این مرحله می تواند بسیار لذت بخش و هیجان انگیز باشد. به همین دلیل، برخی افراد نمی خواهند به سادگی این مرحله را ترک کنند. آن ها به جای رشد، ترجیح می دهند به زندگی در این سطح ادامه دهند.

مرحله دوم با ماجراهای بسیاری و اکتشافات هیجان انگیز زندگی همراه است. پیوسته به دنبال جایی بودن که استقلال شما به آن منتهی می شود، می تواند برای مدت معینی هیجان انگیز باشید؛ اما در آخر، همه ما باید یاد بگیریم که این تلاش های جوانی در نهایت به پایان می رسند.

با این حال، برخی افراد از پذیرش پایان مرحله دوم خودداری می کنند. اغلب بدون هدف واقعی، کاوش آن ها در زندگی ادامه می یابد. این افراد به جای اکتشافات جدید، به سادگی نکاتی را بدون به دست آوردن بینشی جدید در مورد زندگی تجربه می کنند و بدون توجه به آن در یک دایره یکسان مدام در حال دویدن هستند.

دلیل اصلی این امر این است که برخی از ما محدودیت های آن مرحله را نمی پذیریم. با این حال، یک درس مهم از مرحله دوم این است که به ما محدود بودنمان را نشان می دهد. حتی اگر گاهی اوقات دردناک و سخت باشد، ما به سرعت باید در هز زمینه ای که ضعیف هستیم رشد کنیم. ما نقاط ضعف خود را کشف می کنیم و با شکست های خود مواجه می شویم، اما از نظر رشد شخصی، مواجه شدن با این موضوعات چندان هم بد نیست.

این تجربیات به ما می فهماند که زمان ارزشمند است و باید بر اساس ارزش آن سپری شود. ما کم کم به این درک می رسیم که نباید هر فعالیتی را دنبال کرد، فقط به این دلیل که می توانیم آن را انجام دهیم و همچنین به این درک می رسیم که بسیاری از فعالیت هایی که برای مدت طولانی از آن لذت برده ایم، دیگر هیچ بازده قابل توجهی برای ما ندارند. به آرامی به ما آموزش داده می شود که از استقلال خود به شیوه ای درست استفاده کنیم.

مرحله دوم زمانی انجام می شود که متوجه شویم باید در مورد کاری که انجام می دهیم مسئولیت پذیر و عاقل باشیم.

چهار مرحله زندگی

مرحله سوم: وقف، تفکر و خیرخواهی

بزرگسالی – میانسالی – بزرگسالی بالغ

خلاصه مرحله سوم

مرحله سوم زمانی آغاز می شود که مسئولیت های فرد به مرور زمان زیاد و زیادتر می شود. انسانی که زمانی مستقل بود، خود را با چالش ‌های مختلف، از جمله، مقابله با فشار های مالی مواجه خواهد کرد. ممکن است فرد بخواهد خانه و شریک زندگی خود را پیدا کند. آرزوهای استقلال و جستجوی آزادی اکنون با آرزوی تشکیل خانواده جایگزین شده است. این مرحله ای را نشان می دهد که در طی آن ما تعداد زیادی مسئولیت را نه تنها برای خود بلکه برای دیگران نیز بر عهده می گیریم.

مرحله سوم با جزئیات

مرحله سوم نقش بسزایی در زندگی بزرگسالانه دارد. در این زمان است که ما چرخه زندگی را با بچه دار شدن خودمان آغاز می کنیم و متمرکز بر رشد شغلی و پیشرفت خانواده خود می شویم. وقتی فرزندان شروع به ترک خانه می کنند، یک نقطه عطف بزرگ در مرحله سوم فرا می رسد. تا این لحظه انسان مسیری را که جامعه تعیین کرده است می پیماید. فرد به دنیا آمد، بزرگ شد، تحصیل کرد، شغلی پیدا کرد، صاحب خانه شد و تشکیل خانواده داد.

اما اکنون برای اولین بار، فرد با موقعیت جدیدی مواجه می شود. تعهدات و مسئولیت هایی که جامعه بر عهده آن ها می گذارد شروع به کاهش می کند. فرد وارد مرحله میانسالی می شود. در بسیاری از موارد، این مرحله شبیه فرصتی برای استراحت از امور مادی است. شاید برای اولین بار، فرد شروع به اندیشیدن در مورد معنای واقعی زندگی خود می کند.

این مرحله ای از یک تفکر عمیق است. هر فردی در این مرحله واکنش های متفاوتی از خود نشان می دهد. در حالی که برخی درک عمیقی از زندگی دارند، برخی دیگر خود را در یک بحران میانسالی خواهند دید. در بهترین حالت، فرد قوی تر و عاقل تر از این مرحله بیرون می آید. پایان این مرحله آغاز مرحله ای است که به ویژه با خرد و خیرخواهی مشخص می شود.

واقعا چه اتفاقی می افتد؟

مرحله دوم ما را وادار کرد جهان را کشف کنیم و با محدودیت ها و ترس هایمان روبرو شویم. در ابتدای مرحله سه، ما به زندگی مطلوبمان رسیده ایم. مرحله سوم را می توان به عنوان فرآیند بی نظمی در زندگی در نظر گرفت. ما درک بسیار عمیق تری نسبت به موضوعاتی داریم که واقعاً برای ما مهم هستند، همچنین بینش هایی در مورد توانایی های محدود خود در زمینه های خاص به دست آورده ایم. بر أساس کسب این دانش، شروع به ایجاد برخی تغییرات مهم در زندگی می کنیم.

در مرحله سوم، یک تغییر بزرگ در ذهن اتفاق می افتد. ما تمرکز خود را روی موضوعاتی قرار می دهیم که برای ما مهم هستند و به بقیه اجازه می دهیم زندگی ما را ترک کنند. صبر ما در مورد فعالیت های وقت گیر و دوستانمان به شدت کاهش می یابد. این مرحله ای است که بسیاری از این سرگرمی های بی فکر و دوستان وقت گیر از زندگی ما بیرون می روند و هرگز دوباره دیده نمی شوند.

به‌جای اینکه فعالیت ‌هایی که اتلاف وقت دارند را در روزمره داشته باشیم، سرگرمی‌ها و روابطی را که واقعاً برایمان مهم هستند، گسترش می‌دهیم. در این مرحله دست یابی به رویاهایتان بیش از هر چیز دیگری برایتان مهم شده است. این مرحله از زندگی بر خلق شما متمرکز است. شما تلاش می کنید تا با استفاده از حداکثر پتانسیل خود، بهترین استفاده را از زندگی خود ببرید. همه این ها با تمایل به گذاشتن اثری از خود در جهان به وجود می آید.

با بی نظم کردن زندگی خود، فضایی را برای مسائلی که قبلاً در نظر نگرفته باز می کنید. ممکن است کسی در مورد هدف زندگی تامل کند، در فلسفه زندگی فرو رود یا دینش را (دوباره) کشف کند.

چهار مرحله زندگی

چرا مردم در این مرحله دچار چالش می شوند؟

مرحله سوم زمانی به نتیجه واقعی خود می رسد که دیدگاه شما راجب زندگی محقق شود. مردم احساس پیری، فرسودگی می‌کنند و به این درک می‌رسند که هر آنچه را که می‌توانستند در زندگی ‌شان انجام دهند، انجام داده‌اند.

با این حال، برای برخی، جاه طلبی برای انجام کارهای بیشتر هرگز به پایان نمی رسد. مردم آنقدر عادت دارند که دائماً برای دستاورد بیشتر تلاش کنند که با کنار آمدن با بازنشستگی مشکل زیادی دارند؛ و هنگامی که آن روز فرا می رسد، گرسنگی سیری ناپذیر برای دستاوردها و قدرت شروع آنها را اذیت می کند. در نتیجه، این افراد تا زمانی که بدنشان اجازه می دهد، فعال می مانند. اگرچه که یک مرحله مهم دیگر در زندگی را از دست می دهند.

مرحله چهارم: بازنشستگی، خرد و انصراف

در اواخر بزرگسالی – مرگ

خلاصه مرحله چهارم

در دوران بلوغ، فرد به مرحله خرد و خیرخواهی می رسد. فرزندان خانه را ترک کرده اند و زندگی کاری فرد به پایان می رسد. پس از بازنشستگی، کمک های بسیار مهمی برای جامعه انجام می دهند. خرد و آینده نگری آن ها به پیشرفت جامعه کمک می کند. در بسیاری از موارد، سالمندان در نقش داوطلبان و مربیانی قرار می گیرند که نسل های جوان را راهنمایی می کنند. آن ها منبعی از خرد را برای ارائه دارند که اگر نسل های بعدی برای انجام این کار به اندازه کافی عاقل باشند، می توانند از آن بهره ببرند.

مرحله چهارم با جزئیات

آخرین مرحله زندگی یک انسان زمانی شروع می شود که زمان ترک آن فرا رسد. در حالی که این یک تجربه دردناک برای بستگان فرد متوفی است، برای نسل های جوان نیز به عنوان یادآوری عمل می کند. این به آن ها یادآوری می کند که از لحظه لحظه زندگی خود حداکثر استفاده را ببرند و برای آن سپاسگزار باشند.

چهار مرحله زندگی

واقعا چه اتفاقی می افتد؟

آخرین مرحله در زندگی انسان ثمره نهایی است. انسان ها در طول زندگی خود سخت کار کردند، کارهای بزرگی انجام دادند و تداوم خانواده و بشریت را تضمین کردند. مرحله چهارم زمانی را مشخص می کند که مردم به طور فعال به دنبال ارائه توصیه های مفید به نسل های جوان برای همراهی هستند. این مرحله ای است که در طی آن مقدماتی فراهم می شود تا نسل های بعدی این میراث را ادامه دهند.

از منظر روانشناختی، آخرین مرحله به ما کمک می کند تا واقعیت فانی بودن خود را بپذیریم. در واقع، این فرصت را به ما می دهد که مطمئن شویم چیزی از ما در این دنیا به حیات خود ادامه می دهد، حتی زمانی که مرده ایم.

امیدوارم از این مقاله در مورد چهار مرحله زندگی لذت برده باشید. در بخش نظرات ایده های خود را به اشتراک بگذارید که در حال حاضر در چه مرحله ای زندگی می کنید و چالش های بالقوه ای که با آن مواجه هستید شامل چه موضوعاتی است.

موفق باشید!

منبع:

The Four Stages of Life

3.7/5 - (3 امتیاز)

رشد خودت رو استارت بزن !

درخواست ثبت نام در دوره های امیر شریفی

مشترک شدن
اطلاع رسانی کن
guest
هنگامی که پاسخی داده شود به ایمیل شما پیام ارسال میگردد

1 دیدگاه
جدید ترین
قدیمی ترین بیشترین امتیاز
بازخورد درون خطی
دیدن تمام نظرات
1
0
سوالی دارید؟ بپرسیدx